حافظ، آینه جان انسان در گذر قرنها؛
حافظ هنوز با زبان امروز انسان سخن میگوید
ادبیات فارسی نامهای بزرگی را در حافظه تاریخی خود ثبت کرده است، اما کمتر شاعری توانسته همچون حافظ شیرازی، مرزهای زمان و جغرافیا را پشت سر بگذارد و با زبان عشق، عرفان، امید و حقیقت، همچنان با انسان امروز سخن بگوید.
فریده یوسفی فعال ادبی و کارشناس زبان و ادبیات فارسی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی» اظهار داشت: حافظ یکی از برجستهترین چهرههای تاریخادبیات فارسی است که توانسته میان زیبایی هنری، عمق اندیشه و بیان احساسات انسانی پیوندی کمنظیر برقرار کند.
یوسفی عنوان کرد: حافظ در لایههای مختلف شعر خود به پرسشهایی میپردازد که انسان در دورههای گوناگون با آنها مواجه است، پرسشهایی درباره حقیقت، وفاداری، ریاکاری، امید، گذر عمر و معنای زندگی که وجود دارند، ازسویدیگر، تسلط او بر زبان فارسی، انتخاب دقیق واژهها، استفاده هنرمندانه از آرایههای ادبی و ایجاد موسیقی دلنشین در غزل، جایگاه او را در تاریخ شعر فارسی تثبیت کرده است.
این فعال ادبی گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای حافظ، چندلایگی معنایی شعر اوست، خواننده ممکن است در نخستین مواجهه با یک غزل، زیبایی و موسیقی کلمات را دریابد، اما بامطالعه دقیقتر، به مفاهیم اخلاقی، عرفانی و اجتماعی آن نیز پی ببرد، همین ظرفیت تفسیرپذیری باعث شده است که هر نسل بتواند از دریچه تجربههای خود با شعر حافظ ارتباط برقرار کند.
عشق و عرفان در جهان حافظ
یوسفی با اشاره به اینکه عشق در غزلیات حافظ از چه جایگاهی برخوردار است، افزود: یکی از اشتباهات رایج در مواجهه با حافظ این است که بخواهیم شعر او را در چارچوبی محدود و تکبعدی تفسیر کنیم، عشق در دیوان حافظ مفهومی گسترده دارد و میتواند از دلبستگی انسانی و زیبایی معشوق تا اشتیاق معنوی و جستوجوی حقیقت را در بر بگیرد.
وی اضافه کرد: حافظ با استفاده از نمادها و استعارههایی مانند می، ساقی، خرابات و رند، فضایی میآفریند که خواننده را به تأمل دعوت میکند، البته معنای این نمادها در همه غزلها یکسان نیست و برای تفسیر درست آنها باید به بافت شعر، زبان شاعر و شرایط فرهنگی روزگار او توجه داشت.
یوسفی اذعان داشت: حافظ میگوید، الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها؛ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها، این بیت بهخوبی نشان میدهد که عشق در نگاه حافظ، تجربهای ساده و سطحی نیست، مسیری است که دشواری، تحول درونی و شناخت را با خود همراه میکند، چنین نگاهی سبب میشود شعر او فراتر از یک احساس زودگذر، به تجربهای انسانی و تأملبرانگیز تبدیل شود.
حافظ، منتقد ریاکاری و ظاهرسازی
وی با اشاره به اینکه یکی از جنبههای مهم شعر حافظ، نقد ریاکاری و دورویی است، میگوید: حافظ در بسیاری از غزلهای خود میان حقیقت درونی و ظاهر فریبنده تفاوت قائل میشود، او با زبانی ظریف، گاهی طنزآمیز و گاهی صریح، کسانی را نقد میکند که از ارزشهای اخلاقی سخن میگویند، اما در رفتار خود به آنها پایبند نیستند.
یوسفی ادامه داد: اهمیت این موضوع در آن است که حافظ صرفاً به توصیف زیباییها و احساسات شخصی نمیپردازد، وی به رفتار انسانها و مناسبات اجتماعی نیز توجه دارد، نقد تظاهر، خودبرتربینی و فاصله میان گفتار و کردار، از موضوعاتی است که شعرش را برای مخاطب امروز نیز قابلتأمل میکند، اگر بخواهیم حافظ را درست بشناسیم، باید به این جنبه انتقادی شعر او توجه کنیم.
چرا نسل جوان باید حافظ بخواند؟
وی تصریح کرد: باید بپذیریم که شیوه ارتباط نسل جدید با کتاب و ادبیات تغییر کرده است، بنابراین، نمیتوان تنها با توصیههای کلی از جوانان انتظار داشت که به سراغ آثار کلاسیک بروند، باید راههای تازه و جذابی همچون برگزاری نشستهای ادبی در مدارس و دانشگاهها، شرح ساده و دقیق غزلها برای معرفی این آثار پیدا کنیم، نباید شعر حافظ را به چند بیت مشهور یا جملات جداشده از متن اصلی محدود کرد.
یوسفی با اشاره به این مسئله که فال حافظ یکی از سنتهای شناختهشده میان ایرانیان است، تشریح نمود: فال حافظ بخشی از فرهنگ عمومی و حافظه جمعی ایرانیان است و در مناسبتهایی مانند شب یلدا و دیدارهای خانوادگی جایگاه ویژهای دارد، این سنت نشان میدهد که شعر حافظ از محافل رسمی ادبی فراتر رفته و وارد زندگی روزمره مردم شده است.
وی تأکید کرد: باید میان ارزش فرهنگی فال حافظ و مطالعه جدی دیوان او تفاوت قائل شد، فالگرفتن میتواند بهانهای برای انس با شعر باشد، اما نباید جای شناخت ادبی و بررسی معنای غزلها را بگیرد، اگر پس از خواندن یک غزل، درباره واژهها، تصاویر شاعرانه و پیامهای آن گفتوگو کرد، همین سنت فرهنگی میتواند به فرصتی برای گسترش علاقه به ادبیات تبدیل شود.
زبان فارسی، میراثی که باید زنده بماند
یوسفی یادآور شد: حافظ یکی از قلههای زبان و ادبیات فارسی است و مطالعه آثار او میتواند شناخت ما را از ظرفیتهای این زبان افزایش دهد، اشعارش نشان میدهد که چگونه میتوان با واژههایی محدود، مفاهیمی گسترده و عمیق آفرید و میان موسیقی، تصویر، اندیشه و احساس هماهنگی برقرار کرد.
وی در ادامه بیان کرد: میراث ادبی زمانی زنده میماند که از نسلهای گذشته به نسلهای آینده منتقل شود و در تجربه فرهنگی جامعه حضور داشته باشد، حافظ به ما یادآوری میکند که زبان تنها وسیله انتقال اطلاعات نیست، زبان میتواند ابزار شناخت، آفرینش زیبایی و بیان پیچیدهترین احساسات انسانی باشد.
یوسفی عنوان نمود: در روز بزرگداشت حافظ، زمانی هرچند کوتاه برای خواندن یک غزل اختصاص داد، بهتر است بهجای بسنده کردن به نقل یک بیت مشهور، شعر را بادقت خواند، درباره معنای آن اندیشید و در صورت امکان از شرحهای معتبر ادبی کمک گرفت.
وی مشروح کرد: جوانان نیز میتوانند با انتخاب غزلهایی متناسب باعلاقه خود، از عشق و عرفان گرفته تا امید و نقد اجتماعی، قدم نخست را برای شناخت این شاعر بزرگ بردارند، حافظ متعلق به گذشته نیست، وی بخشی از میراث زنده فرهنگی ماست، هر بار که شعرش خوانده میشود و معنای تازهای در ذهن مخاطب شکل میگیرد، این میراث دوباره جان میگیرد.
یوسفی در پایان خاطرنشان کرد: روز بزرگداشت حافظ شیرازی، فرصتی برای بازگشت به یکی از ارزشمندترین سرمایههای فرهنگی ایران است، شاعری که با هنرمندی زبانی، اندیشه ژرف و نگاه انسانی خود، از مرزهای زمان عبور کرده است، شناخت حافظ نباید به نامگذاری یک روز یا برگزاری مراسم محدود بماند، حافظ زمانی در زندگی ما زنده خواهد ماند که شعرش را نهفقط بخوانیم، بلکه درباره آن بیندیشیم و در جستوجوی معنای انسانی آن باشیم.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!