حالت تاریک
جمعه, 22 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
تجمعات شبانه مردم، محصول اعتماد است نه دستور
دبیر حزب همت استان کردستان عنوان کرد:

تجمعات شبانه مردم، محصول اعتماد است نه دستور

دبیر حزب همت کردستان با اشاره به استمرار تجمعات شبانه مردم در میدان، گفت: این حضور «نه محصول دستور و نه یک نمایش تبلیغاتی»، بلکه جلوه‌ای از اعتماد، هویت و خودجوشی اجتماعی است که ریشه در ایمان مردم و پیوندهای عمیق محلی دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در شب‌هایی که سایه تهدیدهای بیرونی و التهاب‌های درونی بر فضای کشور سنگینی می‌کند میدان‌های شهرها به صحنه‌ای متفاوت بدل شده‌اند؛ صحنه‌ای که نه با فراخوان رسمی شکل گرفته و نه با تبلیغات سازمان‌یافته. مردم بی‌آنکه منتظر دستور بمانند هر شب به میدان می‌آیند؛ حضوری که بیش از آنکه شبیه یک تجمع باشد نشانه بیداری لایه‌ای عمیق از هویت جمعی و سرمایه اجتماعی است. در چنین فضایی، انور سقزی دبیر حزب همت استان کردستان از نخستین چهره‌هایی است که تلاش کرده این پدیده را نه صرفاً به‌عنوان یک رفتار احساسی، بلکه به‌مثابه یک کنش اجتماعی–هویتی تحلیل کند. 

وی معتقد است تجمعات شبانه مردم در میدان «بازگشت جامعه به صحنه» است؛ بازگشتی که از دل اعتماد، پیوندهای محلی و احساس مسئولیت جمعی برآمده و اکنون به مهم‌ترین شاخص فهم رفتار اجتماعی مردم در لحظه بحران تبدیل شده است. 

سقزی در گفتگوی تفصیلی زیر، از چیستی میدان تا نقش کنشگران پنهان، از آغاز این تجمع‌ها تا سازوکار تداوم آنها و از محتوای شعارها تا معنای حضور خانواده‌ها را با جزئیاتی کم‌نظیر تشریح می‌کند.

پیش از هر چیز، لطفاً برای ما تعریف کنید «میدان» در این شب‌ها دقیقاً چه پدیده‌ای است؟

وقتی از «میدان» در این شب‌ها صحبت می‌کنیم منظورمان صرفاً یک فضای فیزیکی نیست؛ میدان یک وضعیت اجتماعی و روانی است. جایی است که مردم بدون واسطه، بدون فیلتر و بدون دستور، واکنش واقعی خود را نشان می‌دهند. آنچه این شب‌ها در میدان‌های کردستان و دیگر شهرها می‌بینیم یک تجمع ساده نیست؛ یک کنش هویتی است. مردم بدون اینکه کسی آنها را مجبور کند، خودجوش به میدان می‌آیند و این خودجوشی، روح واقعی میدان است. میدان زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم احساس کنند این فضا متعلق به خودشان است، نه اینکه از بالا به آنها دیکته شده باشد در چنین لحظاتی، میدان تبدیل می‌شود به آینه‌ای که جامعه در آن خودش را می‌بیند؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد مردم چگونه هویت، امنیت و آینده خود را تعریف می‌کنند.


 نقش شما در این تجمع‌ها چه بود و چگونه وارد صحنه شدید؟

 از همان شب‌های نخست، وقتی مشخص شد با یک وضعیت جدی روبه‌رو هستیم و دشمن تلاش می‌کند با فشار روانی و جنگ رسانه‌ای مردم را از صحنه خارج کند احساس کردم وظیفه‌ام به‌عنوان استاد دانشگاه و چهره سیاسی این است که در خط مقدم رسانه حاضر باشم و حضور من مستمر بود، نه مقطعی.

بیش از ده مصاحبه در رسانه‌های مختلف داشتم و روزانه تحلیل‌هایی در فضای مجازی منتشر می‌کردم دو گروه برایم اهمیت ویژه داشتند: قشر دانشگاهی و قشر خاکستری.

 دانشگاه اگر بی‌تفاوت می‌ماند، خلأ اعتباری در میدان ایجاد می‌شد. قشر خاکستری نیز نه مخالف بود و نه فعال؛ نگران و سردرگم بود. تلاش من این بود که با زبان تحلیل و آرامش واقعیت‌های میدان را برای آنها شفاف کنم تا تصمیمشان بر پایه آگاهی باشد. مهم‌ترین کاری که انجام دادم، پل زدن میان فضای آکادمیک و فضای میدانی بود. نشان دادم که یک استاد دانشگاه می‌تواند هم در میدان باشد و هم دغدغه دانشجویان را درک کند و این حضور نه تنها از اعتبار علم نمی‌کاهد، بلکه به آن وزن اجتماعی می‌دهد.

 تجمع شبانه در کردستان چگونه آغاز شد؟

 آغاز تجمع کاملاً خودجوش بود به‌محض انتشار اخبار اولین موج حمله، گروه‌هایی از مردم بدون هیچ هماهنگی قبلی در چند نقطه استان جمع شدند. این تجمع‌ها پراکنده بود، اما کسانی که زودتر از بقیه آمدند، عمدتاً خانواده‌های شهدا، طلاب و روحانیون محلی و برخی نیروهای باسابقه بسیج بودند، اما آنچه یک نقطه پراکنده را به «میدان اصلی» تبدیل کرد، ترکیب یک مکان شناخته‌شده و معنوی مانند میدان یا مسجد مرکزی با صدای آشنای یک مداح یا روحانی مورد اعتماد مردم بود.

مرحله نخست تجمع، مرحله «حضور نمادین» بود؛ حضوری که شاید در ظاهر کار خاصی انجام نمی‌داد، اما پایه تبدیل شدن به حضور عملی شد.

چه چیزی تجمع را تثبیت کرد و باعث شد ادامه پیدا کند؟

عامل اصلی تثبیت تجمع، موکب بود وقتی موکب‌ها برپا شد و چای و غذا توزیع شد، تجمع از یک واکنش احساسی به یک فرهنگ حضور تبدیل شد مردم فهمیدند اینجا جایی دارند می‌توانند بمانند و کنار هم باشند. زمان‌بندی شبانه نیز نقش مهمی داشت؛ شب‌ها که فشار روز کمتر می‌شد مردم می‌آمدند و فضای معنوی مداحی و دعا انگیزه بازگشت شب بعد را تقویت می‌کرد.

«هسته‌های ثابت» کسانی که هر شب حضور داشتند نقش حیاتی داشتند اگر این هسته نبود، تجمع بعد از دو سه شب تخلیه می‌شد نقطه‌ای که فهمیدیم تجمع دیگر مقطعی نیست، زمانی بود که خانواده‌ها با کودکانشان آمدند وقتی مادری با فرزند خردسالش نشست، فهمیدیم تجمع ریشه دوانده است.

کنشگران اصلی تجمع چه کسانی بودند؟

تجمع را کسانی زنده نگه داشتند که هر شب آنجا بودند موکب‌داران ستون فیزیکی تجمع بودند؛ بدون آنها میدان از نظر لجستیکی قابل تداوم نبود مداح روح تجمع بود؛ او فضای عادی را به فضای معنوی تبدیل می‌کرد رسانه‌ها نیز نقش مهمی داشتند و من خودم را هم در این بخش می‌بینم. کار ما این بود که آنچه در میدان رخ می‌داد را به کسانی که آنجا نبودند منتقل کنیم. بارها دیده‌ام فردی پس از دیدن یک مصاحبه تصمیم گرفته به میدان بیاید. خانواده‌ها عامل مشروعیت اجتماعی بودند وقتی یک پدر و مادر معمولی وارد میدان می‌شدند، پیام روشن بود: «اینجا امن است و برای همه است.» اما کنشگران پنهان نیز نقش بزرگی داشتند؛ کسبه و مغازه‌دارانی که بی‌سروصدا چای، آب یا امکانات می‌آوردند. اسمشان جایی ثبت نشد، اما بدون آنها تجمع نمی‌چرخید.

 مردم چگونه از «مخاطب» به «مشارکت‌کننده» تبدیل شدند؟

این تحول یکی از زیباترین بخش‌های تجمع بود ابتدا مردم فقط می‌آمدند و نگاه می‌کردند، اما به‌تدریج هرکس با توانایی خودش نقشی پیدا کرد.

درد شعار خواندند. خانواده‌ها پیام امنیت و تعلق می‌دادند. نوجوانان انرژی تجمع بودند و شورشان به بزرگ‌ترها منتقل می‌شد کسبه نیز با پشتیبانی مالی و لجستیکی تجمع را زنده نگه داشتند نشانه‌های زیادی وجود داشت که مردم میدان را «از خود» می‌دانستند؛ از جمع کردن زباله‌ها بدون دستور تا آوردن دوستان در شب‌های بعد. جمله‌ای که برای من بسیار معنادار بود این بود: «بیا بریم میدان خودمون.»

عناصر اصلی سازنده تجمع چه بودند؟

اگر تجمع را یک ساختمان فرض کنیم، مسجد و هیئت پی و بنیاد آن بودند موکب‌ها ستون‌های اصلی بودند. جایگاه مرکزی میدان نظم ذهنی و فیزیکی ایجاد می‌کرد. مداح سقف تجمع بود و فضا را معنوی می‌کرد. پرچم‌ها و نمادها هویت تجمع را شکل می‌دادند شعارها زبان مشترک میدان بودند حضور کودک و نوجوان پیام می‌داد که تجمع آینده دارد. شبکه‌های پیام‌رسان رگ‌های تجمع بودند و مناسبت‌های مذهبی سقف‌های زمانی اوج‌گیری آن. محله نیز به‌عنوان یک ساختار اجتماعی زنده نقش مهمی در شکل‌گیری تجمع‌ها داشت.

 نقش محتوا شعارها، مداحی و نمادها در تجمع چه بود؟

 خط محتوایی تجمع ترکیبی بود برخی محورهای کلی از رسانه رسمی می‌آمد، اما اجرا کاملاً محلی بود. بهترین شعارها آنهایی بودند که خودجوش از دل جمعیت برمی‌آمدند محتوایی که روایت شخصی داشت، بیشترین اثر را می‌گذاشت. در مقابل، سخنرانی‌های کلیشه‌ای و تکراری بعد از چند شب اثر خود را از دست می‌دادند. یکی از چالش‌ها این بود که زبان تجمع برای برخی نوجوانان و قشر خاکستری قابل ارتباط نبود. تلاش کردم در مصاحبه‌هایم از زبان تحلیل استفاده کنم تا این گروه‌ها بتوانند با محتوا ارتباط برقرار کنند. نقطه ضعف اصلی این بود که برخی برنامه‌ها در سطح «شور» متوقف می‌ماندند و به «مشارکت» وصل نمی‌شدند. بهترین لحظات زمانی بود که پس از مداحی یا سخنرانی، یک دعوت به عمل مشخص مطرح می‌شد؛ دعوتی که تجمع را از شور به عمل پیوند می‌داد.

با توجه به تمام این تجربه‌ها، جمع‌بندی شما از تجمع شبانه مردم در میدان چیست و چه پیامی برای آینده دارید؟

 اگر بخواهم همه این تجربه‌ها را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم تجمع شبانه مردم در میدان نشان داد که جامعه ایران هنوز ظرفیت عظیمی برای مشارکت، همبستگی و مقاومت دارد؛ ظرفیتی که نه با دستور ساخته می‌شود و نه با تبلیغات، بلکه با اعتماد، هویت و حضور آگاهانه شکل می‌گیرد تجمع زمانی زنده می‌ماند که مردم آن را «مال خود» بدانند. آینده این حضور به این بستگی دارد که این شبکه اجتماعی پس از بحران نیز فعال بماند؛ در آبادانی محله، در کمک به محیط‌زیست، در مسائل آموزشی و در هر جایی که نیاز به مشارکت مردمی است. اگر این سرمایه اجتماعی حفظ شود، تجمع شبانه مردم در میدان فقط یک رویداد تاریخی نخواهد بود، بلکه نقطه آغاز یک بلوغ اجتماعی جدید خواهد شد.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!