«کردتودی» گزارش میدهد؛
کودکان در محاصره خاموش بحرانهای نادیده جهان
در میان بحرانهای انسانی، کودکان بیآنکه درکی روشن از واقعیت داشته باشند، بیشترین فشار روانی را تحمل میکنند و آگاهسازی صحیح، گفتگوی همدلانه و ایجاد فضای امن خانوادگی، نقش تعیینکنندهای در کاهش آسیبهای روحی آنان دارد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در روزگاری که سایه بحرانهای انسانی، از بیماریهای فراگیر تا شعلههای ویرانگر جنگ، بر زندگی مردم سنگینی میکند، این کودکاناند که بیصدا اما عمیقتر از همه آسیب میبینند؛ کودکانی که هنوز جهان را با رنگ بازی و خیال میشناسند، اما ناگهان در میانه واقعیتی قرار میگیرند که نه آن را میفهمند و نه توان مواجهه با آن را دارند.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است، گسست ناگهانی کودک از زیست طبیعی اوست؛ جدا شدن از مدرسه، دوری از دوستان، محدود شدن به فضای خانه و مواجهه با اضطرابهای پنهان و آشکار بزرگترها. کودک نمیداند چرا همه چیز تغییر کرده است، چرا خندهها کمتر شده و چرا والدین، که همواره تکیهگاه امن او بودهاند، اینگونه نگران و درگیر به نظر میرسند.
کارشناسان حوزه روانشناسی کودک بر این باورند که در دل هر بحران، اگرچه تأمین امنیت جسمی اهمیت بالایی دارد، اما غفلت از سلامت روانی کودکان میتواند پیامدهایی ماندگارتر و عمیقتر به همراه داشته باشد. در همین زمینه، یک مشاور روانشناختی با اشاره به حساسیت این دوران، تأکید میکند که نخستین و مهمترین گام، نحوه مواجهه والدین با ذهن پرسشگر کودک است.
شیوا ابراهیمی، مشاور روانشناختی، در گفتگو با خبرنگار کردتودی با اشاره به ضرورت آگاهسازی صحیح کودکان از شرایط بحرانی، میگوید: توضیح دادن وضعیت موجود به کودک، مهارتی ظریف و تخصصی است؛ چرا که از یکسو کودک حق دارد بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است و از سوی دیگر، این آگاهی نباید به اضطراب و ترس بیشتر او منجر شود.
به گفته وی، والدین باید شیوه ارتباطی خود را متناسب با سن، شخصیت و ویژگیهای رفتاری کودک تنظیم کنند. استفاده از لحن دستوری، تحکمآمیز یا سرزنشگرانه نهتنها کمکی به درک بهتر شرایط نمیکند، بلکه میتواند کودک را به سمت مقاومت و حتی لجبازی سوق دهد و در مقابل، گفتگویی آرام، صمیمی و متناسب با دنیای کودک، میتواند پلی میان واقعیتهای تلخ و ذهن لطیف او ایجاد کند.
ابراهیمی با تأکید بر اینکه کودکان برای فهم جهان به بزرگسالان تکیه میکنند، ادامه میدهد: نحوه بیان والدین، بیش از خودِ موضوع اهمیت دارد. اگر کودک احساس کند که با او صادقانه و در عین حال با آرامش صحبت میشود، راحتتر میتواند شرایط را بپذیرد.
وی یکی دیگر از راهکارهای مؤثر در این مسیر را مشارکت دادن کودک در گفتگو درباره بحران میداند و میگوید: وقتی از کودک درباره احساسات و برداشتش سؤال میکنیم، در واقع به او این پیام را میدهیم که نظرش مهم است. این احترام، زمینهساز همکاری بیشتر و کاهش اضطراب خواهد شد.
این مشاور روانشناختی پیشنهاد میکند که خانوادهها در روز ساعاتی را به گفتوگوی جمعی اختصاص دهند؛ زمانی برای شنیدن، نه فقط گفتن. به باور او، کودک باید این فرصت را داشته باشد که حتی اگر برداشت نادرستی از شرایط دارد، آن را بیان کند و بدون ترس از قضاوت، شنیده شود. اصلاح این برداشتها نیز باید با صبوری و زبانی ساده انجام گیرد.
ابراهیمی در ادامه، با اشاره به یکی از اشتباهات رایج والدین، هشدار میدهد: «استفاده از واژهها و جملات پیچیده یا ترسناک، میتواند ذهن کودک را بیش از پیش آشفته کند. بهتر است از زبان کودکانه و قابل فهم استفاده شود تا او بتواند با واقعیت ارتباط برقرار کند، نه اینکه از آن بگریزد.»
اما آگاهسازی، تنها بخشی از مسیر است. به گفته این کارشناس، ایجاد محیطی آرام و با نشاط در خانه، نقش تعیینکنندهای در افزایش تابآوری کودکان دارد. او میگوید: «طبیعی است که ماندن طولانیمدت در خانه، کودک را بیقرار کند. اما والدین میتوانند با کمی خلاقیت، همین فضا را به محیطی امن و حتی شاد تبدیل کنند.»
در این میان، بازیدرمانی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارها معرفی میشود. ابراهیمی توضیح میدهد: بازی، زبان کودک است. از طریق بازیهای فکری، تمرکزی یا حتی بازیهای بومی و محلی، میتوان به کودک کمک کرد تا احساسات خود را تخلیه کند و آرامش بیشتری بیابد.
وی همچنین بر اهمیت فعالیتهای مشترک خانوادگی تأکید کرده و میافزاید: نقاشی، داستانگویی، بازیهای گروهی و حتی برگزاری یک سینمای خانگی، میتواند فضای خانه را از یکنواختی خارج کرده و به آن روح تازهای ببخشد.
در کنار این موارد، مدیریت فضای خبری در خانه نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. ابراهیمی هشدار میدهد: «قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تلخ، حتی اگر کودک بهطور مستقیم آنها را دنبال نکند، از طریق فضای روانی خانه به او منتقل میشود. هرچه والدین بیشتر درگیر این اخبار باشند، سطح اضطراب کودک نیز افزایش مییابد.»
وی توصیه میکند که والدین، بهجای تمرکز مداوم بر اخبار، بیشتر به ایجاد ارتباط عاطفی با فرزندان خود بپردازند و برای شنیدن دغدغههای آنها وقت بگذارند.
به گفته وی، گوش دادن فعال، بسیار مؤثرتر از تلاش برای قانع کردن کودک است.
این مشاور روانشناختی با تأکید بر نقش الگویی والدین میگوید: کودکان بیش از آنکه به حرفها توجه کنند، رفتارها را میبینند. اگر والدین بتوانند در شرایط سخت، آرامش خود را حفظ کنند، این آرامش به کودک نیز منتقل خواهد شد.
در ادامه، او به اهمیت ایجاد لحظات شاد در دل روزهای سخت اشاره کرده و میافزاید: تماشای فیلمهای کمدی، خواندن لطیفهها و حتی خندیدنهای ساده خانوادگی، میتواند به طرز چشمگیری از فشار روانی بکاهد.
ابراهیمی همچنین بر ضرورت سرگرم نگه داشتن کودکان تأکید کرده و میگوید: سپردن مسئولیتهای کوچک به کودک، نهتنها او را از انزوا دور میکند، بلکه حس مفید بودن را در او تقویت میکند. فعالیتهایی مانند مشاعره، نقاشی، کارهای آموزشی و بازیهای محلی، نقش مهمی در این زمینه دارند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به نیاز کودکان برای تخلیه هیجانات اشاره کرده و یادآور میشود: کودک باید بتواند انرژی و احساسات خود را به شکل سالم بروز دهد. بازیهای حرکتی و ورزشهای خانگی، ابزارهای مناسبی برای این کار هستند.
در پایان، این کارشناس به نقش موسیقی در بهبود حال و هوای خانواده اشاره کرده و میگوید: موسیقی میتواند فضای خانه را تغییر دهد. گوش دادن به آهنگهای شاد یا انجام حرکات ورزشی همراه با موسیقی، به ایجاد حس آرامش و نشاط کمک میکند.
در نهایت، آنچه از دل این توصیهها برمیآید، یک حقیقت ساده اما عمیق است: کودکان، بیش از هر چیز، به حضور آگاهانه و مهربانانه والدین نیاز دارند و در روزهایی که جهان بیرون آشفته است، این خانه است که باید به پناهگاهی امن تبدیل شود؛ جایی که کودک، در آن نهتنها از خطر، بلکه از ترس نیز در امان باشد.
بحرانها، هرچند سخت و فرساینده، گذرا هستند؛ اما آنچه در ذهن و روان کودک باقی میماند، نحوه مواجهه ما با همین روزهای دشوار است و اگر امروز بتوانیم با درک، گفتوگو و محبت، دست کودک را بگیریم، فردا نسلی خواهیم داشت که نهتنها از بحران عبور کرده، بلکه در دل آن، قویتر و آگاهتر رشد یافته است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!