«کردتودی» گزارش میدهد؛
حماسه بصیرت در طوفان فتنه دشمن
در دیماه پرالتهاب، سوءاستفاده از مطالبات معیشتی مردم به صحنهای از جنگ ترکیبی بدل شد؛ توطئهای که با کشتهسازی و عملیات پرچم دروغین طراحی شده بود، اما با بصیرت و حضور حماسی ملت در 22دیماه، به شکستی دیگر برای دشمنان انجامید.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران همواره گواهی زنده بر هوشیاری، بصیرت و ایستادگی ملتی بوده است که در طوفانهای سهمگین توطئههای استکبار جهانی، نه تنها خم به ابرو نیاورده بلکه هر بار ریشههای درخت تنومند خود را محکمتر در خاک ایمان و غیرت دوانده است.
در این میان، وقایع تلخ و دردناک دیماه سال یکهزار و چهارصد و چهار هجری شمسی، فصلی جدید از کتاب بزرگ مقاومت مردم ایران را رقم زد؛ فتنهای که با ظاهری فریبنده و نقابی مظلومانه آغاز شد اما باطنی وحشیانه و طراحیشده توسط اتاقهای فکر دشمنان قسمخورده این مرز و بوم داشت.
آنچه در غروب آن روز سرنوشتساز رخ داد، نمونهای بارز از جنگ ترکیبی و شناختی بود که دشمن با بهرهگیری از تمام ابزارهای مدرن جاسوسی و تروریستی، سعی در تحریف واقعیتها و ایجاد شکاف میان ملت و نظام داشت.
آغاز این ماجرا با سوءاستفاده ابزاری از دغدغههای معیشتی و اعتراض به حق مردم نسبت به گرانیها بود؛ موضوعی که کاملاً طبیعی و مورد تأیید عقل سلیم است و نظام جمهوری اسلامی نیز همواره شنوای صدای بحق مردم بوده و هست، اما هنر شیطانی طراحان اصلی این سناریو در این بود که چگونه میتوانند یک مطالبه قانونی و مدنی را به آشوبی خونین و ویرانگر تبدیل کنند تا از دل آن، اهداف شوم خود را پیش ببرند.
با تاریک شدن هوا و فرا رسیدن لحظاتی که غفلت ناخواسته برخی خانوادهها و شور و هیجان ذاتی جوانان ناآگاه، فضا را برای نفوذ عوامل بیگانه مساعد کرد، چهره واقعی این توطئه آشکار گردید و در مدت زمانی کمتر از یک ساعت، صحنهای که میتوانست بستری برای بیان دردها و شنیده شدن خواستههای ملت باشد، توسط عوامل آموزشدیده و هدایتشده موساد صهیونیستی به میدان جنگی تمامعیار در خیابانهای شهر تبدیل شد.
گزارشهای میدانی و اسناد به دست آمده از بازجوییهای انجام شده نشان میدهد که تیمهای عملیاتی ویژهای با حمایت مستقیم سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی و با وعدههای آبکی دلار آمریکایی، وارد میدان شده بودند تا با ایجاد رعب و وحشت، امنیت روانی جامعه را هدف قرار دهند،. این عناصر مزدور که چهرههایی ناشناس و مرموز داشتند، با برنامهریزی دقیق و از پیش تعیینشده، اموال عمومی را به آتش کشیدند، اموال خصوصی مردم را تخریب کردند و فضایی از ناامنی مطلق را حاکم ساختند تا بدین وسیله افکار عمومی را منحرف کرده و تمرکز را از مطالبات اصلی دور سازند، هدف آنها نه اصلاح امور، بلکه ایجاد هرجوجرج و بیثباتی بود تا زمینه را برای دخالتهای بیشتر خارجی فراهم آورند.
اما دردناکترین و جنایتکارانهترین بخش این سناریوی شوم، زمانی رخ داد که پرده از چهره واقعی اغتشاشگران کنار رفت و بخشی از مردم که فریب ظاهر اعتراضی را خورده بودند، متوجه شدند که در دامی بزرگ گرفتار شدهاند، درست در همان لحظاتی که برخی از شهروندان عادی و حتی برخی از معترضان اولیه قصد عقبنشینی و بازگشت به آرامش را داشتند و فتنه دشمن را تشخیص داده بودند، گلولههای جنگی از پشت سر شلیک شد.
عوامل مزدور آمریکایی و صهیونیستی که برای کشتهسازی و ایجاد موجی از احساسات ضد نظام، هممیهنان مظلوم ما را از پشت سر هدف قرار دادند، استراتژی آنها واضح و هولناک بود و کشتن افراد بیگناه یا حتی برخی از همان اغتشاشگران سادهلوح توسط خودشان و سپس انداختن تقصیر این جنایات به گردن نیروهای امنیتی و نظام جمهوری اسلامی. آنها میخواستند با خلق تصاویری دردناک از اجساد و خونریزی، خانوادههای داغدار را به خیابانها بکشاند و با تحریک احساسات پاک مردم، سوگواریها را به اعتراضاتی گسترده علیه اصل نظام تبدیل کنند.
این تاکتیک کثیف "پرچم دروغین" که بارها در تاریخ توسط سرویسهای جاسوسی غرب اجرا شده بود، این بار نیز با دقتی سرد و بیرحمانه در خیابانهای ایران پیادهسازی شد تا مظلومنمایی دروغین را جایگزین واقعیتِ تروریسم سازمانیافته کنند.
آنها تصور میکردند با این ترفندهای کهنه و خونین، میتوانند اراده ملت ایران را بشکنند و صفبندی جدیدی علیه انقلاب ایجاد کنند. آنها حساب کرده بودند که دیدن پیکر بیجان عزیزان، عقل و منطق را از سر مردم میپراند و طوفانی از خشم کورکورانه را برپا خواهد کرد که پایان آن سقوط پایههای حکومت باشد.
اما محاسبات دشمن بار دیگر خطا از آب درآمد، چرا که آنها عمق بصیرت و تجربه تاریخی ملت ایران را نادیده گرفته بودند، مردم ایران که دههها در کوره حوادث سخت شدهاند و بارها توطئههای مشابه را از سر گذراندهاند، این بار نیز با هوشیاری مثالزدنی، نقشه شوم دشمن را خواندند، اگرچه قلبها از دیدن جان باختن هموطنان به درد آمد و اشکها جاری شد، اما این اشکها به جای آنکه سوخت ماشین اغتشاش شود، به قطراتی از بیداری و آگاهی تبدیل گردید، مردم فهمیدند که پشت این صحنهسازیهای خونین، دستهای آلوده کسانی است که هیچ عشقی به ایران و ایرانی ندارند و تنها به دنبال منافع شوم خود هستند.

سرانجام، نقطه عطف این رویداد تلخ، در روز بیست و دوم دیماه رقم خورد؛ روزی که به یادماندنیترین پاسخ ممکن به تمام بدخواهان ایران اسلامی بود، در حالی که هنوز زخمهای ناشی از آن شب سیاه تازه بود و بوی باروت و خون در فضا میپیچید، ملت شهیدپرور ایران اسلامی با حضوری حماسی، باشکوه و بینظیر در خیابانها ظاهر شدند.
این حضور صرفاً یک راهپیمایی معمولی نبود؛ بلکه فریاد رسوایی علیه فتنهگران و اعلام برائت قاطعانه از خط شیطانی دشمن بود، میلیونها نفر از اقشار مختلف مردم، از پیر و جوان، زن و مرد، دانشجو و کارگر، از هر قوم و قبیله و با هر گرایش سیاسی، دست در دست هم دادند تا پیامی واحد را به گوش جهان برسانند، ایران متوقف نمیشود و انقلاب اسلامی با وجود تمام توطئهها، پایدارتر از همیشه باقی خواهد ماند.
آنها نشان دادند که تفاوت قائل هستند میان اعتراض به حق و اغتشاش کور؛ میان دلسوزی برای کشور و خیانت به آن، مردم با حضور خود ثابت کردند که فریب بازیهای روانی و رسانهای دشمن را نمیخورند و اجازه نمیدهند خون شهدای مظلوم این حوادث، ابزار دست تروریستهای بینالمللی قرار گیرد.
این حماسه بزرگ در بیست و دوم دیماه، سندی زرین در تاریخ مبارزات ملت ایران است که نشان داد هیچ قدرتی در عالم توان مقابله با اراده پولادین مردمی را ندارد که تا آخرین قطره خون پای آرمانهای انقلاب و ولایت ایستادهاند، دشمنان که انتظار داشتند با کشتهسازی و ایجاد تفرقه، نظام را تضعیف کنند، در کمال ناباوری دیدند که این جنایات نه تنها باعث تضعیف نشد، بلکه موجب اتحاد بیشتر، همدلی عمیقتر و بیداری گستردهتری در سطح جامعه گردید.
امروز پس چهل شبانه روز از آن شب تلخ و سیاه، اسناد و مدارک بیشتری از ارتباط مستقیم طراحان اصلی با موساد و سیا منتشر شده که مهر تأییدی است بر ادعای مردم و مسئولین مبنی بر اینکه آن روزها، ایران میدان نبرد نیابتی سرویسهای جاسوسی غرب بود و امروز مردم و خانوادههای زیادی داغدار شهدایی هستند که مظلومانه، بیدفاع و به ناحق توسط دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مورد وحشیگری داعش گونه قرار گرفتند.

شهید دهقانی یک کارگر ساده بود
مادر شهید حاجیه مومنیزاده گفت: فرزندم یک کارگر ساده بود که برای کمک به اقتصاد خانواده در شغل شریفی مشغول به کار بود و در آن شب اغتشاشات نیز تنها و بیدفاع در حال عبور از خیابان بود که توسط افراد شرور از پشت سر مورد حمله قرار گرفت و ناجوانمردانه و مظلومانه به شهادت رسید.
وی افزود: فرزندم از دوران نوجوانی به عضویت بسیج مردمی درآمده بود و همواره به پایگاه بسیج در ارتباط بود، آن شب نیز چون آخرهفته بود و طبق تعطیلات عموم مردم، شهید دهقانی هم در بلوار داشت پیاده روی میکرد، متاسفانه از پشت سر و آنچه که در فیلم دوربینها مشاهده میشود به عمد مورد اصابت گلوله جنگی قررا میگیرد.
مومنیزاده یادآور شد: همه ما به گرانی و عدم مدیریت دولت در بازار اعتراض داریم ولی هیچگاه به هیچ کسی از خارج کشور اجازه نمیدهیم در مسائل داخلی ما دخالت کند و خون پاک فرزندان ما که به دست خودشان قتل و عام شدند را مصاده کنند.

فرزندم نوبت دکتر داشت زیرا تازه تصادف کرده بود
بهزاد دهقانی پدر شهید گفت: شهید ابوالفضل دهقانی به تازگی تصادف کرده بود و پایش در گچ بود و باید روز شنبه برای ویزیت به تهران میرفت امّا شب عصر پنجشنبه به علت اینکه روزهای زیادی در خانه مانده بود تصمیم گرفته بود که برای پیاده روی به بلوار برود که حال و هوایی عوض کند، متاسفانه خبر کشته شدند او را به ما دادند.
وی افزود: من و خانوادهام همواره پشتیبان نظام و انقلاب بودیم و هستیم و به هیچ کسی هم اجازه نمیدهیم از خون پاک شهید ابوالفضل سوء استفاده کند، آمریکا و رژیم کودکش صهیونیستی هیچگاه نمیتوانند دست ناپاک خود را به خون جوانان بیگناه ما شست و شو دهند.
دهقانی یادآور شد: به همه خانوادهها توصیه میکنم، مراقب جوانان و نوجوانان خود باشند و از کنجکاوری و حضور در چنین فتنههایی که تنها به علت کشتن و غارت مردم طراحی شده است، پرهیز کنند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!