«کردتودی» گزارش میدهد؛
وقتی یک تاکستان، فرصتهای شغلی سبز میسازد
در دامنههای زاگرس و میان زمینهایی که سالهاست اقتصاد خانوارهای روستایی بیجار را به کشاورزی و دامداری گره زدهاند، گاهی یک محصول میتواند ظرفیت اقتصادی با خود به همراه داشته باشد؛ انگور حسنآباد یکی از همین ظرفیتهاست.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی«کردامروز»؛ در نگاه نخست، یک تاکستان بیشتر از هر چیز تصویری از زمین، تاک، خوشههای انگور و باغداری را پیش چشم میآورد؛ اما اگر مسیر این محصول از زمان آمادهسازی باغ تا رسیدن به دست مصرفکننده دنبال شود، مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی در اطراف آن شکل میگیرد؛ فعالیتهایی که هر کدام میتوانند برای بخشی از جامعه روستایی و شهری فرصت درآمدزایی ایجاد کنند.
از کار در باغ و هرس و مراقبت از تاکستان گرفته تا برداشت، بستهبندی، حملونقل، نگهداری، فرآوری و فروش، زنجیرهای وجود دارد که هنوز همه ظرفیتهای آن در منطقه فعال نشده است.
اینجاست که مفهوم «اشتغالزایی سبز» معنا پیدا میکند؛ اشتغالی که بر پایه ظرفیتهای طبیعی موجود شکل میگیرد، اما برای ایجاد درآمد بیشتر الزاماً به توسعه سطح زیرکشت یا مصرف بیشتر منابع نیاز ندارد، در چنین الگویی به جای آنکه محصول خام از منطقه خارج شود و بخش اصلی ارزش اقتصادی آن در نقاط دیگر ایجاد شود، تلاش میشود ارزش افزوده بیشتری در مبدأ تولید باقی بماند، انگور تولیدشده در باغ، تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ میتواند ماده اولیه مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی باشد که از دل همان باغ و جامعه محلی شکل میگیرند.
حسنآباد در این میان میتواند نمونهای از ظرفیتهایی باشد که توسعه آن نیازمند نگاهی فراتر از کشاورزی سنتی است، باغدار زمانی بیشترین منفعت را از محصول خود به دست میآورد که زنجیرهای منسجم در کنار تولید وجود داشته باشد؛ زنجیرهای که بتواند محصول را با کیفیت مناسب از باغ تحویل بگیرد، آن را دستهبندی و بستهبندی کند، بخشی از آن را فرآوری کند و برای بازارهای گستردهتر آماده سازد، چنین فرآیندی علاوه بر افزایش درآمد تولیدکننده، مشاغلی را ایجاد میکند که بسیاری از آنها مستقیماً به زمین و باغ وابسته نیستند.
برای مثال، توسعه واحدهای کوچک فرآوری میتواند بخشی از انگور را که امکان عرضه تازه آن در بازار وجود ندارد، به محصولاتی با ماندگاری و ارزش اقتصادی بیشتر تبدیل کند، بستهبندی حرفهای نیز میتواند محصولی را که پیشتر تنها در بازارهای محدود عرضه میشد، به کالایی قابل رقابت در بازارهای بزرگتر تبدیل کند، در کنار این موارد، حملونقل، انبارداری، بازاریابی، فروش اینترنتی، طراحی بستهبندی و حتی گردشگری کشاورزی میتوانند به حلقههای مکمل این زنجیره تبدیل شوند.
این نوع اشتغال یک ویژگی مهم دیگر نیز دارد؛ بخش قابل توجهی از آن میتواند در همان منطقه تولید ایجاد شود، وقتی فرآوری در نزدیکی باغ انجام شود، نیاز به جابهجایی محصول خام کاهش پیدا میکند، ضایعات قابل مدیریتتر میشود و سهم بیشتری از درآمد حاصل از محصول به جامعه محلی بازمیگردد.
از سوی دیگر، ایجاد کارگاههای کوچک و مشاغل وابسته به فرآوری و بستهبندی میتواند برای جوانان روستایی و خانوادههایی که به دنبال درآمد مکمل هستند، فرصتهایی ایجاد کند؛ فرصتهایی که الزاماً نیازمند سرمایهگذاریهای بسیار بزرگ نیستند و میتوانند به تدریج توسعه پیدا کنند.
در این میان، زنان روستایی نیز میتوانند یکی از حلقههای مهم اشتغالزایی سبز باشند، بسیاری از فعالیتهای مرتبط با فرآوری، بستهبندی، خشککردن و آمادهسازی محصولات کشاورزی در مقیاس کوچک قابلیت انجام در قالب تعاونیها و کسبوکارهای محلی را دارند، اگر این ظرفیت با آموزش، استانداردسازی، بستهبندی مناسب و دسترسی به بازار همراه شود، بخشی از ارزش اقتصادی محصول میتواند در داخل روستا ایجاد و میان خانوادههای تولیدکننده توزیع شود.
اما اشتغالزایی سبز به معنای چشمپوشی از محدودیتهای منابع طبیعی نیست، اساس چنین الگویی استفاده هوشمندانهتر از منابع است، آب در مناطق کشاورزی یکی از مهمترین عوامل تولید است و پایداری باغداری بدون مدیریت منابع آب امکانپذیر نیست، از این منظر زیرساختهایی مانند استخرهای ذخیره آب که برای پایداری تولید ایجاد میشوند، تنها یک پروژه عمرانی نیستند؛ بلکه بخشی از زیرساخت اقتصادی تولید محسوب میشوند، هر اندازه امنیت تولید بیشتر شود، امکان برنامهریزی برای فرآوری، بازار و سرمایهگذاری نیز افزایش خواهد یافت.
از همین منظر، استخر ذخیره آب یک میلیون و ۲۰۰ هزار لیتری حسنآباد یاسوکند که با همکاری فرمانداری و جهاد کشاورزی عملیاتی و به بهرهبرداری رسیده است، تنها یک زیرساخت مرتبط با آب کشاورزی نیست؛ چنین زیرساختی میتواند در صورت استمرار حمایتها، بخشی از پایههای پایداری تولید باغی منطقه را تقویت کند، البته ماندگاری این ظرفیت نیازمند مدیریت صحیح منابع آب، افزایش بهرهوری و توجه همزمان به نیازهای محیط زیستی منطقه است.
آنچه امروز درباره انگور حسنآباد اهمیت دارد، بنابراین فقط میزان تولید یا تعداد باغها نیست؛ پرسش اصلی این است که چه میزان از ارزش اقتصادی این محصول در خود منطقه ایجاد میشود، آیا باغدار تنها فروشنده محصول خام باقی میماند یا میتواند در حلقههای بعدی زنجیره نیز سهم داشته باشد؟ آیا محصول پس از برداشت با کمترین ارزش افزوده از منطقه خارج میشود یا بخشی از آن در همینجا فرآوری، بستهبندی و برای بازارهای بزرگتر آماده میشود؟ پاسخ به این پرسشها میتواند مسیر آینده اقتصاد انگور منطقه را مشخص کند.
تجربه بسیاری از مناطق تولیدکننده محصولات کشاورزی نشان داده است که درآمد واقعی یک محصول زمانی افزایش پیدا میکند که تولیدکننده تنها به مرحله برداشت وابسته نباشد، بازار، بستهبندی، فرآوری و برند محلی میتوانند ارزش محصول را چند برابر کنند و در عین حال، اشتغال جدیدی در اطراف آن ایجاد کنند، برای انگور حسنآباد نیز چنین ظرفیتی وجود دارد؛ ظرفیتی که میتواند از یک محصول فصلی، یک زنجیره اقتصادی چندماهه و حتی یک فعالیت مستمر در طول سال ایجاد کند.
از سوی دیگر، توسعه صنایع تبدیلی در منطقه میتواند مسئله ضایعات محصولات باغی را نیز تا حدی مدیریت کند، محصولی که به دلیل ظاهر، اندازه یا شرایط بازار امکان فروش تازه ندارد، لزوماً نباید از چرخه اقتصادی خارج شود. فرآوری میتواند بخشی از این محصولات را دوباره وارد چرخه مصرف کند و در نتیجه، هم از اتلاف محصول جلوگیری شود و هم ارزش اقتصادی آن حفظ شود، این رویکرد با مفهوم اقتصاد سبز نیز همخوانی دارد؛ اقتصادی که تلاش میکند از منابع موجود بیشترین بهره را ببرد و کمترین میزان اتلاف را ایجاد کند.
انگور حسنآباد از این منظر میتواند فراتر از یک ظرفیت کشاورزی، به یک ظرفیت توسعه روستایی تبدیل شود؛ ظرفیتی که در صورت تکمیل زنجیره ارزش، امکان ایجاد اشتغال در بخشهای مختلف را دارد، اشتغال در باغ، اشتغال در فرآوری، بستهبندی، حملونقل، فروش و بازاریابی، هر کدام بخشی از پازلی هستند که در کنار یکدیگر میتوانند اقتصاد محلی را تقویت کنند.
برای رسیدن به چنین نقطهای البته صرف برگزاری جشنواره یا معرفی محصول کافی نیست، جشنواره زمانی میتواند اثر اقتصادی پایدار داشته باشد که پس از معرفی ظرفیت، مسیر حمایت از تولیدکننده نیز ادامه پیدا کند؛ از تأمین زیرساخت و آموزش گرفته تا تسهیل سرمایهگذاری، ایجاد صنایع کوچک تبدیلی، استانداردسازی محصول، توسعه بستهبندی و باز کردن مسیرهای تازه برای فروش است.

باغداران یاسوکند آب پایدار میخواهند
محمد ابراهیم ملکپور باغدار نمونه شهر یاسوکند گفت: مشکل باغداران فقط کمبود آب نیست، بلکه مهمتر از آن، نبود دسترسی مطمئن به آب در زمان مورد نیاز تاکستان است، تاک در مقاطع مختلف رشد به آب نیاز دارد و اگر آبیاری در زمان مناسب انجام نشود، کیفیت و میزان محصول تحت تأثیر قرار میگیرد، انتظار ما این است که مسئولان برای تأمین آب پایدار باغها، یک برنامه مشخص و قابل اتکا ارائه کنند تا باغدار بتواند با اطمینان برای تولید خود برنامهریزی کند.
وی افزود: احداث استخر ذخیره آب اقدام مثبتی است، اما این زیرساخت زمانی برای باغدار اثرگذار خواهد بود که آب ذخیرهشده در زمان نیاز و با شبکه انتقال و توزیع مناسب به باغ برسد، نمیتوان از باغدار انتظار داشت تولید باکیفیت داشته باشد، اما در حساسترین مرحله رشد محصول، نگران تأمین آب باشد. تولید پایدار بدون آب پایدار امکانپذیر نیست و اگر قرار است انگور حسنآباد به یک محصول اقتصادی و صادراتی تبدیل شود، باید مسئله آب به صورت ریشهای حل شود.

نیاز به صادرات داریم
ابوالفضل رجبی یکی دیگر باغداران نمونه شهر یاسوکند که در زمینه فرآوری انگور و تولید شیره فعالیت دارد، گفت: اگر قرار است انگور یاسوکند از یک محصول محلی به یک ظرفیت اقتصادی تبدیل شود، باید برای فرآوردههای آن، از جمله شیره انگور، مسیر مشخصی برای رسیدن به بازارهای خارجی تعریف شود.
وی افزود: انتظار ما این است که ابتدا بازارهای هدف صادراتی برای شیره انگور یاسوکند شناسایی شود و سپس موضوع استانداردسازی محصول، بستهبندی صادراتی، دریافت مجوزهای بهداشتی و قانونی، برندسازی و الزامات ورود به بازار کشور مقصد دنبال شود.
این باغدار نمونه تأکید کرد: مطالبه ما این است که صادرات شیره انگور یاسوکند از یک شعار کلی به یک برنامه اجرایی تبدیل شود؛ یعنی بازار هدف مشخص، تولیدکننده مشخص، محصول استاندارد، بستهبندی مناسب، صادرکننده و زمانبندی برای ارسال نخستین محموله مشخص باشد.

راه دسترسی مهمترین خواسته ما است
محمود نظری یکی دیگر از باغداران نمونه حسنآباد یاسوکند با اشاره به فرسودگی محور حسنآباد تا سهراهی مسیر بیجار ـ زنجان گفت: این جاده سالهاست زیر بار تردد خودروهای سنگین معادن قرار دارد و اکنون به یکی از مشکلات جدی باغداران و ساکنان منطقه تبدیل شده است، وضعیت نامناسب آسفالت و خرابیهای متعدد، تردد خودروهای کشاورزی و حمل محصول را دشوار کرده و هزینه جابهجایی محصولات باغی را افزایش داده است.
وی افزود: مطالبه ما فقط لکهگیری چند نقطه از مسیر نیست؛ این محور به بازسازی اساسی و تعیین تکلیف ترافیک سنگین معدنی نیاز دارد، اگر تردد کامیونهای معادن عامل اصلی تشدید فرسودگی این مسیر است، باید سهم بهرهبرداران معادن در تأمین هزینه نگهداری و بازسازی راه مشخص شود، نمیشود یک مسیر سالها برای حمل مواد معدنی مورد استفاده قرار گیرد، اما هزینه استهلاک و خرابی آن بر دوش مردم، کشاورزان و باغداران منطقه باقی بماند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!