«کردتودی» گزارش میدهد؛
خاندان پهلوی؛ نماد فساد و خیانت تاریخی
۵۷ سال حکومت پهلوی آکنده از جنایت، فساد و خیانت بود، اسناد رسمی، خاطرات مردم و تاریخ شفاهی نشان میدهد این خاندان نه برای مردم، بلکه برای حفظ قدرت و منافع شخصی خود، کشور را به تاراج برد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، تاریخ، اگر درست روایت شود، آینهای بیرحم است؛ آینهای که چهره واقعی قدرتهای تحمیلی را بیپرده نشان میدهد. حاکمیت ۵۷ ساله خاندان پهلوی بر ایران، یکی از تاریکترین فصلهای این آینه است؛ فصلی آکنده از خون، خیانت و فساد، که نه بر پایه اراده ملت، بلکه بر شانههای کودتا، وابستگی و سرکوب بنا شد این خاندان، سلطنت را نه امانتی ملی، بلکه ملک شخصی خود میدانست و کشور را چونان سفرهای گسترده برای بیگانگان و درباریان، بیمحابا به تاراج سپرد.
در این سالها، جنایت تنها در میدان گلوله و زندان رقم نخورد؛ خیانت، آرام و پیوسته، در قراردادهای ننگین، در امتیازدهی به قدرتهای استعمارگر و در تحقیر سیستماتیک مردم جریان داشت فساد، از کاخها به وزارتخانهها سرایت کرده بود و ثروتهای افسانهای خاندان سلطنتی، در تضاد آشکار با فقر، بیسوادی و محرومیت اکثریت ملت ایران قد میکشید ساواک، بهعنوان بازوی امنیتی این نظام، صدای اعتراض را در نطفه خفه میکرد و زندان، تبعید و شکنجه، پاسخ مطالبه آزادی بود.
اما شاید عمیقترین جنایت پهلویها، سرقت آینده یک ملت بود؛ آیندهای که میتوانست با آموزش، عدالت و استقلال معنا یابد، اما در باتلاق وابستگی و ناکارآمدی فرو رفت اسناد رسمی همان دوره، از بیسوادی گسترده، مرگومیر قابل پیشگیری کودکان، شکاف طبقاتی و عقبماندگی ساختاری حکایت دارد؛ واقعیتهایی که با هیچ بزک رسانهای قابل پنهانسازی نیست.
این گزارش، تلاشی است برای بازگویی حقیقتی که سالها زیر آوار تحریف مدفون شده است روایتی مستند از جنایتها، خیانتها و فسادهای خاندان پهلوی، تا تاریخ، آنگونه که بوده، دوباره خوانده شود و نه آنگونه که میخواهند به یاد آورده شود.
آموزش لوکس برای اقلیت بیسوادی برای اکثریت
سید فواد حسینی در تشریح یکی از مهمترین شاخصهای ناکارآمدی رژیم پهلوی، به آمار رسمی سرشماری سال ۱۳۵۵ اشاره وبیان داشت:
طبق آخرین سرشماری رسمی که خود دستگاههای نظام پهلوی منتشر کردهاند، میزان باسوادی در کل کشور تنها ۴۷ درصد بوده است در استانهایی مانند کردستان، این رقم بهمراتب پایینتر بود این یعنی بیش از نیمی از مردم ایران از ابتداییترین حق آموزشی محروم بودند.
وی افزود: آموزش در آن دوران نه یک حق عمومی، بلکه کالایی لوکس برای طبقه خاصی از جامعه بود کالایی که دسترسی به آن، وابسته به موقعیت اقتصادی، جغرافیایی و وابستگی طبقاتی بود نرخ بالای بازماندگی از تحصیل، نبود پوشش آموزشی در مناطق روستایی و محروم، و دسترسی بسیار محدود به آموزش عالی، واقعیتهایی هستند که در اسناد همان دوره بهروشنی ثبت شدهاند.
شاخصهای توسعه؛ مقایسهای که پهلوی تاب آن را ندارد
مدیرکل آموزش و پرورش کردستان با رد این ادعا که هر کشوری بهطور طبیعی در گذر زمان پیشرفت میکند، تأکید کرد:اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید ایرانِ دوران پهلوی را با کشورهای همتراز منطقه مقایسه کنیم در آن زمان، ایران یکی از پایینترین نرخهای باسوادی زنان روستایی در خاورمیانه و یکی از بالاترین نرخهای مرگومیر کودکان را داشت آن هم به دلیل بیماریهایی که با واکسیناسیون و توسعه بهداشت بهراحتی قابل پیشگیری بودند.
وی گفت: نبود راههای روستایی، کمبود شدید تختهای بیمارستانی، ضریب نفوذ پایین تلفن و خدمات عمومی، همگی نشانههای یک توسعهنیافتگی عمیق بودند؛ توسعهنیافتگیای که ریشه در فساد، وابستگی و ناکارآمدی سیستم حاکم داشت.
انقلاب؛ تصمیم یک ملت، نه خطای تاریخی
حسینی با اشاره به تلاش برخی جریانها برای زیر سؤال بردن اصل انقلاب اسلامی خاطر نشان کرد:اینکه امروز عدهای القا کنند ملت ایران اشتباه کرده، به معنای نادیدهگرفتن اراده تاریخی یک ملت است، مردمی که در رفراندوم جمهوری اسلامی شرکت کردند، از سر آگاهی و تجربه تصمیم گرفتند. نمیتوان گفت همه این ملت دچار خطا شدهاند.
به گفته وی، انقلاب اسلامی حاصل یک اجماع اجتماعی گسترده بود؛ اجماعی که پس از سالها سرکوب، تحقیر و بنبست سیاسی شکل گرفت و با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.
تحریم، فشار و پروژه ناراضیسازی
مدیرکل آموزش و پرورش کردستان در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به مشکلات اقتصادی امروز کشور گفت:هیچکس منکر مشکلات نیست، اما بخش مهمی از این فشارها ناشی از تحریمهای ظالمانه آمریکاست؛ تحریمهایی که خودشان صراحتاً اعلام کردهاند هدفش ناراضیسازی مردم است.
وی تأکید کرد: در کنار فشارهای خارجی، نارساییها و ناکارآمدیهای داخلی نیز باید صادقانه گفته و اصلاح شود و دهه فجر بهترین فرصت برای بیان همزمان افتخارات و ضعفهاست.
مردم؛ قویترین مؤلفه قدرت ملی
حسینی مردم را اصلیترین سرمایه کشور دانست و افزود:قویترین مؤلفه قدرت ما مردم هستند. مردم باید شنیده شوند، مطالبات بهحقشان پاسخ داده شود و اعتراض قانونی به رسمیت شناخته شود؛ همانطور که رهبر معظم انقلاب و رئیسجمهور بارها بر آن تأکید کردهاند.
روایت مدرسه؛ آموزش، سنگر آگاهی
در همین زمینه، مریم شاهرخی، مدیریکی از دبیرستانهای سنندج، در گفتگو با خبرنگار کردتودی افزود: دانشآموزان امروز تشنه حقیقتاند وقتی آمار واقعی دوران پهلوی را میشنوند، متوجه میشوند که چرا انقلاب اتفاق افتاد و روایت مستند تاریخ، بهترین ابزار مقابله با تحریف است.
وی بیان داشت: امروز، پس از انقلاب اسلامی، نظام آموزشی با هدف عدالت و فراگیری توسعه یافته است دانشآموزان حتی در مناطق دورافتاده به مدرسه و معلم متعهد دسترسی دارند، آموزش مقدماتی و عالی گسترده شده و محتوا بر پایه هویت ملی و اسلامی و توسعه فکری طراحی شده است آنها میتوانند تحقیق کنند، سؤال بپرسند و منابع تاریخی و علمی را با آزادی و امنیت مقایسه کنند. این فرصت، شوق کشف حقیقت را در آنان ایجاد کرده است.
شاهرخی در ادامه بیان داشت: وقتی دانشآموزان وضعیت آموزش در دوران پهلوی را با دستاوردهای نظام آموزشی انقلاب مقایسه میکنند، تفاوت عظیم روشن میشود. آنها درک میکنند که انقلاب اسلامی نه فقط یک تغییر سیاسی، بلکه پاسخی به دههها محرومیت آموزشی، فساد و وابستگی بود و امروز میتوانند از حق طبیعی آموزش بهرهمند شوند.
روایت خانوادهها؛ حافظهای که زنده مانده است
رضا احمدی یکی از والدین دانشآموزان این دبیرستان نیز گفت: پدرم سواد خواندن و نوشتن نداشت چون مدرسهای در روستایشان نبود وقتی امروز از پیشرفت آموزش صحبت میکنیم، باید بدانیم این مسیر از کجا شروع شده است.
وی گفت: تحصیل و آموزش برای بسیاری از خانوادهها یک آرزو بود، نه یک حق مسلم و این جمله ساده، اما تلخ، تصویری روشن از شرایط آموزشی در دوران پهلوی ارائه میدهد؛ دورهای که دسترسی به مدرسه محدود به مناطق شهری و اقشار مرفه بود و بخش بزرگی از جمعیت، از ابتداییترین امکانات آموزشی محروم بودند.
احمدی ادامه داد: امروز وقتی از پیشرفت آموزش صحبت میکنیم، باید بدانیم این مسیر از کجا شروع شده است. مدرسههایی که اکنون در هر شهر و روستا وجود دارند، معلمان متعهد، کتابهای درسی و برنامههای آموزشی گسترده، حاصل انقلاب و تلاشهای مستمر بعد از آن است. دسترسی همگانی به آموزش، توسعه عدالت آموزشی و فراهم شدن امکان تحصیل عالی برای دختران و پسران، نشان میدهد که چه فاصله بزرگی بین گذشته و امروز وجود دارد.
به گفته والدین بسیاری از دانش آموزان، روایت زندگی خانوادهها و نسلهای گذشته، بهترین ابزار برای درک ارزش دستاوردهای آموزش بعد از انقلاب است وقتی دانشآموزان بدانند که پیشینیانشان برای یادگیری ابتداییترین دروس حتی مدرسه نداشتند، آنها قدر فرصت امروز را بهتر میدانند و متوجه میشوند که آموزش یک حق طبیعی است، نه امتیاز یا کالایی محدود
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، روایتگری مسئولانه و مستند از تاریخ است. جنگ رسانهای، با حذف آمار و تحریف واقعیتها پیش میرود و تنها راه مقابله با آن، رجوع به اسناد، تاریخ شفاهی و تجربه زیسته مردم است ودهه فجر فرصتی است برای ایستادن بر زمین حقیقت؛ جایی که عدد و رقم با کسی تعارف ندارد و تاریخ، خود گویاترین شاهد است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!