یادداشت؛
ظریف؛ صدای بیمجوز در تریبون دشمن
انتشار یادداشت محمدجواد ظریف در نشریه آمریکایی «فارین افرز» و دعوت به پذیرش محدودیتها برای پایان درگیری، پرسشهای جدی درباره مجوز و جایگاه رسمی وی در نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در شرایطی که منطقه غرب آسیا شاهد تحولات پیچیده و راهبردی است، انتشار یادداشتی از سوی محمدجواد ظریف، وزیر اسبق امور خارجه، در معتبرترین نشریه سیاست خارجی ایالات متحده یعنی «فارین افرز»، موجی از ابهام و انتقاد را برانگیخته است.
در این یادداشت که با عنوان پیشنهادی برای «پایان جنگ» و «اعلام پیروزی برای رسیدن به توافق» منتشر شده، ظریف میکوشد تا قرائتی خاص از وضعیت میدانی ارائه دهد که با ادبیات رسمی دستگاه دیپلماسی کشور همخوانی ندارد و سوال بنیادین اینجاست، آقای ظریف اکنون با چه مجوز قانونی، چه سمت رسمی و از چه جایگاهی اقدام به انتشار تحلیلهایی با رنگ و بوی «موضعگیری رسمی» در تریبون رسانهای دشمن میکند؟
وی که پیش از این معاونت راهبردی ریاست جمهوری را نیز بر عهده داشت، اما اکنون هیچگونه مسئولیت اجرایی یا نمایندگی رسمی از سوی حاکمیت را در کارنامه فعلی خود ندارد، چگونه خود را مجاز به تعریف خطوط قرمز و ترسیم نقشه راه برای آینده کشور در رسانهای وابسته به شورای روابط خارجی آمریکا میبیند؟
اصلیترین نقد وارد بر این اقدام، نادیده گرفتن ساختار حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در تعیین متولیان سیاست خارجی است، در نظام جمهوری اسلامی، طبق قانون اساسی و رویههای ثابت مدیریتی، بیان موضع رسمی کشور در عرصه بینالملل منحصراً در اختیار نهادهای تعیینشدهای همچون «شورای عالی امنیت ملی»، «وزارت امور خارجه» تحت نظارت مستقیم دولت و شخص رئیسجمهور و همچنین مقام معظم رهبری به عنوان سیاستگذار کلان است.
هیچ فردی حتی اگر سابقه وزارت داشته باشد، حق ندارد به صورت شخصی و بدون هماهنگی با این ارکان، در رسانههای جریان اصلی دشمن، نسخهای برای سیاست خارجی کشور بپیچد که ممکن است با تصمیمات اتخاذ شده در بالاترین سطوح حاکمیتی در تضاد باشد، اقدام ظریف در واقع دور زدن این ساختار و ایجاد یک کانال موازی و غیررسمی است که میتواند باعث سردرگمی افکار عمومی و سوءاستفاده طرفهای مقابل شود.
محتوای یادداشت ظریف نیز از منظر تحلیل واقعیتهای میدانی قابل تأمل است، او در این نوشتار با طرح ادعاهایی مبنی بر لزوم استفاده از «برتری» برای اعلام پیروزی و رسیدن به توافق، گویی فرض را بر این گذاشته که ایران در موقعیتی است که باید برای خروج از بنبست امتیاز دهد، این در حالی است که واقعیتهای میدانی و گزارشهای راهبردی نشان میدهد که امروز ایالات متحده آمریکا در منطقه با شکست راهبردی و بنبستی عمیق مواجه است و پروژه «فشار حداکثری» نه تنها مؤثر واقع نشده، بلکه هزینههای سنگینی را بر واشنگتن تحمیل کرده است.
طرح ادعاهایی از جنس «ناچاریم تسلیم شویم» یا «باید برای صلح امتیاز دهیم» در چنین فضایی، نه تنها با واقعیت میدان همخوانی ندارد، بلکه میتواند به عنوان سیگنالی از ضعف تعبیر شده و دشمن را در ادامه فشارهای خود جسورتر کند و گویی ظریف خود را به فراموشی زده که امروز موازنه قوا به نفع مقاومت تغییر کرده و آمریکا بیش از هر زمان دیگری نیازمند خروج آبرومندانه از باتلاقی است که خود در آن فرو رفته است.
نکته قابل توجه دیگر، زمانبندی و بستر انتشار این یادداشت است، انتخاب مجله «فارین افرز» که بازوی فکری نخبگان حاکم بر آمریکا محسوب میشود، برای انتشار دیدگاههایی که بوی سازش و عقبنشینی میدهد، تصادفی نیست، این اقدام در شرایطی رخ میدهد که بدنه سختافزاری و نرمافزاری جمهوری اسلامی با هوشیاری کامل در حال مدیریت بحران و خنثیسازی توطئهها است، ورود یک چهره سیاسی بدون سمت رسمی به این عرصه و القای ناامیدی یا ضرورت تسلیم در برابر خواستههای آمریکا، دقیقاً در راستای همان چیزی است که دشمن برای تضعیف روحیه ملی و ایجاد تفرقه در داخل ایران به دنبال آن است.
آیا این همسویی ناخواسته یا آگاهانه با روایت دشمن، خیانت به اعتماد عمومی و نادیده گرفتن خون شهیدانی نیست که برای عزت و استقلال این کشور جان باختند؟
در نهایت باید تأکید کرد که در جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی خط واحدی دارد و این خط توسط نهادهای قانونی ترسیم و ابلاغ میشود، تلاش برای ایجاد خطوط موازی، چه از سر دلسوزی شخصی و چه با انگیزههای دیگر، مردود است و آسیبزا، جامعه انتظار دارد تا کسانی که روزی مسئولیتهای بزرگ را بر عهده داشتند، امروز نیز با رعایت انضباط حزبی و کشوری، از هر اقدامی که موجب وهن نظام یا ایجاد شکاف در جبهه داخلی شود، پرهیز کنند.
سکوت نهادهای نظارتی در برابر این هنجارشکنی آشکار، میتواند پیامی اشتباه به سایرین منتقل کند، زمان آن رسیده است که همه بدانند در جنگ ارادهها، تنها صدای رسمی و متحد کشور اعتبار دارد و هر صدای دیگری که در تریبون دشمن طنینانداز شود، ولو از سر دلسوزی باشد، در خدمت اهداف دشمن قرار خواهد گرفت.
نویسنده: حمیدرضا تاجنسایی کارشناس مسائل بینالملل
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!