یادداشت؛
کودکان، قربانی بیتدبیری
تکرار حمله سگهای ولگرد به کودکان سنندجی، دیگر یک حادثه ساده نیست؛ زنگ خطری جدی است که از تداوم یک معضل شهری و خلأ مدیریت حکایت دارد؛ معضلی که هر روز امنیت، آرامش و جان شهروندان، بهویژه کودکان را تهدید میکند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، باز هم خبر حمله سگهای ولگرد به یک کودک در سنندج؛ باز هم نگرانی خانوادهای که شاید تا مدتها صدای پارس سگها برایش یادآور اضطراب و ترس باشد و باز هم پرسشی که افکار عمومی بارها از مسئولان پرسیده است: تا کی؟
تا کی باید خبر حمله سگهای ولگرد به کودکان را بخوانیم و بعد از چند روز، همه چیز به فراموشی سپرده شود؟ تا کی باید هر بار که کودکی قربانی حمله سگها میشود، مسئولان از تشکیل جلسه، اجرای طرحهای جمعآوری و ساماندهی و برخورد با این معضل سخن بگویند، اما در سطح شهر، همچنان شاهد جولان سگهای بدون صاحب باشیم؟
امروز یک کودک قربانی میشود، فردا کودکی دیگر؛ یک روز خبر از حمله به کودک سهساله میرسد و روز دیگر کودکی ۱۰ ساله در معرض حمله قرار میگیرد. این تکرار، دیگر نمیتواند صرفاً یک اتفاق تلقی شود. وقتی یک حادثه بارها و بارها تکرار میشود، باید به دنبال ریشه مشکل و مسئولیت دستگاههای متولی آن بود.
مسئله سگهای ولگرد در سنندج، سالهاست که از یک موضوع حاشیهای عبور کرده و به یک مطالبه جدی عمومی تبدیل شده است. شهروندان در نقاط مختلف شهر، از حضور گلهای سگهای بدون صاحب در محلهها، حاشیه معابر، پارکها و اطراف مدارس گلایه دارند؛ اما آنچه بیش از خود این معضل، مردم را نگران میکند، احساس بیپناهی در برابر تکرار حوادث است.
خانوادهای که کودک خود را برای بازی به پارک میبرد، حق دارد مطمئن باشد که فرزندش در محیط شهری از حداقل امنیت برخوردار است. پدر و مادری که کودکشان برای رفتن به مدرسه از خانه خارج میشود، نباید هر روز نگران این باشند که مبادا فرزندشان در مسیر با گلهای از سگهای ولگرد مواجه شود.
اینجا دیگر صحبت از یک سگ یا چند سگ نیست؛ سخن از امنیت عمومی و سلامت شهروندان است. سخن از کودکانی است که توان دفاع از خود را ندارند و ممکن است تنها به دلیل بیتوجهی یا تأخیر در اجرای یک برنامه مؤثر، با آسیبهای جسمی و روحی جبرانناپذیر مواجه شوند.
البته روشن است که ساماندهی سگهای بدون صاحب، موضوعی پیچیده و چندوجهی است و نمیتوان با اقدامات مقطعی و جمعآوریهای پراکنده انتظار حل کامل آن را داشت. این مسئله نیازمند برنامهای جامع، مستمر و علمی است؛ برنامهای که از شناسایی و جمعآوری اصولی تا عقیمسازی، واکسیناسیون، نگهداری و کنترل جمعیت را دربرگیرد و در کنار آن، با رهاسازی مجدد حیوانات در محیط شهری نیز مقابله شود.
اما پرسش اساسی اینجاست که چرا با وجود تکرار حوادث، هنوز شاهد یک برنامه جدی و قابل لمس برای پایان دادن به این وضعیت نیستیم؟
مسئولان مربوطه باید صریح و شفاف به مردم پاسخ دهند که برای جلوگیری از تکرار این حوادث چه کردهاند؟ آمار دقیق سگهای بدون صاحب در سنندج چقدر است؟ چه تعداد از آنها جمعآوری و ساماندهی شدهاند؟ برنامه دستگاههای متولی برای کنترل جمعیت این حیوانات چیست و مهمتر از همه، چرا با وجود اجرای طرحهای مختلف، همچنان هر چند وقت یکبار خبر حمله به یک کودک منتشر میشود؟
مردم دیگر منتظر وعدههای تکراری نیستند؛ آنها اقدام عملی میخواهند. مطالبه افکار عمومی این است که دستگاههای مسئول، از شهرداری و دستگاههای خدمات شهری گرفته تا سایر نهادهای مرتبط، با همکاری و تقسیم وظایف مشخص، یکبار برای همیشه برای این معضل چارهاندیشی کنند.
نمیتوان منتظر ماند تا حادثه بعدی اتفاق بیفتد و سپس مسئولان برای چند روز درباره آن سخن بگویند. پیشگیری، زمانی معنا دارد که پیش از وقوع حادثه انجام شود، نه پس از آن.
امروز یک کودک سنندجی قربانی حمله سگهای ولگرد شده است؛ فردا ممکن است کودک دیگری قربانی شود. آیا باید منتظر حادثه بعدی باشیم تا دوباره درباره ضرورت ساماندهی سگهای ولگرد صحبت کنیم؟
مسئولان باید بدانند که پشت هر خبر، یک خانواده نگران و پشت هر حادثه، یک مطالبه عمومی برای پاسخگویی وجود دارد. جان و امنیت کودکان، موضوعی نیست که بتوان آن را به فردا موکول کرد. سنندج بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی جدی، برنامهای عملیاتی و مدیریتی پاسخگو برای پایان دادن به این چرخه تکراری است.
نویسنده: گل آرا ظاهری کارشناس رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!