زندگینامه شهید؛
رزمندهای که تا آخرین نفس پای آرمانهایش ایستاد
شهید «یعقوب مجیدی» از شهدای استان کردستان است که در سال ۶۴ حین درگیری با گروهک ضد انقلاب در محور حسین آباد به سنندج» به شهادت رسید.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، شهید یعقوب مجیدی سوم خرداد سال ۱۳۳۹ در خانوادهای متدین و زحمتکش در روستای «گلین» از توابع شهرستان سنندج چشم به جهان گشود؛ جوانی که از همان سالهای نوجوانی در کنار خانواده به کار و کشاورزی پرداخت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر جهاد و مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب را در پیش گرفت.
یعقوب دوران کودکی خود را در زادگاهش سپری کرد، اما به دلیل نبود امکانات آموزشی، فرصت تحصیل برایش فراهم نشد و از همان دوران نوجوانی در کنار سایر اعضای خانواده مشغول کار و فعالیتهای کشاورزی شد.
با آغاز تظاهرات و راهپیماییهای مردم مسلمان و انقلابی ایران علیه رژیم پهلوی، یعقوب با آرمانهای امام خمینی(ره) آشنا شد و دل در گرو اهداف انقلاب اسلامی نهاد. او بر این باور بود که تحقق آرمانهایش در گرو استقرار حکومت اسلامی است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و شکلگیری فعالیت گروهکهای ضدانقلاب در منطقه، یعقوب برای دفاع از انقلاب و مقابله با گروهکها به سپاه پاسداران پیوست و فعالیتهای خود را در مسیر دفاع از امنیت مردم و نظام جمهوری اسلامی آغاز کرد.
شهید مجیدی در جوانی و بنا بر تصمیم بزرگان خانواده ازدواج کرد، اما حاصل این زندگی مشترک فرزندی نبود. همرزمان و نزدیکانش او را فردی مؤمن، درستکار و متواضع توصیف کردهاند؛ جوانی که احترام ویژهای برای پدر و مادر خود قائل بود و با همسایگان و اطرافیان نیز با نیکی و خوشرفتاری برخورد میکرد.
یعقوب در بسیاری از عملیاتهای مقابله با گروهکهای ضدانقلاب حضور فعال داشت و در مسیر مبارزه، خستگی را به خود راه نمیداد. سرانجام پس از سالها تلاش و مجاهدت، در روز ۲۸ خرداد سال ۱۳۶۴، هنگام درگیری با گروهکهای ضدانقلاب در محور حسینآباد به سنندج به شهادت رسید.
پیکر مطهر این شهید پس از تشییع، در زادگاهش روستای گلین به خاک سپرده شد.
مادری که هنوز برای فرزند شهیدش سر سفره غذا میگذارد
سالها از شهادت یعقوب میگذرد، اما برای مادرش این فاصله هرگز به معنای فراموشی نبوده است. مادر شهید از دلتنگیهایش برای فرزندی میگوید که هنوز حضورش را در خانه احساس میکند.
او روایت میکند: «هر وقت دلتنگ میشوم، بر سر مزار یعقوب میروم و با او درد دل میکنم. تمام حرفهایم را به او میزنم و برمیگردم. بارها او را در خواب و بیداری دیدهام. او همیشه به من توصیه میکند که گریه نکنم تا مبادا دشمنان از گریه من خوشحال شوند.»
مادر شهید ادامه میدهد: «وقتی یعقوب شهید شد، جای خالیاش بیشتر احساس میشد. خواهر و برادرش هر کاری کردند که من کمتر به یعقوب فکر کنم، نتوانستم. حتی بیشتر از گذشته او را در خانه احساس میکردم.»
او از عادتی میگوید که سالهاست پس از شهادت فرزندش ترک نکرده است: «همیشه سر سفره برایش غذا میکشم و هر هفته لباسهایش را میشویم؛ انگار هنوز هم کنار ماست و فقط برای مدتی از ما دور شده است.»
مادر شهید یعقوب مجیدی میگوید: «تا امروز با یاد و خاطره او زندگی را سپری کردهام.»
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!