یادداشت؛
منازعهای ژئوپلیتیک که پایان ندارد
تنش چهار دههای میان ایران و آمریکا این رابطه را به یکی از ماندگارترین منازعات ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کرده است؛ تقابلی که از جنگ نظامی آغاز شد، با تحریمها ادامه یافت و امروز در حوزههای اقتصادی و امنیتی جریان دارد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، در ارزیابی جریانهای منتقد سیاستهای ایالات متحده، نقطه آغاز تحلیل همواره با این پرسش همراه است که واشنگتن در قبال ایران چه هدفی را دنبال میکند در این چارچوب، پاسخ بهصورت صریح در مفهوم «تسلیم کامل» خلاصه میشود؛ تسلیمی که از نگاه این جریان شرط پایانیافتن چالشها و خصومتهای آمریکا با ایران تلقی میشود.
بر اساس این روایت ایالات متحده خواهان آن است که ایران بار دیگر در مدار نفوذ راهبردی واشنگتن قرار گیرد و ساختار سیاسی کنونی نیز از میان برداشته شود؛ زیرا از منظر آمریکا، ایرانِ پیش از انقلاب نمونهای مطلوب بود کشوری با منابع در اختیار قدرتهای خارجی و فاقد الگویی که بتواند الهامبخش مقاومت در منطقه باشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی این معادله دگرگون شد ایران از حوزه نفوذ آمریکا خارج شد و نظامی شکل گرفت که بر استقلال سیاسی تأکید داشت از همان زمان در نگاه این جریان واشنگتن تلاش برای بازگرداندن شرایط گذشته را آغاز کرد تلاشی که در چهار دهه گذشته در قالبهای متنوعی دنبال شده است از فشار نظامی و تحریم اقتصادی گرفته تا عملیات روانی، جنگ نرم، انزوای سیاسی و بهرهگیری از مذاکره بهعنوان ابزار فشار.
در این روایت، نخستین مرحله جدی تقابل حمایت گسترده آمریکا و متحدانش از رژیم صدام حسین در آغاز جنگ ایران و عراق معرفی میشود تجهیز نظامی بغداد، تشویق به آغاز جنگ و ایجاد یک ائتلاف منطقهای علیه ایران بخشی از راهبردی توصیف میشود که هدف آن درهمشکستن نظام نوپای ایران بود.
در مقابل، این تحلیل بر نقش ایمان، انسجام اجتماعی و روحیه مقاومت در عبور از کمبودهای تسلیحاتی تأکید میکند و این عوامل را دلیل اصلی ایستادگی ایران در برابر فشارهای سنگین هشتساله میداند دورهای که همزمان با تحریمهای همهجانبه نیز همراه بود.
پس از پایان جنگ بهزعم این جریان آمریکا مسیر تازهای را آزمود و تمرکز خود را بر جنگ فرهنگی قرار داد تلاش برای تغییر سبک زندگی، تضعیف هویت ملی و مذهبی و ایجاد شکافهای اجتماعی بخشی از راهبردی معرفی میشود که هدف آن فرسایش درونی جامعه ایران بود با وجود هزینههای سنگین رسانهای و فرهنگی این مرحله نیز از نگاه این تحلیل به نتیجه مطلوب حامیانش نرسید.
در ادامه، بحرانهای سیاسی داخلی بهعنوان مرحلهای دیگر از فشار خارجی تفسیر میشود اعتراضات سیاسی و طرح ادعای تقلب در انتخابات در این روایت بهعنوان تلاش برای ایجاد بیثباتی و کشاندن کشور به لبه پرتگاه توصیف میشود تلاشی که با واکنش بخشهایی از جامعه مسیر آن تغییر کرد پس از ناکامی در این حوزه، فشار اقتصادی گسترده بهعنوان ابزار اصلی واشنگتن مطرح شد.
تحریمهای شدید، محدودیتهای بانکی و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی در این تحلیل بهعنوان شدیدترین مرحله فشار معرفی میشود مرحلهای که قرار بود ساختار سیاسی ایران را از درون فرسوده کند، اما به باور این جریان این هدف نیز محقق نشد.
تهدیدهای نظامی مستقیم نیز در مقاطع مختلف مطرح شد، اما در این روایت توان بازدارندگی ایران و تجربههای گذشته مانع از تحقق چنین سناریویی معرفی میشود.
در سالهای اخیر، این تحلیل از تکرار الگوهای گذشته سخن میگوید: تلاش برای ایجاد بحرانهای داخلی، فشار رسانهای، تهدیدهای نظامی و در کنار آن بهرهگیری از مذاکره بهعنوان ابزاری برای تکمیل فشار. در این نگاه، مذاکره نه یک مسیر مستقل، بلکه ادامه همان تقابل در قالبی متفاوت تلقی میشود.
در مجموع، این روایت بر این باور است که جامعه ایران در تمام مراحل این تقابل از جنگ سخت تا جنگ نرم هزینه داده اما عقب ننشسته است. بر همین اساس، تأکید بر هوشیاری، حضور مستمر در صحنه، پرهیز از خستگی سیاسی و مقاومت در برابر فشار خارجی بهعنوان عناصر اصلی راهبردی معرفی میشود که از نگاه این جریان مانع تحقق اهداف آمریکا در چهار دهه گذشته بوده است.
نویسنده: محمد بهرامی، فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!