عفو، راه بازگشت انسان؛
یک بخشش، هزار آرامش
گاهی انسان تصور میکند با نبخشیدن، دیگری را مجازات میکند، غافل از اینکه کینه بیش از آنکه زندگی دیگران را تلخ کند، آرامش را از دل خودش میگیرد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی کرد امروز، در زندگی همه ما لحظههایی وجود دارد که کسی حرفی زده، رفتاری کرده یا تصمیمی گرفته که قلبمان را آزرده است، بعضی زخمها کوچکاند و خیلی زود فراموش میشوند، اما بعضی دیگر مدتها در گوشهای از ذهن و قلبمان باقی میمانند.
ما گاهی کینه را با خود حمل میکنیم؛ روزها، ماهها و حتی سالها، اما سؤال اینجاست، چه کسی بیشتر آسیب میبیند؟ کسی که اشتباه کرده یا کسی که هر روز آن اشتباه را در ذهن خود مرور میکند؟ شاید عفو و بخشش، پیش از آنکه لطفی در حق دیگری باشد، هدیهای به خودمان است.
کینه شبیه باری است که انسان تصور میکند برای مجازات دیگری بر دوش گرفته، اما در نهایت خودش باید آن را حمل کند، وقتی کسی را نمیبخشیم، ممکن است آن فرد حتی از ما دور شده باشد، زندگی خودش را ادامه داده باشد و اتفاقی را که برای ما هنوز مهم است، مدتهاست فراموش کرده باشد؛ اما ما همچنان درگیر گذشتهایم.
بخشش به معنای فراموشکردن نیست، به معنای تأیید اشتباه هم نیست، گاهی بخشیدن یعنی بپذیریم که اتفاقی افتاده، زخمی ایجاد شده، اما نمیخواهیم اجازه دهیم آن اتفاق، ادامه زندگی ما را هم تحتتأثیر قرار دهد.
در فرهنگ عمومی گاهی بخشش با کوتاهآمدن یا ضعف اشتباه گرفته میشود، درحالیکه بخشیدن میتواند یکی از دشوارترین تصمیمهای زندگی انسان باشد، آسان است که خشمگین باشیم، آسان است که پاسخ بدی را با بدی بدهیم.
آسان است که بگوییم هرگز نمیبخشم، اما اینکه انسان بتواند از خشم عبور کند، گذشته را بپذیرد و برای ادامه مسیر تصمیم دیگری بگیرد، نیازمند قدرت روحی بیشتری است، بخشش یعنی انتخاب آرامش بهجای ادامه جنگ درونی!
عفو و بخشش فقط یک موضوع شخصی نیست، جامعه نیز برای ادامه مسیر خود به فرهنگ گذشت نیاز دارد، جامعهای که در آن کوچکترین اختلافها به دشمنیهای بزرگ تبدیل شود، آرامآرام سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد.
گاهی یک سوءتفاهم، یک جمله نادرست، یک تصمیم اشتباه یا یک اختلاف کوچک میتواند میان انسانها فاصله ایجاد کند، اما در بسیاری از این موقعیتها، گفتوگو و گذشت میتواند راه بازگشت را باز کند.
چه بسیار خانوادههایی که با یک عذرخواهی دوباره کنار هم قرار گرفتهاند و چه بسیار روابطی که با یک جمله ساده، یعنی تو را بخشیدم، دوباره جان گرفتهاند.
یکی از مهمترین دلایل بخشش این است که هیچ انسانی بیخطا نیست، ممکن است امروز ما کسی باشیم که از دیگری آسیب دیدهایم، اما فردا خودمان ناخواسته دل انسانی را بشکنیم، اگر روزی نیازمند بخشش دیگران شدیم، شاید بهتر باشد امروز خودمان نیز ظرفیت بخشیدن داشته باشیم.
این به معنای نادیدهگرفتن خطاها نیست، بلکه یعنی انسان را فراتر از یک اشتباه ببینیم، گاهی آدمها اشتباه میکنند، پشیمان میشوند و تغییر میکنند، آیا نباید برای بازگشت انسانها راهی باقی بماند؟
در فرهنگ بخشش، عذرخواهی جایگاه مهمی دارد، یک عذرخواهی صادقانه میتواند غرور را کنار بزند و فاصلهها را کوتاه کند، اما گاهی حتی عذرخواهی هم اتفاق نمیافتد و اینجاست که تصمیم برای بخشیدن، دشوارتر میشود، بااینحال، بخشش همیشه به معنای بازگرداندن یک رابطه به گذشته نیست، گاهی میتوان کسی را بخشید، اما فاصله سالم را حفظ کرد.
گاهی میتوان از یک اتفاق عبور کرد، بدون اینکه دوباره همان اعتماد قبلی را ایجاد کرد، بخشیدن و فراموشکردن، همیشه یک معنا ندارند.
قرار نیست همه اشتباهات را فراموش کنیم و قرار نیست هر رفتاری را بپذیریم، اما میتوانیم تصمیم بگیریم که گذشته، آیندهمان را گروگان نگیرد، گاهی تنها چیزی که یک رابطه، یک خانواده یا حتی یک جامعه برای دوباره شروعکردن نیاز دارد، یکقدم کوچک است، یک عذرخواهی، یک لبخند و یک دل بزرگ برای بخشیدن!
یادداشت از محمد خالدیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!