از یاقوتهای سرخ بیجار تا حسرت صادرات؛
انگورهایی که در نبود سردخانه، ارزان فروخته میشوند!
تاکستانهای بخش کرانی بیجار، هر پاییز یاقوتهای سرخی به بار میآورند که میتوانند طلای سبزِ اقتصاد روستاها باشند؛ اما نبود سردخانه، صنایع تبدیلی و بازارهای صادراتی، باغداران را به فروش شتابزده و سودهای اندک محکوم کرده است.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، با فرارسیدن پاییز، وانتهای حامل انگورهای سرخ و زرد در خیابانهای بیجار دیده میشوند؛ محصولاتی که با ظاهر چشمنواز و طعم مطلوب، ظرفیت قابلتوجهی برای حضور در بازارهای داخلی و خارجی دارند، اما پشت این تصویر رنگارنگ، واقعیتی تلخ برای باغداران منطقه کرانی و حسنآباد یاسوکند و حتی روستای چالاب پنهان است؛ محصولی باکیفیت که هنوز نتوانسته از مرحله تولید و فروش روزانه عبور کند و به یک زنجیره اقتصادی پایدار تبدیل شود.
انگور یاقوتی بیجار، بهویژه در منطقه کرانی، از ظرفیتهای مهم کشاورزی شهرستان به شمار میرود، شرایط اقلیمی، ویژگیهای خاک و کیفیت محصول، زمینه مناسبی برای توسعه باغداری و تولید فرآوردههای متنوع انگور فراهم کرده است، با این حال برخورداری از محصول مرغوب بهتنهایی تضمینکننده درآمد پایدار نیست؛ زیرا در اقتصاد کشاورزی امروز، زمان برداشت، شیوه نگهداری، بستهبندی، فرآوری، بازاریابی و دسترسی به بازارهای صادراتی، به اندازه کیفیت محصول اهمیت دارد.
مسئله اصلی باغداران بیجار نیز همینجاست؛ تولید انجام میشود، اما حلقههای بعدی زنجیره ارزش، از نگهداری و عرضه اصولی تا تبدیل محصول خام به فرآوردههای باارزش و صادرات، هنوز به تناسب ظرفیت باغهای منطقه توسعه نیافته است.

وقتی فصل برداشت به فصل نگرانی تبدیل میشود
باغداران بخش کرانی هر سال در شرایطی به استقبال برداشت انگور میروند که محدودیت زمان، وضعیت آبوهوا و حجم عرضه، قدرت چانهزنی آنان را کاهش میدهد، انگور محصولی حساس است و نمیتوان برداشت آن را بدون توجه به شرایط رسیدگی و کیفیت، برای مدت طولانی به تعویق انداخت.
از سوی دیگر، هنگامی که بخش زیادی از تولیدکنندگان منطقه بهصورت همزمان محصول خود را روانه بازار میکنند، افزایش عرضه میتواند به کاهش قیمتها منجر شود، این وضعیت در مناطق سردسیر اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه انگور کرانی و حسنآباد یاسوکند، به دلیل شرایط اقلیمی منطقه، در مقایسه با برخی مناطق دیگر دیرتر به مرحله برداشت میرسد.
در نتیجه، محصول زمانی به بازار عرضه میشود که ممکن است بخش مهمی از تقاضای فصلی کاهش یافته باشد و سردتر شدن هوا نیز از تمایل مصرفکنندگان به خرید انگور تازه بکاهد.
در چنین شرایطی، باغدار برای جلوگیری از فاسد شدن محصول، ناچار است آن را با حاشیه سود کمتر بفروشد یا بخشی از انگورهای فروشنرفته را به فرآوردههایی مانند شیره تبدیل کند؛ راهکاری که اگر بدون تجهیزات مناسب، برنامهریزی تولید و دسترسی به بازارهای جدید انجام شود، لزوماً به افزایش سودآوری منجر نخواهد شد.
این چرخه تکراری، پرسشی جدی را پیش روی مسئولان بخش کشاورزی و مدیریت شهرستان قرار میدهد که چرا منطقهای با ظرفیت تولید انگور مرغوب، همچنان برای فروش محصول خود تا این اندازه به بازار روز و مشتریان محلی وابسته است؟

باغدار تولید میکند؛ اما ارزش افزوده کجا ایجاد میشود؟
در بسیاری از الگوهای موفق کشاورزی، محصول پس از برداشت وارد مجموعهای از فعالیتهای مکمل میشود؛ از درجهبندی و بستهبندی گرفته تا نگهداری در سردخانه، تولید فرآوردههای غذایی، عرضه با نشان تجاری مشخص و صادرات به بازارهای هدف، هرکدام از این مراحل میتواند بخشی از ارزش افزوده محصول را ایجاد کند و زمینه اشتغال و درآمدزایی بیشتری را فراهم آورد.
اما در بخش قابلتوجهی از فعالیت باغداری بیجار، فاصله میان تولید و فروش همچنان کوتاه و محدود است، باغدار محصول را برداشت میکند، آن را به شهر میآورد و ساعتها در انتظار مشتری میماند، اگر فروش به نتیجه برسد، چرخه اقتصادی همانجا پایان مییابد و اگر محصول روی دست او بماند، باید برای تبدیل آن به شیره یا دیگر فرآوردهها هزینه و زمان بیشتری صرف کند.

هر ساله فروش انگور سختتر میشود
میلاد قاسم خانی باغدار روستای چالاب گفت: چندین سال است که به همراه پدرش در تاکستانهای منطقه انگور تولید میکند و برای فروش محصول به بیجار میآید، صبح زود برداشت انگور را آغاز میکنیم تا اول وقت بساط فروش خود را در شهر برپا کنیم و تا بعدازظهر، سپس به روستا بازمیگردند تا روز بعد همین روند را تکرار کنند.
او با اشاره به دیررس بودن انگور منطقه توضیح میدهد که در روزهای پایانی شهریور و آغاز پاییز، محصول حسنآباد درشت و آبدار است، اما همزمانی برداشت باغهای متعدد و کاهش میل به مصرف انگور تازه، فروش را دشوار میکند، زیرا بسیاری از مردم با آغاز سرما میلی به انگور ندارند.
این باغدار قیمت فروش محصول را در آن مقطع بین ۲ تا ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال اعلام کرده و معتقد است افزایش عرضه و محدودیت زمانی، باغداران را به فروش با حاشیه سود اندک سوق میدهد.

سردخانه؛ حلقه مفقوده مدیریت بازار انگور
محمد اسدی باغدار یاسوکندی با اشاره به دشواریهای فصل برداشت میگوید همزمانی عرضه محصول از سوی باغداران متعدد، رقابت را تشدید کرده است، باغداران ناچارند پس از برداشت، هرچه سریعتر انگور خود را بفروشند؛ زیرا تأخیر در برداشت یا نگهداری نامناسب میتواند کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهد.
او معتقد است راهاندازی سردخانه در حسنآباد یاسوکند میتواند به باغداران کمک کند محصول خود را با فرصت بیشتری به بازار عرضه کنند و برای بازاریابی در شهرهای دیگر نیز زمان داشته باشند.
اسدی گفت: البته سردخانه بهتنهایی تمام مشکلات بازار انگور را حل نمیکند.، ظرفیت نگهداری باید متناسب با حجم تولید، نوع انگور و مدتزمان موردنیاز برای عرضه طراحی شود، همچنین تأمین انرژی، مدیریت هزینههای نگهداری، دسترسی باغداران به خدمات سردخانهای و برنامه فروش محصول ذخیره شده باید در طرحهای اجرایی مورد توجه قرار گیرد.

صادرات؛ هدفی فراتر از برگزاری جشنواره
احمد ویسی از تولیدکنندگان انگور روستای چالاب، معتقد است جشنواره انگور حسنآباد در سالهای گذشته توانسته است توجه برخی مشتریان را به محصول منطقه جلب کند، اما برگزاری چنین رویدادهایی زمانی اثربخش خواهد بود که به برنامهای مستمر برای توسعه بازار و افزایش فروش منتهی شود.
او با تأکید بر کیفیت انگور بخش کرانی میگوید این محصول قابلیت تبدیل شدن به یکی از ظرفیتهای اقتصادی مهم منطقه را دارد، مشروط بر آنکه توسعه کشاورزی و باغداری در کنار سرمایهگذاریهای معدنی و صنعتی مورد توجه قرار گیرد.
این باغدار، ایجاد صنایع غذایی و بستهبندی محصولات متنوع انگور را از راهکارهای توسعه اقتصادی منطقه میداند و معتقد است چنین اقداماتی میتواند مسیر حضور محصول در بازارهای دورتر و صادرات را هموار کند، با این حال صرفاً به تولید محصول مرغوب یا برگزاری جشنواره وابسته نیست.

از انگور تازه تا صنایع تبدیلی؛ ظرفیت مغفول منطقه
ظرفیت اقتصادی انگور به فروش محصول تازه محدود نمیشود. کشمش، مویز، شیره انگور، سرکه، آبغوره و دیگر فرآوردههای قابل تولید از انگور، هرکدام بازار مصرف خاص خود را دارند. همچنین برگ مو و سایر بخشهای قابل استفاده تاکستان میتوانند در صورت وجود بازار و فرآیند تولید استاندارد، بخشی از فعالیتهای مکمل اقتصادی را شکل دهند.
توسعه این فعالیتها، بهویژه در منطقهای که حدود ۴۵۰ هکتار باغ انگور در بخش کرانی آن گزارش شده است، میتواند فرصتهای جدیدی برای اشتغال روستایی ایجاد کند. با این حال، رسیدن به چنین هدفی نیازمند عبور از تولید پراکنده و حرکت به سمت فعالیتهای سازمانیافته است.
تبدیل انگور به محصولی با قابلیت عرضه در تمام سال، مستلزم ایجاد واحدهای فرآوری، استفاده از تجهیزات بهداشتی و استاندارد، بستهبندی متناسب با بازار هدف و طراحی نظام بازاریابی است، در این میان، تشکیل تعاونیهای باغداران میتواند امکان تجمیع محصول، کاهش هزینههای خرید تجهیزات، افزایش قدرت چانهزنی و عرضه یکپارچه تولیدات را فراهم کند.
برای نمونه، بهجای آنکه هر باغدار بهتنهایی برای فروش چند صندوق انگور به بازار مراجعه کند، یک مجموعه تعاونی میتواند محصول اعضا را جمعآوری، درجهبندی و بستهبندی کند و با برنامهریزی مشخص در اختیار عمدهفروشان، فروشگاههای زنجیرهای یا خریداران سایر استانها قرار دهد.
در مرحله بعد، ایجاد واحدهای کوچک و متوسط فرآوری میتواند بخشی از محصول را به کشمش، شیره و دیگر فرآوردهها تبدیل کند. چنین الگویی، علاوه بر کاهش وابستگی به فروش فوری انگور تازه، زمینه تنوعبخشی به درآمد باغداران را فراهم میسازد.
البته ایجاد صنایع تبدیلی باید بر پایه مطالعات اقتصادی، میزان واقعی تولید، نیاز بازار، هزینه تجهیزات و امکان تأمین مواد اولیه انجام شود تا سرمایهگذاریها به واحدهای کمبازده یا تعطیل تبدیل نشوند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!