حالت تاریک
شنبه, 03 مرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
روایت زنی که خستگی را نمی‌شناسد
گاهی واژه‌ها، سال‌ها میان شعارها گم می‌شوند؛

روایت زنی که خستگی را نمی‌شناسد

مادری که کنار فرزند و همسرش گرمای خانه را زنده نگه می‌دارد و شب، در میان جمعیت میدان آیت‌الله فاضل گروسی، بی‌هیاهو چای می‌ریزد، به دانش‌آموزان کمک درسی می‌کند و پس از پایان مراسم، زباله‌های برجا مانده را جمع می‌کند.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، روایت زنی است که نقش‌های اجتماعی را نه با شعار، بلکه در سکوت و عمل معنا کرده است، گاهی واژه‌ها، سال‌ها میان شعارها گم می‌شوند؛ اما معنا، در رفتار انسان‌ها متولد می‌شود.

در روزهایی که هرکس از زاویه‌ای درباره جایگاه زن سخن می‌گوید، در گوشه‌ای از میدان آیت‌الله فاضل گروسی بیجار، فاطمه زارع بانویی را دیدم که بدون آنکه نامی از خود بر زبان بیاورد یا انتظار دیده شدن داشته باشد، تصویری متفاوت از حضور اجتماعی یک زن را به نمایش گذاشته بود.

صبح، مربی قرآن است و نسل تازه‌ای از کودکان و نوجوانان را با مفاهیم آیات الهی آشنا می‌کند، از همان ساعت‌های اول روز، میان کلاس و خانه در رفت‌وآمد است؛ گاهی با صدای آرامش‌بخش تلاوت، گاهی با توضیحی ساده برای فهم بهتر یک آیه و گاهی با تشویقی کوتاه برای کودکی که تازه قدم در مسیر یادگیری گذاشته است.

می‌گوید آموزش قرآن برای او فقط یک شغل نیست، بلکه راهی برای ساختن نسل آینده است؛ نسلی که باید هم با کلام خدا آشنا باشد و هم مسئولیت‌پذیری را از همان کودکی بیاموزد.

در خانه، مادری است که آموزش فرزندش را مسئولیت خود می‌داند و همسری که آرامش خانواده را زیربنای آرامش جامعه می‌شمارد، از او که درباره برنامه روزانه‌اش می‌پرسم، لبخند می‌زند و می‌گوید روزش از سحر آغاز می‌شود و تا نیمه‌های شب ادامه دارد.

 صبح‌ها درس و تربیت، ظهرها رسیدگی به خانه و خانواده، و شب‌ها حضور در میدان و خدمت به مردم. برای او این تقسیم‌بندی نه سخت است و نه عجیب؛ می‌گوید زن اگر باور داشته باشد که هر لحظه از زندگی‌اش می‌تواند اثرگذار باشد، خستگی را کمتر حس می‌کند.

https://kurdtoday.ir/public/images/2026/7/20260723164849_original_41.jpg

اما شب که فرا می‌رسد، مسئولیتش پایان نمی‌یابد

در اجتماعات مردمی میدان، کنار موکب می‌ایستد؛ برای مردم چای می‌ریزد، به دانش‌آموزانی که در درس‌هایشان مشکل دارند کمک می‌کند، در کنار دیگر شهروندان در برنامه‌ها حضور دارد و پس از پایان مراسم، بی‌آنکه کسی از او بخواهد، زباله‌های باقی‌مانده را جمع‌آوری می‌کند.

گاهی ظرف‌های یک‌بارمصرف را از روی زمین برمی‌دارد، گاهی صندلی‌ها را مرتب می‌کند و گاهی هم کنار نوجوانی می‌ایستد که برای حل یک مسئله درسی سراغش آمده است.

حضورش در میدان، حضوری تشریفاتی نیست؛ او آمده تا کار کند، نه فقط دیده شود.

https://kurdtoday.ir/public/images/2026/7/20260723164847_original_11.jpg

از او پرسیدم چرا با وجود این همه مسئولیت، باز هم هر شب در میدان حاضر می‌شود؟

کمی سکوت کرد و گفت: این کارها وظیفه نیست؛ ادای دین است، اگر امروز کشور امنیت دارد و ما با آرامش زندگی می‌کنیم، سهم من شاید همین چند ساعت خدمت بی‌ادعا باشد.

وقتی از انگیزه‌اش پرسیدم، پاسخ داد که خدمت به مردم را ادامه همان مسیری می‌داند که به باور او، شهیدان انقلاب و مدافعان امنیت برای آن جان خود را فدا کردند.

می‌گوید اگر امروز می‌تواند با خیال آسوده در خیابان قدم بزند، فرزندش را به مدرسه بفرستد، در کلاس قرآن حاضر شود و شب‌ها در جمع مردم بایستد، همه این‌ها نتیجه خون کسانی است که برای امنیت و عزت این سرزمین ایستادند.

برای همین، خدمت او را نمی‌توان یک کار ساده و روزمره دانست؛ او این حضور را نوعی عهد می‌داند، عهدی برای زنده نگه داشتن یاد کسانی که رفتند تا مردم بمانند.

او معتقد است عشق به وطن و وفاداری به آرمان‌های انقلاب، تنها در شعار خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در خدمت به مردم، احترام به حقوق شهروندان، تربیت نسل آینده و مسئولیت‌پذیری اجتماعی معنا پیدا می‌کند.

به باور او، زن ایرانی اگر بخواهد نقش واقعی خود را نشان دهد، لازم نیست از خانه جدا شود یا از خانواده فاصله بگیرد؛ می‌تواند در دل خانه، در کلاس درس، در میدان اجتماع و در کنار مردم، هم‌زمان اثرگذار باشد. می‌گوید زن وقتی به خودش و توانایی‌هایش ایمان داشته باشد، می‌تواند هم ستون خانه باشد و هم تکیه‌گاه جامعه.

شاید به همین دلیل است که پس از پایان مراسم، زمانی که بسیاری میدان را ترک می‌کنند، او هنوز مشغول جمع‌آوری لیوان‌های یک‌بارمصرف و پاک‌سازی محیط است. در آن لحظه، میدان برایش فقط یک محل تجمع نیست؛ بخشی از شهر است که باید مثل خانه خودش تمیز بماند. می‌گوید اگر مردم برای حضور در برنامه‌ها وقت می‌گذارند، اوهم باید برای نظم و پاکیزگی همان فضا وقت بگذارد.

این نگاه ساده اما عمیق، از او چهره‌ای ساخته که خدمت را نه در حرف، بلکه در عمل معنا می‌کند.

https://kurdtoday.ir/public/images/2026/7/20260723164846_original_25.jpg

در نگاه او، خدمت کوچک و بزرگ ندارد

هر کاری که باری از دوش مردم بردارد، ارزشمند است.

رهبر انقلاب اسلامی بارها از مردمِ پای‌کار و حضور خودجوش و مسئولانه مردم در حل مسائل کشور سخن گفته‌اند؛ مردمی که بدون انتظار پاداش، هر جا احساس نیاز کنند، وارد میدان می‌شوند.

این بانوی بیجاری نیز خود را عضوی کوچک از همین جریان مردمی می‌داند؛ جریانی که باور دارد آبادانی و اقتدار کشور، تنها بر عهده مسئولان نیست و هر شهروند سهمی در آن دارد.

او می‌گوید اگر هر کس در حد توان خودش قدمی بردارد، بسیاری از مشکلات کوچک که گاهی بزرگ به نظر می‌رسند، اصلاً فرصت ریشه دواندن پیدا نمی‌کنند.

از او درباره نگاه فرزندش به این همه فعالیت می‌پرس،. می‌گوید گاهی فرزندش خسته می‌شود و می‌پرسد چرا مادر شب‌ها هم خانه نمی‌ماند، اما وقتی توضیح می‌دهد که این حضور برای کمک به مردم و پاسداشت امنیت کشور است، کودک هم آرام‌تر می‌شود و حتی گاهی در جمع‌آوری وسایل کمکش می‌کند.

همین همراهی کوچک، برای او نشانه‌ای است از اینکه تربیت فقط با گفتن شکل نمی‌گیرد؛ بچه‌ها بیشتر از آنچه می‌شنوند، از آنچه می‌بینند یاد می‌گیرند.

شاید اگر بخواهیم تصویری واقعی از زن ایرانی ارائه کنیم، نیازی به جست‌وجوی نمونه‌های دوردست نباشد.

زن ایرانی را می‌توان در همین میدان دید؛ بانویی که ایمان را با آموزش قرآن، مادری را با تربیت فرزند، همسری را با استحکام خانواده و مسئولیت اجتماعی را با خدمت بی‌منت به مردم درهم آمیخته است، او نشان می‌دهد که زن بودن، به معنای محدود شدن نیست؛ به معنای ساختن است. ساختن خانه، ساختن دل‌ها، ساختن نسل آینده و ساختن امید در دل جامعه.

https://kurdtoday.ir/public/images/2026/7/20260723164848_original_44.jpg

اگر قرار باشد از زن، زندگی و آزادی تصویری واقعی ارائه شود، شاید همین زن بهترین پاسخ باشد؛ زنی که آزادی را در انتخاب آگاهانه مسیر خدمت می‌بیند، زندگی را در پیوند با خانواده و مردم معنا می‌کند و کرامت را در بی‌ادعایی و مسئولیت‌پذیری حفظ می‌کند، او نه در پی هیاهوست و نه در جست‌وجوی عنوان؛ اما حضورش، از بسیاری شعارها رساتر است.

او هیچ ادعایی ندارد و شاید هرگز نامش در تیتر رسانه‌های بزرگ دیده نشود؛ اما حقیقت این است که ستون‌های یک جامعه، بیش از آنکه بر دوش چهره‌های مشهور باشد، بر شانه‌های همین انسان‌های گمنامی استوار است که باور دارند بهترین راه ابراز ارادت به شهیدان و پاسداشت آرمان‌های انقلاب، خدمت صادقانه به مردم و ساختن ایران، از همین کارهای کوچک اما ماندگار آغاز می‌شود.

 شاید راز ماندگاری چنین زنانی همین باشد، آن‌ها منتظر نمی‌مانند تا کسی از راه برسد و میدان را آباد کند، خودشان می‌آیند، آستین بالا می‌زنند، چای می‌ریزند، درس می‌دهند، خانه را گرم نگه می‌دارند، میدان را تمیز می‌کنند و بی‌صدا، اما عمیق، معنای واقعی مسئولیت را به نمایش می‌گذارند.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!