حالت تاریک
سه‌شنبه, 14 مهر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
شبِ کودکانه سنندج با لبخند آغاز شد
گزارش تصویری؛

شبِ کودکانه سنندج با لبخند آغاز شد

سینما بهمن سنندج به مناسبت روز جهانی کودک، میزبان جشنی کودکانه بود؛ جشنی به همت خیر نیکوکار حامد اصغری که با مسابقه، موسیقی، هلپرکی و حضور علی‌اکبر ورمقانی، لحظاتی شاد و خاطره‌انگیز برای کودکان رقم زد.

به گزارش خبرنگار گروه چندرسانه‌ای پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، امشب پرده سینما بهمن سنندج، به جای نمایش یک فیلم، شاهد روایت زنده‌ای از شادی بود؛ روایتی که قهرمانانش کودکان بودند؛ کودکانی که با خنده‌هایشان سالن را پر کردند، با موسیقی دست زدند، در مسابقه‌ها به رقابت پرداختند و برای چند ساعت، تمام دنیای خود را در قاب یک جشن کودکانه خلاصه کردند.

به مناسبت روز جهانی کودک و به همت حامد اصغری، خیر نیکوکار، جنگ شادی ویژه کودکان در سینما بهمن سنندج برگزار شد؛ برنامه‌ای که تلاش داشت روزی متفاوت و به‌یادماندنی را برای کودکان و خانواده‌هایشان رقم بزند.

از لحظه ورود کودکان به سالن، می‌شد فهمید قرار نیست امشب خبری از سکوت و آرامش معمول سینما باشد. صدای خنده و هیجان کودکان، آرام‌آرام فضای سالن را دربرگرفت و با آغاز برنامه، سینما بهمن به محلی برای بازی، موسیقی، مسابقه و شادی تبدیل شد.

کودکان با شور و شوق در بخش‌های مختلف برنامه حضور پیدا کردند. مسابقه‌ها یکی پس از دیگری برگزار شد و هر بار که مجری نام یکی از کودکان را برای حضور روی صحنه صدا می‌زد، دست‌های کوچک در هوا بالا می‌رفت و صدای تشویق دوستان و خانواده‌ها سالن را پر می‌کرد.

موسیقی هم بخش دیگری از این جشن بود؛ آهنگ‌های شاد، کودکان را از روی صندلی‌ها بلند کرد و لحظاتی رقم خورد که در آن، سن و سال معنایی نداشت.

بچه‌ها می‌خندیدند، دست می‌زدند و همراه برنامه می‌شدند و بزرگ‌ترها هم گاهی بی‌اختیار لبخند می‌زدند؛ انگار شادی کودکان، به بزرگ‌ترها هم سرایت کرده بود.

اما یکی از بخش‌های متفاوت این مراسم، حضور علی‌اکبر ورمقانی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری کردستان در جمع کودکان بود.

ورمقانی در فضایی صمیمی و با زبانی ساده و کودکانه با بچه‌ها صحبت کرد؛ نه از واژه‌های سنگین اداری خبری بود و نه از یک سخنرانی رسمی و طولانی. حرف‌ها همان چیزهایی بود که شاید هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش بشنود؛ اینکه خوب درس بخوانند، قدر فرصت‌های زندگی را بدانند، به پدر و مادر خود احترام بگذارند، مهربان باشند و برای آینده‌شان تلاش کنند.

او تلاش کرد توصیه‌هایش را در قالب زبانی قابل فهم برای کودکان بیان کند؛ توصیه‌هایی ساده اما مهم برای نسلی که قرار است سال‌های آینده، سکان جامعه را در دست بگیرد.

در میان این صحبت‌ها اما فضای جشن همچنان کودکانه باقی ماند؛ چرا که کودکان آمده بودند تا جشن بگیرند، نه اینکه در یک برنامه رسمی بزرگسالانه بنشینند. به همین دلیل، پس از صحبت‌های کوتاه، دوباره صدای موسیقی و خنده در سالن پیچید و برنامه با مسابقه و اجرای بخش‌های شاد ادامه پیدا کرد.

هلپرکی نیز از بخش‌های پرنشاط این مراسم بود؛ جایی که فضای سالن بیش از پیش رنگ و بوی شادی گرفت و کودکان با شور و هیجان همراه برنامه شدند.

شاید ارزش چنین برنامه‌هایی را نباید تنها در چند ساعت سرگرمی خلاصه کرد. برای کودکی که امروز در یک مسابقه شرکت می‌کند، روی صحنه می‌رود، جایزه می‌گیرد یا همراه دوستانش با یک آهنگ دست می‌زند، این لحظه‌ها می‌تواند به یکی از خاطرات شیرین دوران کودکی تبدیل شود؛ خاطره‌ای که سال‌ها بعد، وقتی نام سینما بهمن یا روز جهانی کودک به میان می‌آید، دوباره در ذهنش زنده شود.

از سوی دیگر، برگزاری این برنامه به همت یک خیر نیکوکار، یادآور این نکته است که مسئولیت اجتماعی تنها به کمک‌های مالی و امور خیریه محدود نمی‌شود. گاهی می‌توان برای کودکان، شادی خرید؛ خاطره ساخت و لبخند هدیه داد.

حامد اصغری با برگزاری این جنگ شادی، بخشی از دغدغه خود را برای ایجاد لحظاتی شاد برای کودکان به نمایش گذاشت؛ اقدامی که شاید هزینه‌اش در مقایسه با بسیاری از برنامه‌های بزرگ چندان زیاد نباشد، اما ارزش آن را باید در برق چشم کودکی دید که با هیجان در مسابقه شرکت می‌کند یا از ته دل می‌خندد.

امشب سینما بهمن سنندج، میزبان نسلی بود که شاید هنوز بسیاری از دغدغه‌های بزرگسالان را نمی‌شناسد؛ نسلی که دنیایش با یک آهنگ شاد، یک مسابقه، یک جایزه کوچک و چند ساعت کنار دوستان بودن، زیباتر می‌شود.

در پایان برنامه، کودکان یکی‌یکی سالن را ترک کردند؛ اما انگار چیزی از شادی‌شان در سالن جا مانده بود. صدای خنده‌ها هنوز در راهروهای سینما می‌پیچید و صندلی‌هایی که ساعتی پیش میزبان هیجان کودکان بودند، آرام‌آرام خالی می‌شدند.

امشب در سینما بهمن سنندج، خبری از قهرمان‌های پرده سینما نبود؛ خودِ کودکان قهرمان قصه بودند. قصه‌ای ساده با چند مسابقه، چند آهنگ، کمی هلپرکی و خنده‌هایی که نشان داد برای شاد کردن یک کودک، گاهی فقط کافی است کسی دلش بخواهد لبخند را به او هدیه کند.

 

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!