در مسیر مرز باشماق؛
اینجا، خدمت پیش از مرز آغاز میشود
پیش از آنکه زائران از مرز باشماق عبور کنند، در سهراهی دیواندره، بیجار و سنندج، ایستگاهی برپاست که مقصدش نه جغرافیا، بلکه دلهای خسته رهروان اربعین است؛ موکبی که شبانهروز، بیوقفه، روایتگر فرهنگ میزبانی مردم کردستان شده است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»،هنوز سپیده سر نزده است؛ اما جاده بیدار است. صدای موتور اتوبوسها، رفتوآمد خودروهای شخصی، همهمه زائران و نور چراغهایی که تاریکی را پس میزنند، خبر از آغاز روزی دیگر در مسیر اربعین میدهند، در میانه این رفتوآمد بیوقفه، موکب سهراهی دیواندره، بیجار و سنندج، پیش از آنکه یک ایستگاه خدماتی باشد به مأمنی برای آرام گرفتن دلهایی تبدیل شده است که مقصدشان کربلاست.
اینجا، جغرافیا رنگ میبازد و زمان معنای همیشگی خود را از دست میدهد. شب و روز، تنها دو واژه در تقویماند؛ چرا که خدمت، ساعت نمیشناسد.
از نخستین زائر بامدادی تا آخرین کاروان نیمهشب، چراغ این موکب خاموش نمیشود و خادمانش، بیآنکه خستگی را به زبان بیاورند، تنها به یک چیز میاندیشند؛ اینکه هیچ رهروی، این مسیر را با دلی خسته ترک نکند.
اربعین، هر سال صحنهای تازه از همبستگی ملتها را به نمایش میگذارد؛ اما آنچه این حماسه را ماندگار میکند، نه فقط انبوه جمعیت، بلکه حلقههای بیشمار خدمتی است که بیهیاهو در امتداد این مسیر شکل میگیرد، موکب سهراهی نیز یکی از همان حلقههایی است که بیادعا، بار سنگین این حرکت عظیم را بر دوش گرفته است.
اینجا کسی از خود سخن نمیگوید، نامها در میان ازدحام زائران گم میشوند و آنچه باقی میماند، تصویری است از دستانی که مدام در حرکتاند؛ دستی که ظرف غذا تعارف میکند، دستی که استکان چای را به رهگذری میرساند، دستی که ویلچر سالمندی را به حرکت درمیآورد و دستی که شانه کودکی خسته را میگیرد، شاید راز شکوه اربعین نیز همین باشد؛ آنجا که «من»ها در «ما»ی بزرگ خدمت، بیصدا محو میشوند.
کردستان، سالهاست که مهماننوازی را نه در شعار، بلکه در عمل معنا کرده است، مردمانی که فرهنگشان با کرامت و احترام به میهمان گره خورده، امروز همان میراث را در مسیر اربعین به نمایش گذاشتهاند.
موکب سهراهی، تنها یک سازه موقت نیست؛ ترجمان هویتی است که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد؛ هویتی که باور دارد خدمت به زائر حسین(ع)، افتخاری است که باید با تمام توان از آن پاسداری کرد.
در قاب این موکب، همه چیز از همدلی حکایت میکند. نیروهای امدادی، داوطلبان مردمی، جوانانی که از تعطیلات خود گذشتهاند، بانوانی که ساعتها در بخش تدارکات ایستادهاند و ریشسفیدانی که با لبخند، زائران را بدرقه میکنند، همگی قطعات یک تصویر واحدند؛ تصویری که نشان میدهد بزرگترین سرمایه این سرزمین، نه امکانات، بلکه انسانهایی هستند که در لحظه نیاز، بیدرنگ کنار هم میایستند.
شاید زائر، پس از عبور از مرز، صدها موکب دیگر را نیز تجربه کند؛ اما نخستین تصویری که از میزبانی مردم ایران در ذهن او نقش میبندد، همین ایستگاههای آغازین است. جایی که پیش از ورود به خاک عراق، عطر مهربانی مردم کردستان، همسفر او میشود و خاطرهای میسازد که تا سالها از ذهنش پاک نخواهد شد.
اربعین، بزرگترین اجتماع انسانی جهان، با آمار و ارقام شناخته نمیشود؛ عظمت آن را باید در همین صحنههای کوچک اما ماندگار جستوجو کرد.
موکب سهراهی دیواندره، بیجار و سنندج، امروز فقط محل استراحت زائران نیست؛ اینجا ویترین فرهنگ مردمی کردستان است، فرهنگی که همواره در بزنگاههای ملی و مذهبی، مسئولیتپذیری، همدلی و نوعدوستی را به نمایش گذاشته و این بار نیز در مسیر اربعین، تصویری روشن از انسجام اجتماعی این دیار را پیش چشم رهگذران قرار داده است.
شاید بتوان برای خدمت، تعاریف بسیاری نوشت؛ اما حقیقت آن، در همین جاده معنا میشود؛ جایی که هیچکس از دیگری نمیپرسد اهل کجاست، به چه زبانی سخن میگوید یا چه جایگاهی دارد، همه یک نام مشترک دارند؛ زائر حسین(ع). همین نام، مرزها را کوتاهتر و فاصله دلها را کمتر کرده است.
در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری با تصویرهای تفرقه و خشونت شناخته میشود، اربعین روایت دیگری از انسان معاصر ارائه میدهد؛ روایتی که ستونهای آن بر ایثار، همدلی و کرامت استوار است.
موکب سهراهی دیواندره، بیجار و سنندج نیز بخشی از همین روایت بزرگ است؛ روایتی که ثابت میکند راه کربلا، پیش از آنکه از مرز باشماق عبور کند، از قلبهای عاشقی میگذرد که خدمت را عبادت و میزبانی از زائران سیدالشهدا(ع) را افتخار خود میدانند.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!