«کردتودی» گزارش میدهد؛
مصلا؛ میعادگاه اشک و عهد دوباره
مصلای امام(ره) از نخستین ساعات بامداد، میزبان خیل عاشقان و دلدادگانی بود که از سراسر کشور برای وداع آمده بودند؛ وداعی آمیخته با اشک، سکوت، دعا و تجدید عهد با آرمانهایی که به باور حاضران، مسیر آن همچنان ادامه خواهد یافت.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، از نخستین ساعات بامداد، مصلای امام(ره) و مسیرهای منتهی به آن، بهویژه ایستگاههای مترو، مملو از جمعیتی بود که از شهرهای مختلف برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی آمده بودند؛ وداعی آمیخته با اندوه، وفاداری و عهدی دوباره برای ادامه راهی که به باور آنان هرگز متوقف نخواهد شد.
هنوز آفتاب بهطور کامل بر پایتخت نتابیده بود که موج جمعیت از ایستگاههای مختلف مترو به سمت مصلای امام(ره) روانه شد،سکوهای مترو، راهروها و پلههای خروجی، تصویری متفاوت از روزهای معمول را به نمایش گذاشته بودند. خانوادهها، جوانان، سالمندان، کودکان و گروههایی که از استانهای مختلف خود را به تهران رسانده بودند، آرام و منظم در کنار یکدیگر حرکت میکردند.
در میان ازدحام جمعیت، کمتر کسی به خستگی مسیر یا گرمای هوا توجه داشت، نگاهها بیشتر به پرچمهایی دوخته شده بود که در دستان مردم آرام تکان میخورد و پارچهنوشتههایی که بر آنها جملاتی در تجلیل از رهبر شهید انقلاب اسلامی نقش بسته بود. صدای صلوات، قرائت قرآن و نوحههایی که از بلندگوها پخش میشد، فضای معنوی خاصی به مسیر بخشیده بود.
هرچه به مصلای امام(ره) نزدیکتر میشدی، جمعیت فشردهتر میشد، نیروهای اجرایی و امدادی با آرامش مسیرها را مدیریت میکردند و مردم با صبوری، قدم به قدم خود را به محل برگزاری مراسم میرساندند. بسیاری شاخههای گل در دست داشتند و برخی نیز تصویری از رهبر شهید انقلاب اسلامی را بر سینه یا در دست گرفته بودند.
فضای مصلا سرشار از سکوتی بود که گاه با اشک، گاه با صلوات و گاه با شعارهای حاضران شکسته میشد، اشکهایی که بیصدا بر گونهها جاری بود، از عمق دلبستگی مردمی حکایت میکرد که آمده بودند تا آخرین وداع خود را با مردی انجام دهند که سالها او را نماد استقامت، ایستادگی و خدمت میدانستند.
در گوشهای از شبستان، مادری دست کودک خردسالش را گرفته بود و آرام برای او از اهمیت این روز سخن میگفت. چند قدم آنطرفتر، پیرمردی که عصا در دست داشت، با چشمانی اشکآلود زیر لب دعا میخواند، جوانانی که شاید ساعتها در مسیر بودند، بیآنکه نشانی از خستگی در چهره داشته باشند، در سکوت به مراسم چشم دوخته بودند.
یکی از حاضران که از استان کردستان به تهران آمده بود، گفت: تمام شب را در راه بودیم تا بتوانیم در این مراسم حضور داشته باشیم. احساس کردیم باید در این لحظه تاریخی کنار دیگر مردم باشیم. آمدهایم تا بگوییم راهی که او برای آن تلاش کرد، ادامه خواهد داشت.
بانوی میانسالی که همراه دخترش در مراسم حضور داشت، با چشمانی اشکبار اظهار کرد: این فقط یک مراسم تشییع یا وداع نیست؛ این تجدید عهد مردم با آرمانهایی است که برای آن هزینههای فراوانی پرداخت شده است، حضور این جمعیت نشان میدهد که پیوند مردم با این مسیر همچنان پابرجاست.
در بخش دیگری از مراسم، گروههایی از اقوام مختلف کشور با لباسهای محلی در کنار یکدیگر دیده میشدند، این تنوع فرهنگی، جلوهای از همبستگی ملی را به تصویر کشیده بود. پرچم ایران در میان دستان پیر و جوان، زن و مرد، به نمادی از وحدت تبدیل شده بود.
در میان حاضران، ماموستا رستمی امام جمعه سنندج با اشاره به حضور گسترده مردم از اقوام و مذاهب مختلف گفت: امروز همه ما، فارغ از تفاوتهای قومی و مذهبی، در کنار یکدیگر ایستادهایم. این حضور نشاندهنده وحدت ملت ایران است. آنچه باقی میماند، ارزشهایی همچون همدلی، عدالتخواهی و حفظ انسجام ملی است و این راه باید با اتحاد ادامه پیدا کند.
ماموستا احسن اداک نیز در ادامه فضای مراسم را جلوهای از همبستگی مردم توصیف کرد و افزود: حضور گسترده مردم در این مراسم نشان میدهد که وحدت، سرمایه بزرگ کشور است، اهل سنت همواره خود را در کنار دیگر هموطنان دانستهاند و امروز نیز برای ادای احترام و همراهی در این مراسم حاضر شدهاند، امیدواریم این همدلی و انسجام، بیش از گذشته تقویت شود.
با گذشت زمان، نهتنها از حجم جمعیت کاسته نمیشد، بلکه هر لحظه گروههای تازهای از راه میرسیدند. بسیاری از آنان با وسایل حملونقل عمومی، بهویژه مترو، خود را به محل مراسم رسانده بودند، کارکنان مترو نیز با تلاش مضاعف، شرایط را برای جابهجایی روانتر مسافران فراهم کرده بودند.
در خروجی ایستگاههای مترو، داوطلبانی بطری آب میان مردم توزیع میکردند برخی نیز سالمندان را برای رسیدن به محل مراسم همراهی میکردند، این صحنهها، جلوههایی از همدلی و همکاری مردمی را به نمایش گذاشته بود؛ صحنههایی که شاید به اندازه خود مراسم، در ذهن حاضران ماندگار شود.
در جایجای مصلا، مردم بیآنکه یکدیگر را بشناسند، کنار هم ایستاده بودند؛ گویی اندوه مشترک، همه را به خانوادهای واحد تبدیل کرده بود، برخی قرآن میخواندند، برخی زیر لب دعا زمزمه میکردند و برخی تنها در سکوت، به مراسم چشم دوخته بودند.
لحظههای وداع، برای بسیاری سنگین و فراموشنشدنی بود، اشکهایی که بر گونهها جاری میشد، تنها از غم یک فقدان حکایت نداشت، بلکه از احساس مسئولیتی سخن میگفت که بسیاری از حاضران نسبت به آینده در دل خود احساس میکردند، در میان جمعیت، بارها این جمله شنیده میشد که راه او ادامه خواهد داشت.
مراسم وداع در مصلای امام(ره)، تنها یک آیین بدرقه نیست؛ روایتی از حضور مردمی بود که از نقاط مختلف کشور گرد هم آمده اند تا آخرین سلام خود را با اشک، دعا و سکوت بدرقه کنند، تصویری که از این روز در حافظه جمعی باقی خواهد ماند، نه فقط ازدحام جمعیت یا شکوه مراسم، بلکه همدلی، وحدت و عهد دوباره مردمی است که باور دارند راه آرمانها و ارزشهایی که برای آن تلاش شده، با اراده نسلهای آینده ادامه خواهد یافت.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!