علیاصغر فیضاللهی، عکاس و روایتگر زندگی بیجار؛
وقتی لنز دوربین، زبان مردم میشود
عکاس و فیلمساز بومی بیجار، نمایشگاه آثارش را نه در تهران، بلکه در حسنآباد یاسوکند برپا کرد؛ جایی که مردمِ داخل عکسها، بینندهی خودشان هستند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، عکس گاهی فقط یک تصویر نیست؛ گاهی فریاد است، گاهی دعای خاموش، و گاهی تنها راهی است که یک آیین، یک چهره یا یک روستای فراموششده برای ماندن در حافظه دارد.
در دنیایی که فرهنگهای محلی زیر فشار یکنواختی جهانیشدن قرار دارند، عکاسی و فیلمسازی دیگر صرفاً هنر نیستند؛ ابزاریاند برای مقاومت فرهنگی.
در گوشهای از غرب ایران، در دامنههای زاگرس، مردی دوربینی به دست گرفته و نه فقط برای ثبت زیبایی، بلکه برای «بازگویی حضور» عکاسی میکند. او نمیخواهد فقط دنیا را به زیبایی بیجار نشان دهد؛ میخواهد بگوید: «اینجا زندگی میکنیم. اینها آیینهای ماست و اینها چهرههای ما هستند.»
علیاصغر فیضاللهی، عکاس و فیلمساز بومی بیجار، اخیراً نمایشگاهی از ۲۰ اثر خود را در حسنآباد یاسوکند، در دل بخش کرانی شهرستان بیجار، برپا کرده است، نه در تهران، نه در یک گالری پرزرقوبرق؛ در همان خاکی که عکسها در آن ساخته شدهاند. در این گفتوگو، از او دربارهی این انتخاب، دربارهی فرهنگ گروس و دربارهی معنای «هنر مردمی» پرسیدهایم.
کردتودی: ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید.
فیضاللهی: علیاصغر فیضاللهی هستم، متولد دهه هفتاد. کاردانی گرافیک و کارشناسی سینما خواندهام. به عشق زادگاهم، ساکن شهرستان بیجار هستم و همانجا کار میکنم.
کردتودی: در آثار شما یک بازگشت مداوم به ریشهها دیده میشود. این نمایشگاه هم همین مسیر را ادامه میدهد؟
فیضاللهی: بله. من سالها در جشنوارههای داخلی و بینالمللی شرکت کردم. نمایشگاههای انفرادی و گروهی در ایران و خارج از کشور برگزار کردم.
ولی این بار تصمیم گرفتم عکسهایم را به همان منطقهای برگردانم که سوژههایش در آن زندگی میکنند.
اینجا مردم نه فقط بیننده هستند، بلکه خودِ عکس هستند.
کردتودی: یعنی این نمایشگاه فقط یک رویداد هنری نیست؟
فیضاللهی: نه، اصلاً. این یک تجربهی اجتماعی است. وقتی مردم میبینند که خودشان در یک عکس دیده میشوند، چشمانشان میدرخشد.
یک پیرزن میآید و میگوید: «این منم!» یک بچه میگوید: «این عموی من است!» این احترام به هویت فرهنگی آنهاست.
من عکس را برای موزه نگرفتم. برای همین مردم گرفتم. پس باید همین مردم ببینندش.
کردتودی: چرا حسنآباد یاسوکند؟ چرا نه تهران یا یک گالری شهری؟
فیضاللهی: چون این عکسها از اینجا آمدهاند. از مراسم عاشورای کرانی، از دستهای یک بافندهی فرش، از چهرهی یک پیرمرد در عزاداری. اگر این عکسها را ببرم تهران و در یک گالری بگذارم، میشود یک کالای فرهنگی. ولی وقتی اینجا، روی دیوار یک سالن ساده، مردم خودشان را میبینند، عکس زنده میشود.
من نمیخواستم عکسهایم را مردمِ تهران ببینند و بگویند «چه قشنگ». میخواستم مردمِ خود عکس ببینند و بگویند «ما هستیم».

کردتودی: در کنار نمایشگاه، کارگاه آموزشی هم برگزار کردید؟
فیضاللهی: بله. یک کارگاه عکاسی با موبایل گذاشتم برای جوانان و نوجوانان منطقه. استقبال خیلی خوب بود.
برایم مهم بود که بچهها یاد بگیرند با همین گوشی که در جیبشان دارند، زندگی اطرافشان را ثبت کنند. لازم نیست دوربین حرفهای داشته باشی. چشم مهمتر از ابزار است.
از جوایز بینالمللی تا دیوار روستا
علیاصغر فیضاللهی طی سالهای اخیر، نام خود را در نقشهی عکاسی و فیلمسازی ایران و حتی فراتر از آن ثبت کرده است.
از سال ۱۳۹۴ تاکنون، در دهها جشنوارهی ملی و بینالمللی حضور داشته و آثارش در فرانسه، ارمنستان، عراق، امارات و ترکیه به نمایش درآمده است.
در سال ۱۴۰۳، عکس او با عنوان «رهایی» بهعنوان منتخب روز جهانی فلسفه توسط سازمان یونسکو فرانسه انتخاب شد؛ افتخاری که نهتنها برای او، بلکه برای کل منطقهی گروس به شمار میرود.
او همچنین برندهی رتبهی اول جشنوارهی ملی عکس «سهسه» (با موضوع کرونا)، رتبهی دوم جشنوارهی بینالمللی سیمرغ، رتبهی اول جشنوارهی ملی «تصویر امید» و برگزیده جشنوارهی مهر دبی بوده است.
اما با همهی این جوایز، وقتی از او میپرسم کدام پاداش برایت ارزشمندتر است، بدون مکث میگوید: بزرگترین پاداش من، لبخند یک پیرمرد کرانی است که عکس خودش را روی دیوار روستایش میبیند.
فرهنگ گروس: میراثی نیمهپنهان
فیضاللهی در طول فعالیت هنریاش، همواره بر فرهنگ منحصربهفرد منطقهی گروس تأکید کرده است:
این شهر و روستاهای اطرافش، آیینها، صنایع دستی مثل فرشبافی، کشاورزی سنتی و میراث ناملموس غنیای دارند که باید بیشتر شناخته شوند.
متولیان فرهنگی باید این میراث را حمایت کنند، نه اینکه اجازه دهند فراموش شود.
او خودش را یک روایتگر اجتماعی میداند و بیش از چند سال است که با دوربین، زندگی مردم، آیینهای عاشورایی، فضای شهری و مسائل اجتماعی منطقه را مستند میکند.
از تعزیه تا فیلمسازی
مسیر هنری فیضاللهی فقط به عکاسی محدود نمیشود.
او از نوجوانی در تعزیهخوانی فعال بوده و در نقشهایی چون حضرت قاسم(ع)، حضرت علیاکبر(ع) و عبداللهبنزیاد ظاهر شده است.
سپس به دنیای نمایش و فیلم وارد شد، از بازی در نمایشهای خیابانی و عروسکی گرفته تا ساخت مستند و فیلم کوتاه.
فیلم کوتاه موبایلی او با عنوان «یک فوت طلب شما آقای کرونا»، که خودش نویسنده، کارگردان و بازیگرش بوده، در جشنوارهی بینالمللی «یک دقیقه قرنطینه» مقام اول را کسب کرد. فیلم مستند «گهوارهای برای علیاصغر» نیز از شبکهی استانی پخش شد و مورد توجه قرار گرفت.

دبیری، داوری، آموزش
فیضاللهی در کنار عکاسی و فیلمسازی، در حوزهی مدیریت فرهنگی نیز فعال است، دبیر هنری نخستین جشنوارهی نمای ملی، داور جشنوارهی بینالمللی تئاتر کوردی سقز و دبیر سومین سوگوارهی آیینهای عاشورایی استان کردستان
علیاصغر فیضاللهی فقط یک عکاس نیست. او شهروندی فرهنگی است که با لنز دوربین، با صدای تعزیه، با فیلم و نمایش، هویت بومیاش را حفظ کرده و به دیگران هم نشان داده است.
نمایشگاه حسنآباد یاسوکند شاید کوچک باشد. بیست عکس روی دیوار یک سالن ساده. اما نمادی بزرگ است: هنری که به خانهاش بازمیگردد.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!