«کردتودی» گزارش میدهد؛
پستچی؛ نخ نامرئی میان آدمها و خبرهایشان
صبح، پیش از آنکه شهر کاملاً بیدار شود، امیرحسین کیف نامههایش را روی دوش میاندازد و راهی کوچهها میشود؛ مردی که نام بسیاری از ساکنان را میداند، اما خودش برای بیشترشان فقط همان پستچی آشناست که همیشه پشت درهاست.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی کردتودی، ساعت شش صبح است و خیابان هنوز رنگ شلوغی نگرفته است، مغازهها بستهاند، چراغ بعضی خانهها خاموش است و صدای جاروی پاکبان از انتهای کوچه میآید، امیرحسین اما از چند دقیقه پیش راه افتاده است. لباس کارش را پوشیده، کیف چرمی نامهها را روی شانه انداخته و فهرست نشانیها را در جیب گذاشته است، امروز هم مثل بیشتر روزها، قرار است چند ساعت میان درهای بسته و زنگ خانهها قدم بزند.
امیر حسین محبوبی ۳۸ سال دارد و دوازده سال است پستچی است. مسیرش برای او فقط مجموعهای از شماره پلاکها نیست؛ هر کوچه برایش چهرهای دارد و میداند پیرمرد خانه شماره ۲۷ هر روز هر هفته منتظر نامه فرزندانش است، صاحب مغازه سر نبش معمولاً خریدهای آنلاینش را خودش میخواهد تحویل بگیرد. و زن سالخورده کوچه بعد، اگر بستهای داشته باشد، تا رسیدن امیرحسین پستچی پشت پنجره میایستد.
محبوبی در ادامه در گفتگو با خبرنگار کردتودی بیان داشت: من خیلی از آدمهای این محله را میشناسم، اما بیشترشان اسم من را نمیدانند، وقتی زنگ میزنم، میگویند پستچی آمد، شاید طبیعی باشد؛ کار ما این است که چیزی را برسانیم و برویم. کمتر کسی به آدمی که پشت آن کار ایستاده فکر میکند.
وی گفت: در طول مسیر، زنگ خانهای به صدا درمیآید. پسربچهای در را باز میکند. بسته کوچکش را تحویل میگیرد و با هیجان خطاب به مادرش میگوید مادر رسید! و در بسته میشود.
این پستچی افزود: چند ثانیه پشت در میایستم، لبخند میزنم و دوباره راه میافتد.
وی عنوان داشت: برای من این صحنه تکراری است؛ برای خانه، رسیدن یک بسته شاید آغاز یک اتفاق کوچک باشد.
محبوبی گفت: سختترین بخش شغلش گرما یا سرما نیست، سختی کار وقتی است که فکر میکنی هیچکس نمیبیند چند ساعت راه رفتهای، مردم فقط منتظر نامه یا بستهاند، البته حق هم دارند؛ آنها منتظر خدمت هستند، نه داستان زندگی من.
وی بیان داشت: پشت هر خدمت، یک آدم ایستاده که خسته میشود، نگرانی دارد و گاهی دلش میخواهد یک نفر بگوید خسته نباشی، این «دیده نشدن» فقط مسئله امیرحسین ها که شغلشان پستچی است نیست. بسیاری از مشاغلی که شهر را در وضعیت عادی نگه میدارند، زمانی دیده میشوند که کاری درست انجام نشده باشد.
محبوبی خاطر نشان کرد: پستچی تا وقتی نامه به موقع برسد، بخشی از پسزمینه زندگی است؛ همانطور که پاکبان تا وقتی خیابان تمیز باشد، نگهبان تا وقتی اتفاقی نیفتد و نیروی خدماتی تا وقتی محیط مرتب باشد، کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
سارا نادری، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل شهری، درباره این باره در گفتگو با خبرنگار کردتودی اظهار داشت: جامعه معمولاً مشاغل را بر اساس درآمد، عنوان و میزان دیدهشدن میسنجد، در حالی که بخش مهمی از زندگی شهری به کارهایی وابسته است که موفقیتشان در بیحادثه و بیمسئله بودن خلاصه میشود.
وی گفت: وقتی یک خدمت درست انجام میشود، نتیجه دیده میشود، اما انجامدهنده آن معمولاً در حاشیه میماند.
این جامعه شناس افزود: این بیتوجهی فقط یک رفتار فردی نیست و ریشه اجتماعی دارد. ما در شهر با نتیجه کارها مواجه میشویم، نه با فرآیند آنها.
وی خاطر نشان کرد: بسته به دستمان میرسد، اما مسیر طیشده را نمیبینیم، همین فاصله باعث میشود نیروی کار پشت خدمت، از نگاه اجتماعی حذف شود.
نادری عنوان داشت: احترام به این افراد فقط تشکر زبانی نیست شناختن ارزش کاری است که انجام میدهند.
این جامعه شناس در پایان افزود: شاید مسئله این نیست که چرا بعضی از مشاغل را نمیبینند مسئله این است که چند بار در روز از کنار آدمهایی عبور میکنیم که نتیجه کارشان را میبینیم، اما خودشان را نه.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!