روتیتر: روایت خودباوری در روستا؛
وقتی اراده یک زن، کارگاه تولیدی میسازد
چرخهای خیاطی در نساره علیا، قصه زنی را روایت میکنند که از دل تنگناهای اقتصادی، راهی برای تولید و اشتغال گشود؛ قصهای از امید، تلاش و رؤیایی که هنوز برای بزرگتر شدن، چشمانتظار حمایت است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پیاگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، زنان روستا، قصهگویان خاموش اما استوار روزگارند؛ زنانی که در هیاهوی زندگی و میان دشواریهای معیشت، دست از تلاش نمیکشند و همپای مردان، بار سنگین اقتصاد خانواده را بر دوش میگیرند.
در روستاهای کردستان گاه پشت پنجره خانهای ساده، چراغ امیدی روشن است؛ چراغی که با دستان زنی پرتلاش، صدای چرخ خیاطی و آرزوی فردایی بهتر برای خانواده روشن مانده است، زنانی که از دل محدودیتها فرصت میسازند، از سرمایه اندک کار میآفرینند و به جای تسلیم شدن در برابر دشواریها، راهی برای ماندن، ساختن و پیش رفتن پیدا میکنند.
در نساره علیای شهرستان دیواندره، چنور عبدالمحمدی یکی از همین زنان است؛ بانویی که شش سال پیش، با سرمایهای به گفته خود بسیار اندک قدم در مسیر تولید پوشاک گذاشت.
آنچه امروز در قالب یک کارگاه تولیدی و عرضه روزانه لباس به بازار دیواندره خودنمایی میکند، حاصل روزهایی است که با امید آغاز شدند، با سختی ادامه یافتند و با پشتکار به ثمر نشستند.
داستان این بانوی کارآفرین، تنها روایت راهاندازی یک کارگاه خیاطی نیست؛ روایت خانوادهای است که تصمیم گرفت برای ساختن آینده، به جای رفتن به وادی غربت، در زادگاه خود بماند و از دل تواناییهایش راهی برای کسب درآمد و اشتغال پیدا کند.
آغاز یک مسیر با سرمایهای اندک
شش سال پیش، زمانی که بسیاری از مشاغل تولیدی برای آغاز فعالیت به سرمایههای قابلتوجه نیاز دارند، چنور عبدالمحمدی با حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان سرمایه، جرقه راهاندازی کارگاه تولید پوشاک را زد؛ سرمایهای که در مقایسه با هزینههای امروز تولید، ناچیز به نظر میرسد، اما برای او نقطه آغاز مسیری بزرگ بود.
در آن روزها، نه از امکانات گسترده خبری بود و نه مسیر پیش رو هموار به نظر میرسید، راهاندازی یک فعالیت اقتصادی در محیط روستایی، افزون بر مهارت و پشتکار، به صبر، مدیریت هزینهها و توان عبور از روزهای دشوار نیاز دارد؛ بهویژه زمانی که سرمایه اولیه محدود باشد و تأمین مواد اولیه و گسترش تجهیزات، به مانعی جدی تبدیل شود.
با این حال عبدالمحمدی به جای چشم دوختن به امکاناتی که در اختیار نداشت، از همان داشتههای اندک خود آغاز کرد.
چرخ خیاطی و هنر دوخت، ابزار او برای ورود به دنیای تولید شدند؛ دنیایی که در آن، هر لباس دوختهشده میتوانست قدمی برای افزایش درآمد خانواده و تثبیت یک فعالیت اقتصادی باشد.
در این مسیر، همراهی همسرش نیز نقشی مهم داشت. او در کنار همسرش ایستاد تا خانواده برای تأمین معاش، ناگزیر از انتخاب راه دشوار مهاجرت کاری و دوری از خانه و زادگاه نباشد. این همراهی، کارگاه را به تلاشی مشترک تبدیل کرد.تلاشی که در آن، زن و شوهر با تقسیم مسئولیتها و اتکا به تواناییهای خود، برای ساختن آیندهای بهتر قدم برداشتند.
این تصمیم، در روزگاری که تأمین هزینههای زندگی بسیاری از خانوادهها را با دشواری روبهرو کرده است، معنایی فراتر از راهاندازی یک کسبوکار دارد؛ تلاشی برای ایجاد درآمد در محل زندگی، حفظ پیوندهای خانوادگی و تبدیل مهارت به فرصتی برای ماندگاری و پیشرفت.
تسهیلات بسیج سازندگی و گسترش تولید
مسیر توسعه این کارگاه، با گذشت زمان و فراهم شدن امکان استفاده از تسهیلات، وارد مرحله تازهای شد. عبدالمحمدی با دریافت ۱۰۰ میلیون تومان تسهیلات از بسیج سازندگی توانست فعالیت خود را گسترش دهد و گام دیگری برای توسعه تولید بردارد.
این حمایت مالی، در کنار تجربهای که طی سالها کار به دست آورده بود، زمینه افزایش ظرفیت کارگاه را فراهم کرد، کارگاهی که در آغاز با امکانات محدود فعالیت میکرد، اکنون به محل تولید پوشاک بچهگانه و بزرگسالان تبدیل شده است؛ محصولاتی که برای عرضه به بازار دیواندره آماده میشوند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی این کارآفرین، کارگاه در حال حاضر با چهار چرخ خیاطی فعالیت میکند و به همراه همسرش و دو خیاط دیگر، روزانه حدود ۱۰۰ دست لباس ست پسرانه و دخترانه تولید میکند.
این میزان تولید، نشاندهنده مسیری است که یک فعالیت کوچک میتواند با استمرار، تجربهاندوزی و استفاده از حمایت مالی طی کند.
در چنین کسبوکارهایی، توسعه تولید تنها به معنای افزایش تعداد لباسهای دوختهشده نیست؛ بلکه به معنای تقویت امکان درآمدزایی، ایجاد فرصت شغلی و شکلگیری پیوندی میان تولیدکننده محلی و بازار مصرف است. هرچه این چرخه پایدارتر باشد، امکان ادامه فعالیت و گسترش آن نیز بیشتر خواهد شد.
این حال، رسیدن به این مرحله به معنای پایان مشکلات نیست. تولید پوشاک، مانند دیگر فعالیتهای کارگاهی، به سرمایه در گردش، فضای مناسب، تجهیزات و امکان دسترسی مستمر به مواد اولیه نیاز دسترسی مستمر به مواد اولیه نیاز دارد.
هرگونه محدودیت در این بخشها میتواند سرعت رشد کارگاه را کاهش دهد و مانع استفاده کامل از ظرفیت تولید شود.
تجربه عبدالمحمدی نشان میدهد تسهیلات هدفمند میتواند در آغاز یا توسعه یک کسبوکار کوچک اثرگذار باشد؛ اما برای تبدیل این فعالیت به مجموعهای پایدارتر، حمایتها باید متناسب با نیازهای واقعی تولیدکننده ادامه یابد و امکان برنامهریزی بلندمدت را برای او فراهم کند.
سرمایه و فضای کار؛ دو نیاز پیش روی کارگاه
با وجود توسعه فعالیت در شش سال گذشته، محدودیت سرمایه همچنان یکی از مهمترین موانع پیش روی این بانوی کارآفرین است. عبدالمحمدی برای افزایش ظرفیت تولید، به فضای بزرگتری نیاز دارد، اما کمبود منابع مالی، امکان اجاره یک سالن مناسب را از او گرفته است.
حمایت از چنین واحدهایی زمانی اثربخشتر خواهد بود که علاوه بر تأمین مالی، نیازهای عملی تولیدکنندگان نیز مورد توجه قرار گیرد.
دسترسی به فضای کار مناسب، امکان تهیه مواد اولیه، پیوند با بازار فروش و فراهم شدن زمینه معرفی محصولات، از جمله عواملی است که میتواند به افزایش ماندگاری کسبوکارهای کوچک کمک کند.
در کنار حمایت مسئولان، نقش مردم و مصرفکنندگان نیز در رونق تولید محلی تعیینکننده است.
عبدالمحمدی از شهروندان میخواهد با توجه بیشتر به تولیدات بومی و خرید از بازار دیواندره، از کسبوکارهای محلی حمایت کنند؛ خواستهای که میتواند به افزایش فروش تولیدکنندگان و تقویت گردش مالی در اقتصاد منطقه کمک کند.
خرید محصول تولید داخل شهر، افزون بر تأمین نیاز خانوار، فرصتی برای حمایت از کسانی است که با سرمایه و امکانات محدود، تلاش میکنند فعالیت اقتصادی خود را در همان منطقه حفظ کنند.
تداوم این حمایت، بهویژه برای واحدهای کوچک و نوپا، میتواند انگیزه بیشتری برای افزایش کیفیت، تنوع محصولات و توسعه تولید ایجاد کند.
داستان چنور عبدالمحمدی در نساره علیا، روایت زنی است که از سرمایهای اندک آغاز کرد و با گذشت شش سال، به تولید روزانه پوشاک و ایجاد اشتغال برای دو نفر دیگر رسید.
او و همسرش هنوز در مسیر توسعه کارگاه گام برمیدارند؛ مسیری که ادامه آن به سرمایه بیشتر، فضای کار مناسب و بازاری نیاز دارد که تولیدات بومی را جدی بگیرد.
در پس صدای چرخهای خیاطی این کارگاه، امید خانوادهای جریان دارد که خواستهاش تنها بزرگتر شدن یک واحد تولیدی نیست؛ بلکه ساختن آیندهای است که در آن، کار کردن در زادگاه به فرصتی برای تأمین معاش تبدیل شود و زنان روستا بتوانند با تکیه بر مهارت و اراده خود، سهمی پررنگتر در اقتصاد خانواده و منطقه داشته باشند.
حمایت از این تلاشها، حمایت از چرخهای است که از یک کارگاه کوچک آغاز میشود، به اشتغال و درآمد میرسد و میتواند در رونق بازار محلی سهم داشته باشد؛ چرخهای که برای ادامه حیات، بیش از هر چیز به فرصت، اعتماد و حمایت هدفمند نیاز دارد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!