«کردتودی» گزارش میدهد؛
رؤیای پیشرفت چمدان جوانان را میبندد
در سالهای اخیر، موج فزاینده مهاجرت جوانان تحصیلکرده از استان کردستان به کلانشهرها و حتی خارج از کشور، به یکی از دغدغههای جدی خانوادهها و مسئولان تبدیل شده پدیدهای که ریشه در اقتصاد، امید اجتماعی و آینده شغلی آنان دارد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در کوچهپسکوچههای شهر، میان کافههای کوچک و دانشگاههایی که هر سال صدها فارغالتحصیل تحویل جامعه میدهند، یک پرسش تکراری شنیده میشود؛ «ماندن یا رفتن؟» پرسشی که این روزها برای بسیاری از جوانان کردستانی نه یک انتخاب ساده، بلکه تصمیمی سرنوشتساز است.
آمار رسمی و غیررسمی نشان میدهد بخش قابل توجهی از فارغالتحصیلان دانشگاهی استان، پس از پایان تحصیل و چند سال جستوجوی کار، یا راهی تهران، اصفهان، تبریز یا حتی خارج از کشور میشوند.
دلایل این مهاجرت اما فقط در یک عامل خلاصه نمیشود؛ مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و روانی در کنار هم، جوانان را به سمت رفتن سوق میدهد.
کار هست، اما نه برای ما
آرمان پیمانی ۲۹ ساله و فارغالتحصیل مهندسی عمران از دانشگاه کردستان، یکی از همین جوانان است وی که این روزها در آستانه مهاجرت به یکی از شهرهای مرکزی کشور قرار دارد، در گفتگو با خبرنگار کردتودی اظهار داشت: چهار سال درس خواندم با امید اینکه بتوانم در شهر خودم کار کنم اما بیشتر پروژهها یا محدود است یا نیروهای باتجربه میخواهند.
وی افزود: چند جا هم حقوق پیشنهادی آنقدر پایین بود که حتی هزینه رفتوآمدم را پوشش نمیداد.
پیمانی در ادامه بیان داشت: مسئله فقط پول نیست احساس میکنم مسیر پیشرفت مشخصی وجود ندارد.
وی گفت: وقتی میبینم همدانشگاهیهایم در شهرهای دیگر تجربههای بزرگتر و درآمد بهتر دارند، طبیعی است که به رفتن فکر کنم.
آرمان میگوید خانوادهاش مخالف مهاجرت هستند، اما خودش آیندهاش را در ماندن مبهم میبیند و در این باره خاطره نشان کرد: دوست دارم در کردستان بمانم، اما ماندن باید توجیه داشته باشد.
رویای پیشرفت یا فرار از بنبست؟
در سوی دیگر ماجرا، سارا احمدی ۲۶ ساله، کارشناس ارشد علوم تربیتی، نگاه متفاوتتری دارد.
این جوانا کردستانی که چند ماهی است برای ادامه زندگی به تهران رفته، معتقد است مهاجرت همیشه از سر اجبار نیست من کردستان را دوست دارم، اما حس میکردم برای پیشرفت حرفهای، انتخابهای محدودی دارم.
پیمانی گفت: اینجا دورههای تخصصی بیشتری هست، شبکه ارتباطی گستردهتر است و فرصت دیدهشدن بیشتر است.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: چالشهای مهاجرت «هزینههای زندگی بسیار بالاست و دوری از خانواده سخت است گاهی فکر میکنم اگر همین امکانات در شهر خودمان فراهم بود، هیچوقت نمیرفتم.
وی تأکید کرد: بسیاری از دوستانم هم در دوراهی مشابهی قرار دارند تقریباً در هر جمع دوستانهای صحبت از آزمون استخدامی شهرهای دیگر یا مهاجرت به خارج از کشور مطرح میشود انگار رفتن به یک گزینه عادی تبدیل شده است.
ریشههای اجتماعی یک تصمیم فردی
در ادامه برای بررسی عمیقتر این پدیده، با یک کارشناس اجتماعی هم صحبت شدیم .
سعید محمدی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه، اظهار داشت: مهاجرت جوانان را نباید صرفاً اقتصادی تحلیل کرد.
وی افزود: اقتصاد نقش مهمی دارد، اما مسئله امید اجتماعی و احساس تعلق هم تعیینکننده است.
احمدی بیان داشت: وقتی جوان احساس کند نقش مؤثری در آینده استان ندارد یا مسیر ارتقای شغلی و اجتماعی برایش روشن نیست، انگیزه ماندن کاهش مییابد.
به گفته این کارشناس، مقایسه مداوم از طریق فضای مجازی نیز بر تصمیم جوانان اثر گذاشته است: چرا که امروز جوان کردستانی خود را با همنسلانش در تهران، استانبول یا حتی اروپا مقایسه میکند و این مقایسه اگر با فرصتهای واقعی در استان همخوان نباشد، نارضایتی ایجاد میکند.
محمدی معتقد است راهکار مقابله با این روند، صرفاً در توصیه به ماندن خلاصه نمیشود و باید زیرساختهای اشتغال دانشبنیان تقویت شود، سرمایهگذاری هدفمند صورت گیرد و مهمتر از آن، جوانان در فرآیند تصمیمگیریهای محلی مشارکت داده شوند چرا که احساس دیدهشدن، خود عاملی مهم برای کاهش میل به مهاجرت است.
خانوادهها میان افتخار و نگرانی
در بسیاری از خانوادههای کردستانی، مهاجرت فرزند تحصیلکرده با احساسی دوگانه همراه است؛ از یک سو افتخار به پیشرفت او و از سوی دیگر نگرانی از دوری و خالیشدن خانهها.
برخی والدین میگویند هزینههای تحصیل فرزندانشان را با این امید پرداخت کردهاند که آنان در شهر خودشان منشأ اثر باشند.
کارشناسان معتقدند اگر روند مهاجرت نخبگان و جوانان تحصیلکرده ادامه یابد، استان با چالش «خروج سرمایه انسانی» مواجه خواهد شد؛ سرمایهای که جایگزینی آن به سادگی ممکن نیست.
ماندن، نیازمند امید
آنچه از گفتگو با جوانان برمیآید، این است که بسیاری از آنان هنوز دل در گرو زادگاه خود دارند. کمتر کسی با میل کامل میرود؛ اغلب از سر ضرورت یا برای دستیابی به فرصتهای بهتر تصمیم به مهاجرت میگیرند.
امروز پرسش اصلی این نیست که چرا جوانان میروند؛ پرسش اساسی این است که چگونه میتوان شرایطی فراهم کرد تا ماندن، به انتخابی آگاهانه و امیدوارانه تبدیل شود. آینده کردستان، بیش از هر چیز، به تصمیم همین جوانان گره خورده است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!