حالت تاریک
شنبه, 24 مرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی کردامروز هستید؟
مظلومیت ۲بانوی شهیده سندی از خیانت ضدانقلاب
«کردتودی» گزارش می‌دهد؛

مظلومیت ۲بانوی شهیده سندی از خیانت ضدانقلاب

سال‌های نخست انقلاب در کردستان، برای مردم این دیار با ناامنی، ترور و خشونت گروهک‌های ضدانقلاب گره خورد؛ شهیده فاطمه اسدی و ناهید فاتحی کرجو، دو نمونه روشن از مردمی هستند که هزینه این ناامنی را با جان خود پرداختند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «کردامروز»، سال‌های نخست انقلاب در کردستان، برای مردم این دیار با ناامنی، ترور و خشونت گروهک‌های ضدانقلاب گره خورد؛ فاطمه اسدی و ناهید فاتحی کرجو دو نمونه روشن از شهیدانی هستند که هزینه این ناامنی را با جان خود پرداختند.

کردستان در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، روزهای دشواری را پشت سر گذاشت؛ روزهایی که هنوز فضای کشور از التهاب حوادث انقلاب فاصله نگرفته بود و در بخش‌هایی از این استان فعالیت گروهک‌های مسلح و درگیری‌های خونین، امنیت و آرامش مردم را با تهدید مواجه کرده بود.

در آن روزها، زندگی مردم عادی در بسیاری از مناطق کردستان از مسیر طبیعی خود خارج شد، خانواده‌هایی که تا پیش از آن دغدغه‌ای جز زندگی، کار و آینده فرزندانشان نداشتند، ناگهان با فضای ناامنی، تهدید، ترور و فقدان عزیزانشان روبه‌رو شدند، روستاها و شهرهای این استان، شاهد حوادثی بودند که آثار آن سال‌ها در حافظه خانواده‌ها باقی ماند.

روایت این دوران را نمی‌توان فقط در میدان‌های نبرد و درگیری نیروهای مسلح جست‌وجو کرد، بخش مهمی از این تاریخ در زندگی مردم عادی نهفته است؛ مردمی که گاه تنها به دلیل قرارگرفتن در یک منطقه ناامن، همکاری با نیروهای جمهوری اسلامی یا دفاع از باورهای خود، هدف خشونت قرار می‌گرفتند.

در میان این روایت‌ها، نام دو بانوی شهیده بیش از پیش برجسته است؛ ناهید فاتحی کرجو و فاطمه اسدی، دو زن از دو نسل متفاوت که سرگذشتشان نمونه‌ای روشن از مظلومیت مردم کردستان و هزینه سنگین سال‌های فعالیت گروهک‌های مسلح ضدانقلاب است.

کردستان؛ مردم در میان آتش ناامنی

با پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت گروهک‌های مسلح در مناطق مختلف کردستان افزایش یافت و درگیری میان نیروهای جمهوری اسلامی و گروهک‌های مسلح، بخش‌هایی از استان را درگیر خشونت کرد. در این شرایط، مردم عادی نیز از پیامدهای ناامنی در امان نماندند.

گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی از آن سال‌ها، موارد متعددی از ترور نیروهای محلی، ربایش افراد، حمله به روستاها، تهدید خانواده‌ها و قتل افرادی را ثبت کرده‌اند که در برابر فعالیت گروهک‌ها ایستادگی می‌کردند یا با نظام جمهوری اسلامی همکاری داشتند.

در چنین فضایی، مفهوم «قربانی» تنها به نیروهای حاضر در میدان جنگ محدود نمی‌شد، زنان، نوجوانان، کشاورزان، معلمان، کارکنان ادارات و خانواده‌هایی که زندگی معمول خود را دنبال می‌کردند نیز در معرض آثار مستقیم ناامنی قرار داشتند.

پرونده ناهید فاتحی کرجو یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این وضعیت است

ناهید در سال ۱۳۴۴ در سنندج متولد شد و در خانواده‌ای مذهبی رشد کرد، بر اساس گزارش‌های منتشرشده در منابع رسمی او در جریان مبارزات پیش از انقلاب حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در فعالیت‌های مرتبط با نیروهای انقلابی مشارکت داشت.

ناهید در هفتم آذر سال ۱۳۶۱ در روستای هشمیز سنندج به اسارت گروهک کومله درآمد، روایت‌های رسمی درباره پرونده او از ماه‌ها اسارت، شکنجه و سرانجام شهادت این دختر نوجوان حکایت دارند.

ناهید فاتحی کرجو، از جمله زنان و دخترانی است که در جریان تحولات کردستان، به دلیل دفاع از انقلاب اسلامی و باورهای خود هدف گروهک کومله قرار گرفت.

آنچه این پرونده را به نمادی از مظلومیت مردم کردستان تبدیل کرده، تنها شهادت یک دختر نوجوان نیست؛ بلکه این واقعیت است که یک نوجوان، در میانه منازعه مسلحانه گروهک‌ها‌ به دلیل باور و موضع سیاسی خود قربانی خشونت شد.

عنوان «سمیه کردستان» که بعدها برای ناهید به کار رفت، بیانگر جایگاهی است که او در حافظه رسمی انقلاب اسلامی پیدا کرده است؛ دختری نوجوان که بنا بر روایت‌های منتشرشده در برابر فشارها ایستادگی کرد و حاضر نشد از باورهای خود دست بکشد.

پرونده ناهید نشان می‌دهد که آثار خشونت آن سال‌ها تنها به نیروهای نظامی محدود نبود و مردم عادی نیز در بسیاری از موارد، قربانی مستقیم فضای ناامنی شدند.

فاطمه اسدی؛ روایتی از رنج یک خانواده

در کنار نام ناهید فاتحی کرجو، پرونده فاطمه اسدی نیز تصویری دیگر از مظلومیت مردم کردستان در سال‌های فعالیت گروهک‌های مسلح ارائه می‌کند.

فاطمه اسدی در سال ۱۳۳۹ در منطقه دیواندره متولد شد، او مادر و همسر بود و زندگی خانوادگی خود را داشت، اما در سال‌های پرالتهاب کردستان سرنوشت خانواده او نیز تحت تأثیر فعالیت گروهک‌های مسلح قرار گرفت.

بر اساس گزارش‌های رسمی منتشرشده، همسر فاطمه در اختیار یکی از گروهک‌های ضدانقلاب قرار گرفت و فاطمه برای پیگیری وضعیت او و تلاش برای نجاتش راهی منطقه شد، اما این سفر پایان دیگری داشت؛ او خود به اسارت درآمد و پس از مدتی آزار و شکنجه به شهادت رسید.

این پرونده از آن جهت اهمیت دارد که فاطمه یک نیروی نظامی نبود؛ او زنی بود که برای پیگیری سرنوشت همسرش قدم به منطقه‌ای ناامن گذاشت و خود قربانی خشونت شد.

سال‌ها خانواده فاطمه در انتظار بازگشت او ماندند، نبود پیکر این انتظار را طولانی‌تر کرد و پرونده او را در وضعیت مفقودالاثری قرار داد.

۳۷ سال گذشت تا اینکه سرانجام در جریان عملیات تفحص شهدا در ارتفاعات چهل‌چشمه دیواندره بقایای پیکر فاطمه اسدی کشف شد.

بازگشت پیکر او در سال ۱۴۰۰ بار دیگر نام این شهیده را در فضای عمومی کشور مطرح کرد. پیکر فاطمه پس از انتقال به شهرهای مختلف و برگزاری مراسم تشییع، در سنندج به خاک سپرده شد.

تفحص پیکر فاطمه اسدی، فقط پایان انتظار یک خانواده نبود؛ این اتفاق یادآور بخشی از تاریخ کردستان بود که هنوز شمار زیادی از قربانیان آن ناشناخته یا مفقودالاثر باقی مانده‌اند.

ایرنا در همان مقطع گزارش کرد که صدها شهید مقابله با گروهک‌های ضدانقلاب همچنان مفقودالاثر هستند؛ موضوعی که نشان می‌دهد پرونده فاطمه اسدی را نمی‌توان جدا از مجموعه بزرگ‌تر شهدای سال‌های ناامنی کردستان بررسی کرد.

دو شهیده؛ روایتگر مظلومیت یک مردم

فاطمه اسدی و ناهید فاتحی کرجو، اگرچه از نظر سن شرایط خانوادگی و نحوه شهادت تفاوت دارند، اما سرگذشت هر دو در یک نقطه به هم می‌رسد: هر دو در روزهایی قربانی خشونت شدند که بخش‌هایی از کردستان با فعالیت گروهک‌های مسلح و درگیری‌های خونین دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

ناهید، دختر نوجوان سنندجی در روایت رسمی، قربانی اسارت و شکنجه گروهک کومله شد؛ فاطمه، مادر دیواندره‌ای نیز در پیگیری سرنوشت همسرش گرفتار همان فضای خشونت‌آمیز شد.

همین دو پرونده نشان می‌دهد که پیامدهای ناامنی فقط متوجه نیروهای نظامی نبود، پشت هر حادثه خانواده‌ای قرار داشت که باید با داغ یک عزیز، سال‌ها انتظار و گاه بی‌خبری از سرنوشت او زندگی می‌کرد.

این بخش از تاریخ کردستان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا گاهی در روایت‌های سیاسی، مردم عادی و رنج آنان به حاشیه می‌روند، حال آنکه تاریخ این منطقه را باید از زاویه زندگی همین مردم نیز خواند؛ مردمی که در میان درگیری‌ها، ترورها و ناامنی‌ها، هزینه سنگینی پرداختند.

گروهک‌های مسلح ضدانقلاب با ادعای دفاع از مردم کردستان فعالیت خود را توجیه می‌کردند، اما پرونده‌هایی همچون ناهید فاتحی کرجو و فاطمه اسدی نشان می‌دهد که بخشی از مردم همین منطقه نیز قربانی اقدامات آنان شدند.

بازخوانی این پرونده‌ها البته نیازمند دقت تاریخی است، بخشی از اطلاعات مربوط به نحوه اسارت و شهادت این دو بانوی شهیده در منابع رسمی، خاطرات خانواده‌ها و آثار مستند ـ روایی منتشر شده و برای بررسی همه جزئیات، دسترسی به اسناد اولیه و شهادت‌های همزمان اهمیت دارد.

با این حال شهادت و ثبت رسمی این دو بانوی کردستان در شمار شهدای انقلاب اسلامی و دفاع از نظام جمهوری اسلامی، در منابع رسمی کشور مستند شده است.

امروز نام ناهید فاتحی کرجو با عنوان سمیه کردستان و نام فاطمه اسدی با بازگشت پیکرش پس از ۳۷ سال در حافظه مردم کردستان باقی مانده است.

اما اهمیت آنان فقط در نام و یادشان خلاصه نمی‌شود، این دو شهیده بخشی از روایت مردمی هستند که در سال‌های نخست انقلاب، در برابر ناامنی و خشونت قرار گرفتند و خانواده‌های بسیاری از آنان هزینه سنگینی پرداخت کردند.

فاطمه و ناهید را باید در کنار همه مردان، زنان و کودکانی دید که در آن سال‌ها قربانی ناامنی شدند؛ مردمی که فارغ از همه اختلافات سیاسی، حق زندگی در امنیت و آرامش را داشتند.

بازخوانی سرگذشت این دو شهیده در حقیقت بازخوانی بخشی از تاریخ مظلومیت مردم کردستان است؛ تاریخی که نشان می‌دهد خشونت گروهک‌ها تنها یک مسئله سیاسی یا نظامی نبود، بلکه مستقیماً به خانه و خانواده مردم رسید.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!