حالت تاریک
جمعه, 26 تیر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
زباله‌های روستا، زخمی بر پیکر گروس
یادداشت؛

زباله‌های روستا، زخمی بر پیکر گروس

سال‌هاست روستاهای شهرستان بیجار با بحرانی به نام مدیریت پسماند، زباله‌هایی که قرار بود در محل‌های مشخص دفن یا بازیافت شوند، امروز در اطراف روستاها پراکنده‌اند و آرام‌آرام خاک، آب، هوا و سلامت را آلوده می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در ادبیات توسعه پایدار، از مدیریت پسماند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های کیفیت زندگی و حکمرانی محلی یاد می‌شود؛ اما کافی است سری به برخی روستاهای شهرستان بیجار بزنید تا ببینید این شاخص، تا چه اندازه از استانداردهای مطلوب فاصله گرفته است.

آنچه امروز در بسیاری از مناطق روستایی مشاهده می‌شود، دیگر تنها چند کیسه زباله یا یک محل دفن غیراصولی نیست؛ بلکه نشانه‌های شکل‌گیری یک بحران محیط‌زیستی است، زباله‌هایی که باید در چارچوب اصول بهداشتی مدیریت شوند، در اطراف محل‌های موسوم به «سایت زباله» پراکنده شده‌اند و در اثر وزش باد، گاه تا چند کیلومتر در دشت‌ها، مزارع و حاشیه جاده‌ها گسترش می‌یابند.

این تصاویر، تنها یک نازیبایی بصری نیست؛ بلکه زنگ خطری برای سلامت انسان، منابع طبیعی و آینده کشاورزی منطقه است.

هر بطری پلاستیکی، هر کیسه نایلونی و هر پسماند رهاشده در طبیعت، سال‌ها در خاک باقی می‌ماند، چرخه طبیعی را مختل می‌کند، منابع آب را آلوده می‌سازد و حیات‌وحش را با تهدید جدی روبه‌رو می‌کند، در منطقه‌ای مانند بیجار که اقتصاد آن بر کشاورزی و دامداری استوار است، آلودگی خاک و منابع آب، مستقیماً امنیت غذایی و معیشت مردم را هدف قرار می‌دهد.

بخش نگران‌کننده ماجرا آن است که این روند، اغلب بدون برنامه آموزشی و نظارت مستمر ادامه دارد، بسیاری از دهیاران و شوراهای اسلامی روستاها با وجود تلاش‌های ارزشمند در حوزه خدمات عمومی، آموزش تخصصی و کافی درباره مدیریت نوین پسماند، تفکیک زباله، کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی و شیوه‌های اصولی امحای پسماند را دریافت نکرده‌اند، نتیجه این خلأ آموزشی، تکرار روش‌هایی است که نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه هر سال بر ابعاد آن می‌افزاید.

مدیریت پسماند، تنها مسئولیت یک دهیار یا یک شورا نیست، این مسئله نیازمند هم‌افزایی دهیاری‌ها، بخشداری‌ها، فرمانداری، اداره حفاظت محیط‌زیست، شبکه بهداشت، جهاد کشاورزی و دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی است، تا زمانی که آموزش، نظارت و تأمین زیرساخت در کنار یکدیگر قرار نگیرند، نمی‌توان انتظار داشت طبیعت از این آسیب‌ها در امان بماند.

از سوی دیگر، فرهنگ عمومی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، حفاظت از محیط‌زیست، تنها وظیفه دولت نیست؛ هر شهروند، هر کشاورز و هر روستایی در قبال زمینی که میراث نسل‌های آینده است، مسئولیت دارد، اما این فرهنگ زمانی شکل می‌گیرد که آموزش مستمر، امکانات مناسب و مدیریت صحیح نیز در کنار آن وجود داشته باشد.

امروز هنوز فرصت برای پیشگیری وجود دارد. آموزش دهیاران و اعضای شوراها، تجهیز و ساماندهی محل‌های دفن پسماند، توسعه طرح‌های تفکیک زباله از مبدأ، افزایش نظارت بر سایت‌های جمع‌آوری و برخورد با رهاسازی غیراصولی پسماند، می‌تواند سرعت این بحران را کاهش دهد.

طبیعت گروس، سرمایه‌ای نیست که بتوان آن را جایگزین کرد، دشت‌های حاصلخیز، مراتع، چشمه‌ها و چشم‌اندازهای روستایی، میراث مشترک همه ما هستند، اگر امروز برای حفاظت از آن‌ها تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا فرزندانمان از ما خواهند پرسید چرا زمانی که می‌شد این زخم را درمان کرد، سکوت کردیم.

نجات محیط‌زیست، از یک تصمیم بزرگ آغاز نمی‌شود؛ از مسئولیت‌پذیری امروز ما آغاز می‌شود.

نویسنده: محمدرضا قربانی فعال محیط‌زیستی

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!