جامعه بیکتاب، جامعه بی پرسش؛
یک کتاب، هزار پنجره
در روزگاری که چند ثانیه حضور در فضای مجازی میتواند هزاران خبر، تحلیل و ادعا را مقابل چشم انسان قرار دهد، شاید بیش از هر زمان دیگری به کتاب نیاز داریم؛ همان یار آرامی که هر چهقدر آن را بیشتر بخوانیم کمتر فریب میخوریم.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی کرد امروز، کتاب فقط مجموعهای از کاغذها و واژهها نیست، کتاب میتواند پنجرهای باشد رو به جهانی که شاید هرگز فرصت دیدنش را نداشته باشیم.
میتواند ما را با انسانهایی آشنا کند که سالها پیش زندگی کردهاند، با تجربههایی که شاید برای بهدستآوردنشان یکعمر زمان لازم باشد و با اندیشههایی که میتوانند نگاه ما را به خودمان، جامعه و جهان تغییر دهند.
کتاب بخوانیم، کمتر فریب بخوریم
امروز، در مناسبت جهانی خواندن یک کتاب، بد نیست یک سؤال جدی از خودمان بپرسیم، آخرین باری که یک کتاب را از ابتدا تا انتها خواندیم، چه زمانی بود؟ پرسش سادهای است، اما پاسخ آن میتواند تصویری واقعی از وضعیت مطالعه در جامعه به ما بدهد.
جامعه بیکتاب، جامعه بی پرسش
انسانی که کتاب نمیخواند، الزاماً انسان ناآگاهی نیست، اما جامعهای که ارتباطش با کتاب ضعیف شود، آرامآرام قدرت پرسشگری خود را از دست میدهد.
امروز شبکههای اجتماعی به بخش جداییناپذیر زندگی ما تبدیل شدهاند، در چند دقیقه میتوانیم دهها خبر، فیلم، تحلیل و نظر ببینیم، اما مشکل از جایی آغاز میشود که تصور کنیم دیدن، مساوی دانستن است.
هر محتوایی که در فضای مجازی منتشر میشود، حقیقت نیست، هر جملهای که با اطمینان نوشته شده، درست نیست و هر تصویری که هزاران بار بازنشر شده، الزاماً واقعیت ندارد، اینجاست که کتاب اهمیت پیدا میکند، کتاب به انسان فرصت میدهد آرامتر بخواند، عمیقتر فکر کند و آگاهانهتر تصمیم بگیرد.
کتاب، تمرین فکرکردن
یکی از بزرگترین تأثیرات مطالعه، افزایش اطلاعات نیست، بلکه تقویت قدرت تفکر است، کتاب خوب، فقط پاسخ نمیدهد، گاهی سؤالهای تازهای در ذهن ما ایجاد میکند، ما را مجبور میکند با دیدگاه دیگری روبهرو شویم، با عقیدهای متفاوت آشنا شویم و حتی گاهی در باورهای خودمان تجدیدنظر کنیم.
انسان کتابخوان الزاماً باهوشتر از دیگران نیست، اما معمولاً فرصت بیشتری برای دیدن زوایای مختلف یک موضوع دارد، مطالعه به ما یاد میدهد جهان را فقط از پنجره نگاه خودمان نبینیم.
یک کتاب، یک تغییر
گاهی یک کتاب میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد، یک کتاب ممکن است باعث شود جوانی تصمیم بگیرد مهارتی تازه یاد بگیرد، فردی نگاه متفاوتی به زندگی پیدا کند، پدر یا مادری شیوه تربیتی خود را اصلاح کند، مدیری با مسئولیت بیشتری تصمیم بگیرد یا شهروندی نسبت به حقوق و وظایف اجتماعی خودآگاهتر شود.
به همین دلیل نباید کتاب را فقط برای دانشآموز، دانشجو یا اهل فرهنگ دانست، کتاب برای همه است، برای کارگر، کشاورز، معلم، خبرنگار، مدیر، جوان، سالمند و هر انسانی که نمیخواهد در مرز دانستههای امروز خود متوقف بماند.
مشکل فقط گرانی کتاب نیست
وقتی درباره کاهش سرانه مطالعه صحبت میکنیم، نباید تمام تقصیر را به گردن قیمت کتاب یا مشکلات اقتصادی بیندازیم، واقعیت این است که گاهی مشکل اصلی، کمبود زمان نیست؛ اولویتندادن به مطالعه است.
ممکن است ساعتها در تلفن همراه بچرخیم، دهها ویدئو ببینیم و صدها پیام بخوانیم، اما برای خواندن چند صفحه کتاب احساس کنیم وقت نداریم، مسئله اینجاست که باید دوباره کتاب را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کنیم، حتی اگر روزانه فقط چند صفحه باشد.
قرار نیست همه کتابخوان حرفهای شوند، اما شاید لازم باشد همه ما کمی بیشتر بخوانیم و کمی کمتر سطحی عبور کنیم.
کتاب، سرمایهای برای آینده
جامعهای که کتاب میخواند، جامعهای است که ظرفیت بیشتری برای گفتوگو، نقد، تحمل نظر مخالف و تصمیمگیری آگاهانه دارد، کتاب، سرمایهای است که با خواندنش تمام نمیشود، برعکس، هرچه بیشتر خوانده شود، بیشتر در ذهن و رفتار انسان باقی میماند.
امروز اگر یک کتاب برداریم و چند صفحه بخوانیم، شاید اتفاق بزرگی در همان لحظه رخ ندهد، اما همین چند صفحه میتواند آغاز تغییری باشد که ماهها و سالها بعد نتیجهاش را ببینیم، شاید بهترین کار در روز جهانی خواندن یک کتاب، این نباشد که درباره اهمیت کتاب حرف بزنیم، بلکه واقعاً یک کتاب برداریم و شروع کنیم.
کتاب معجزه نمیکند، اما انسان را برای ساختن معجزههای کوچک زندگی آماده میکند، آگاهی از خواندن آغاز میشود، با اندیشیدن رشد میکند و در رفتار انسان خودش را نشان میدهد.
بهجای اینکه فقط یک مناسبت دیگر را پشت سر بگذاریم، یک کتاب انتخاب کنیم، چند صفحه بخوانیم و اجازه دهیم یک فکر تازهوارد زندگیمان شود، شاید تغییر جامعه، از همین چند صفحه آغاز شود.
نویسنده: محمد خالدیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!