به بهانهٔ روز جهانی پیشگیری از خودکشی؛
یک تماس با یک زندگی
روز جهانی پیشگیری از خودکشی، فرصتی است برای بازخوانی مسئلهای اجتماعی که گاهی نه با یک بحران آشکار، بلکه پشت سکوت، انزوا و جملههای سادهای پنهان میشود که کمتر شنیده میشوند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی کرد امروز، روز جهانی پیشگیری از خودکشی، روزی که قرار نیست با چند جمله رسمی و چند آمار تلخ به پایان برسد، شاید معنای واقعی این روز در یک سؤال ساده خلاصه شود، آخرین بار کی از کسی پرسیدیم واقعاً حالت خوبه؟
این پرسش، ساده به نظر میرسد، اما گاهی میتواند آغاز یک گفتوگوی مهم باشد، چالش ما برای این روز میتواند همین باشد، هرکدام از ما حال یک نفر را بپرسیم، واقعاً گوش بدهیم و اگر لازم بود، او را تنها نگذاریم، این یک چالش مجازی برای جمعکردن لایک و بازدید نیست، یک چالش انسانی است.
قرار نیست برای پیشگیری از خودکشی همیشه متخصص باشیم یا پاسخ همه مشکلات را بدانیم، گاهی نخستین قدم، فقط دیدن آدمی است که در میان شلوغی زندگی، خستهتر از همیشه شده، شنیدن کسی که مدتهاست حرف نزده و پرسیدن از دوستی که شاید لبخندش، تمام واقعیت حالش نباشد.
چالش پیشنهادی ساده است: امروز به یک نفر پیام بدهیم یا با او تماس بگیریم و بپرسیم، این روزها واقعاً چه خبر؟
نه برای کنجکاوی، نه برای قضاوت و نه برای ارائه نسخههای آماده، فقط برای شنیدن
رسانهها سالهاست برای جلبتوجه مخاطب به سراغ عدد، آمار، حادثه و روایتهای تکاندهنده میروند، اما در موضوعی مانند خودکشی، شاید لازم باشد کمی متفاوت فکر کنیم، ترفند خبری این یادداشت همینجاست، بهجای اینکه خبر را از پایان یک بحران آغاز کنیم، آن را از امکان پیشگیری شروع کنیم.
تیتر میتواند بهجای بازتاب مرگ، درباره زندگی باشد، بهجای بازتولید ترس، درباره امید حرف بزند و بهجای آنکه مخاطب را تماشاگر یک بحران کند، او را به بخشی از راهحل تبدیل کند، این تغییر زاویه کوچک، در واقع تغییر بزرگی در روایت رسانهای است، ما میتوانیم به مخاطب بگوییم، تو فقط خواننده این خبر نیستی، شاید بتوانی کاری انجام دهی.
گاهی تصور میکنیم برای کمککردن باید حرفهای بزرگی بزنیم، باید راهحل پیچیدهای ارائه کنیم یا مشکل طرف مقابل را همان لحظه برطرف کنیم، اما همیشه اینطور نیست، ممکن است یک تماس کوتاه، یک پیام، یک دیدار یا حتی چند دقیقه گوشدادن، نقطه شروع یک کمک جدی باشد.
مهم این است که وقتی کسی از رنج، ناامیدی یا فشار شدید زندگی حرف میزند، حرفش را کوچک نشماریم، مسخرهاش نکنیم و با جملههایی مانند همه مشکل دارند، مثبت فکر کن یا این چیزها درست میشود گفتگو را نبندیم، گاهی بهترین واکنش، سادهترین واکنش است، گوشدادن، جدیگرفتن و کمکگرفتن از فرد متخصص در صورت نیاز!
قهرمان این داستان الزاماً روانشناس، پزشک یا مددکار نیست، ممکن است یک مادر باشد که متوجه تغییر رفتار فرزندش شده است، یک دوست که تصمیم گرفته بعد از مدتها سراغ رفیق قدیمیاش را بگیرد، معلمی که حال دانشآموزش را جدی گرفته، همکاری که بهجای بیتفاوتی، چند دقیقه کنار همکار خستهاش نشسته است.
پیشگیری، همیشه از اتاقهای تخصصی آغاز نمیشود، گاهی از روابط روزمره ما آغاز میشود، از خانواده، از مدرسه، از محل کار، از یک پیام که میگوید: اگر خواستی حرف بزنی، من هستم.
شاید وقت آن رسیده باشد که پرسیدن حال یکدیگر را از یک تعارف روزمره به یک گفتوگوی واقعی تبدیل کنیم، خوبی؟ اگر فقط یک سؤال تشریفاتی باشد، پاسخ آن هم معمولاً همان است، مرسی، خوبم، اما اگر واقعاً منتظر پاسخ باشیم، اگر فرصت بدهیم، اگر میان جملهها عجله نکنیم، ممکن است چیزهای دیگری بشنویم.
پیشگیری از خودکشی، البته با یک پیام یا تماس بهتنهایی حل نمیشود، این مسئله بهسلامت روان، دسترسی به خدمات تخصصی، حمایت اجتماعی، کاهش انگ و بسیاری عوامل دیگر مربوط است، اما هیچکدام از این واقعیتها نباید باعث شود نقش روابط انسانی را فراموش کنیم، یک تماس، جای درمان تخصصی را نمیگیرد، اما میتواند پلی باشد برای رسیدن به کمک تخصصی.
شاید ما ندانیم پشت سکوت یک نفر چه میگذرد و یک پیام ساده چه زمانی به دست کسی میرسد، اما میتوانیم مطمئن باشیم که بیتفاوتی، هیچوقت راه نجات نیست.
روز جهانی پیشگیری از خودکشی شاید بیش از هر چیز، یادآور یک مسئولیت مشترک باشد، اینکه در دنیایی که آدمها بیش از همیشه به هم متصلاند، کمتر اجازه بدهیم کسی احساس کند کاملاً تنهاست، گاهی نجات یک گفتگوست و گاهی آن گفتگو، فقط با یک سؤال شروع میشود: واقعاً حالت چطور است؟
نویسنده: محمد خالدیان فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!