«کردتودی» گزارش میدهد؛
روایت زندگی بومی در قلب دشت حاصلخیز لیلاخ
در میان گستره حاصلخیز دشت لیلاخ، جدایی از زندگی در زمینهای کشاورزی، فرهنگ نیز همچون رودی قدیمی از دل روستاها، خانهها، آیینها، لباسها، موسیقیها، دستساختهها و خاطرات نسلهای گذشته عبور کرده و خود را به امروز رسانده است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی کرد امروز، دشت لیلاخ را اگر فقط از پشت شیشه خودرو تماشا کنیم، شاید نخستین چیزی که به چشم بیاید زمینهای کشاورزی، روستاها، کوهها و چشماندازهای طبیعی آن باشد، اما برای شناخت واقعی این منطقه باید کمی بیشتر در میان مردم ماند، پای صحبت سالمندان نشست، صدای ساز نوازندگان محلی را شنید، به دستهای زنان روستایی هنگام کار نگاه کرد و در آیینهایی حضور یافت که هنوز بخشی از زندگی اجتماعی مردم هستند.
لیلاخ، سرزمینی که زندگی در آن روایت دارد
دهگلان و روستاهای پیرامون آن، بخشی از فرهنگ منطقه اردلان را در خود جایدادهاند، فرهنگی که در موسیقی، زبان، پوشش، روابط خانوادگی و شیوه برگزاری مراسم اجتماعی بازتاب پیدا کرده است.
برگزاری جشنواره موسیقی محلی لیلاخ در دهگلان نیز نشان داده که موسیقی بومی این منطقه تنها یک سرگرمی نیست، بلکه یکی از عناصر مهم هویت فرهنگی آن به شمار میرود، در این سرزمین، فرهنگ چیزی دور از دسترس و محصور در موزه نیست، فرهنگ هنوز در خانهها زندگی میکند.
موسیقی، وقتی سازها بهجای مردم سخن میگویند
اگر بخواهیم برای لیلاخ یکصدای اختصاصی تصور کنیم، شاید این صدا ترکیبی از آواز، سازهای بومی و ریتمهایی باشد که سالها در جشنها، عروسیها و محافل مردم شنیده شدهاند، موسیقی فولکلور لیلاخ، بخشی از موسیقی منطقه اردلان معرفی شده و در منابع فرهنگی برای آن بخشهایی مانند بان لیلاخ، چم شار و ناوشاری ذکر شده است.
سازهایی همچون دف، شمشال، دهل و سرنا در گستره موسیقی کردی جایگاه ویژهای دارند و هر کدام میتوانند بخشی از یک روایت جمعی را بازگو کنند، از شادی عروسی و جشن گرفته تا لحظههایی که موسیقی تنها زبان بیان احساسات مردم بوده است.
در تاریخ موسیقی بومی لیلاخ نیز نام هنرمندانی باقیمانده که تلاش کردهاند صداهای قدیمی منطقه فراموش نشود، محمدحسین بهمنی، هنرمند موسیقی فولکلور لیلاخ، از جمله چهرههایی است که فعالیت هنری خود را از نوجوانی آغاز کرده و سالها در این عرصه حضور داشته است.
اگر امروز صدای یک ترانه قدیمی لیلاخی را میشنویم، در واقع فقط یک آهنگ گوش نمیدهیم، صدای چندین نسل را میشنویم.
لباس کردی، پوششی که هویت را به تصویر میکشد
پوشش محلی در فرهنگ کردی صرفاً لباس نیست، زبان تصویری یک جامعه است، رنگ، طرح، نوع دوخت و شیوه استفاده از لباسهای محلی، بخشی از هویت فرهنگی مردم را نمایان میکند.
لباس زنان و مردان کرد در مناطق مختلف، تفاوتهای ظریفی دارد، اما در مجموع رنگ و تنوع از ویژگیهای شناختهشده پوشش سنتی کردستان است.
امروز شاید پوشش محلی کمتر از گذشته در زندگی روزمره شهری دیده شود، اما هنوز در مراسم، جشنها، برنامههای فرهنگی و برخی روستاها جایگاه خود را حفظ کرده است.
برای بسیاری از مردم، پوشیدن لباس کردی در یک مراسم تنها انتخاب یک پوشش زیبا نیست، نوعی بازگشت به ریشهها و احترام به هویت پدران و مادرانشان است.
دستهایی که فرهنگ را میبافند
فرهنگ بومی زمانی ماندگار میشود که بتوان آن را با دست لمس کرد، صنایعدستی دقیقاً همین کار را انجام میدهند، گلیم، جاجیم، بافتههای سنتی، رودوزیها، لباسهای محلی و دیگر هنرهای دستی در فرهنگ کردستان سابقه طولانی دارند و بخشی از میراث هنری منطقه محسوب میشوند.
در چنین هنرهایی، محصول نهایی فقط یک کالا نیست، پشت هر نقش و گره، ساعتها کار، صبر و تجربه قرار دارد، یک زن روستایی ممکن است هنگام بافتن، تنها یک گلیم تولید نکند، بلکه نقشهایی را تکرار کند که شاید مادرش از مادر خودآموخته و نسلبهنسل منتقل شده است، اینجاست که صنایعدستی از محصول فراتر میرود و به سند زنده هویت فرهنگی تبدیل میشود.
روستا، جایی که زندگی هنوز سادهتر است
زندگی روستایی در دشت لیلاخ بیش از هر چیز با زمین، فصلها و کار پیوند خورده است، صبح روستا برای بسیاری از خانوادهها با کارآغاز میشود، کشاورزی، دامداری، رسیدگی به زمین و دام، آمادهسازی محصولات و انجام امور روزانه، در این سبک زندگی، خانواده همچنان نقش پررنگی دارد و همکاری میان اعضای خانواده و همسایهها بخشی از مناسبات اجتماعی است.
اینجا ممکن است یک خبر خوب خیلی سریع از خانهای به خانه دیگر برسد، یک مراسم خانوادگی به دورهمی بزرگ تبدیل شود و همسایهای در سختی، تنها نماند، این همان سرمایه اجتماعی پنهانی است که شاید در آمارها دیده نشود، اما در زندگی واقعی مردم حضور دارد.
هر منطقهای تقویم نانوشته خودش را دارد، روزهایی که مردم در آنها بیشتر کنار هم قرار میگیرند، نوروز، شب یلدا، مراسم عروسی، آیینهای مذهبی و مناسبتهای خانوادگی در فرهنگ کردستان با شیوههای خاص محلی برگزار میشوند.
در چنین مناسبتهایی، بزرگترها قصه میگویند، جوانترها در کنار آنان مینشینند و کودکان شاهد آیینی میشوند که شاید سالها بعد خودشان آن را برای نسل بعد تکرار کنند، این چرخه انتقال فرهنگ است، بیآنکه کتابی نوشته شود.
یک سفر کوتاه به زندگی مردم لیلاخ
تصور کنید صبح زود وارد یکی از روستاهای دشت لیلاخ شدهاید، هوای خنک صبحگاهی، صدای رفتوآمد مردم، بوی نان محلی و حرکت آرام زندگی، نخستین تصویر را میسازد.
کمی جلوتر، کشاورزی را میبینید که آماده رفتن به زمین است، در خانهای دیگر، مادری مشغول آمادهکردن صبحانه است و پیرمرد خانواده شاید خاطرهای از سالهای دور تعریف میکند، ظهر، روستا آرامتر میشود و عصر دوباره زندگی جان میگیرد.
اما فرهنگ بومی لیلاخ با یک پرسش مهم روبهرو است: نسل جدید چقدر با این میراث ارتباط دارد؟
گسترش تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، مهاجرت، تغییر سبک زندگی و توسعه شهرنشینی، طبیعی است که بسیاری از عادتهای قدیمی را تغییر داده باشد، اما راه حفظ فرهنگ، متوقفکردن زمان نیست.
امروز نیز وجود ظرفیتهای فرهنگی در دهگلان، از جمله اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دهگلان، میتواند زمینهای برای حمایت بیشتر از هنرمندان، گروههای موسیقی، پژوهشگران و فعالان میراثفرهنگی منطقه فراهم کند.
فرهنگ لیلاخ، سرمایهای برای آینده
اگر قرار باشد روزی گردشگری فرهنگی در دشت لیلاخ رونق بیشتری بگیرد، تنها طبیعت و زمینهای زیبا کافی نیست، گردشگر امروز به دنبال تجربه است، میخواهد غذای محلی بچشد، موسیقی منطقه را بشنود، لباس کردی را ببیند، با هنرمند محلی گفتوگو کند، صنایعدستی بخرد و داستان زندگی مردم را بشنود.
دشت لیلاخ فقط یک محدوده جغرافیایی نیست، یک روایت زنده است، روایتی که در صدای سازهای کردی، نقش لباسها، دستهای هنرمندان، زمینهای کشاورزی، خانههای روستایی، آیینهای خانوادگی و خاطرات سالمندان ادامه دارد.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!