از فرمان وانت تا بیرق حسین(ع)؛
روایت مردی که 5 پرچم را برافراشت
در شبهای بیجار، بیرقهایی برافراشته شد که قصهشان از دستان یک راننده وانت میآمد؛ مردی که از دسترنج خویش گذشت تا پنج پرچم حسینی را بر فراز جمعیت به اهتزاز درآورد و سهمی کوچک از ارادتش بنویسد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، روایت عباس خسروپناه، راننده وانت باربری و یکی از جوانان بیجاری، از همین جنس است؛ روایتی که با چند دقیقه ایستادن کنار مردم پس از پایان کار آغاز شد و به تهیه پنج پرچم مذهبی با هزینه شخصی انجامید.
خسروپناه میگوید در شبهای نخست تجمعات، تنها یک شهروند عادی بود که پس از بازگشت از سر کار، دقایقی در کنار مردم حضور پیدا میکرد و سپس به خانه بازمیگشت.
اما تعلق خاطر او به دستگاه عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و سالها خدمت در دسته عزاداری امام حسین(ع)، باعث شد جای خالی یک پرچم بزرگ مذهبی در میان جمعیت توجهش را جلب کند؛ ایدهای که سرآغاز داستان پرچمهایی شد که بعدها به یکی از جلوههای بصری تجمعات تبدیل شدند.
این راننده وانت باربری که خود را فردی با زندگی معمولی و مستأجر معرفی میکند، تاکنون برای تهیه پنج پرچم مذهبی حدود ۱۵ میلیون تومان از هزینه شخصی خود پرداخت کرده است؛ هزینهای که به گفته او با وجود فشارهای اقتصادی زندگی، از سر علاقه و احساس مسئولیت شخصی انجام شده و هدفی جز حضور مؤثرتر در این حرکت جمعی نداشته است.
اکنون در شب دویستوپانزدهم تجمعات بیجار، پنجمین پرچم مذهبی نیز با حضور مردم رونمایی شده است؛ اتفاقی که بهانهای شد تا با عباس خسروپناه درباره آغاز این مسیر، انگیزهاش از تهیه پرچمها، هزینههای انجامشده و تجربه او از همراهی با مردم در این شبها گفتگویی تفصیلی داشته باشیم.

کردامروز: آقای خسروپناه، قصه این پرچمها از کجا شروع شد؟
خسروپناه: واقعیتش من از ابتدا قرار نبود کاری انجام بدهم، شبهای اول که تجمعات شروع شد، من هم مثل خیلی از مردم، یک شهروند عادی بودم. راننده وانت باربری هستم و بیشتر روز سر کارم. وقتی شب از سر کار برمیگشتم، اگر تجمع برقرار بود، چند دقیقهای کنار مردم میایستادم، شعارها را همراهی می کردم و دوباره به خانه میرفتم.
اما یک چیزی از همان شبهای اول ذهنم را درگیر کرد؛ جای یک پرچم بزرگ امام حسین(ع) خالی بود.
کردامروز: چه چیزی باعث شد این موضوع برای شما جدی شود؟
خسروپناه: من سالهاست در دسته عزاداری حضرت امام حسین(ع) خادم هستم. برای همین پرچم و بیرق برای من فقط یک تکه پارچه نیست؛ حس و خاطره و احترام خاصی نسبت به آن دارم.
وقتی دیدم مردم جمع میشوند و فضای تجمع وجود دارد، با خودم گفتم اگر قرار است من هم کاری انجام بدهم، شاید همین باشد؛ یک پرچم بزرگ که در میان مردم دیده شود، اولش اصلاً فکر نمیکردم کار به پنج پرچم برسد.
کردامروز: اولین پرچم را چطور تهیه کردید؟
خسروپناه: با هزینه شخصی. دنبال این نبودم که کسی هزینهاش را بدهد یا اسم کسی روی آن باشد، گفتم اگر قرار است کاری انجام شود، خودم انجامش میدهم.
اولین پرچم که آماده شد و آوردیم، وقتی واکنش مردم را دیدم، احساس کردم این کار میتواند ادامه پیدا کند. بعد به مرور پرچمهای دیگری تهیه شد.

کردامروز: الان چند پرچم تهیه کردهاید؟
خسروپناه: تا امروز پنج پرچم تهیه کردهایم و مجموع هزینهای که برای این پنج پرچم شده حدود ۱۵ میلیون تومان است.
کردامروز: ۱۵ میلیون تومان برای کسی که خودش راننده وانت و مستأجر است، مبلغ کمی نیست. چرا این هزینه را کردید؟
خسروپناه: بله، من زندگی خیلی معمولی دارم، راننده وانت باربری هستم و مستأجرم، این پول برای من پول کمی نیست و طبیعتاً باید برای زندگی و خانواده خرج شود.
ولی این هزینه را از روی اجبار یا برای اینکه کسی از من تشکر کند انجام ندادم، احساس کردم باید سهم خودم را انجام بدهم، شاید یک نفر بتواند وقتش را بگذارد، یک نفر بتواند کار دیگری انجام دهد و من هم چیزی که از دستم برمیآید، همین است.
کردامروز: یعنی اگر کسی شما را نمیشناخت، باز هم این کار را انجام میدادید؟
خسروپناه: قطعاً. اتفاقاً از ابتدا هدفم همین بود که این کار شخصی و بدون سر و صدا باشد.
من شب اول حتی کسی را نمیشناختم. خودم از سر کار میآمدم، چند دقیقه میایستادم و میرفتم. کمکم این پرچمها وارد ماجرا شد.

کردامروز: واکنش مردم به اولین پرچم چه بود؟
خسروپناه: خیلیها استقبال کردند، بعضیها میآمدند و درباره پرچم سؤال میکردند، بعضیها عکس میگرفتند. برای من مهمتر از همه این بود که میدیدم مردم وقتی پرچم را میبینند، ارتباط عاطفی خاصی با آن پیدا میکنند.
برای همین فکر کردم شاید بهتر باشد پرچمهای دیگری هم تهیه شود و امروز چند نفر دیگر از همین مردم مبعوث شده با هزینه شخصی و با خودرو می آیند و پرچمهای جدید را حمل میکنند، به اهتزار در می آورند و دوباره کمک می کنند که پرچمها جمع شود.
کردامروز: چرا پنج پرچم؟ آیا برای هرکدام داستان جداگانهای وجود دارد؟
خسروپناه: هر کدام با یک فکر و در چند مرحله تهیه شد، اول هدف فقط این بود که یک پرچم بزرگ امام حسین(ع) داشته باشیم، بعد که حضور پرچم در میان مردم دیده شد، به این نتیجه رسیدیم که میشود این کار را کاملتر کرد.
پرچمها برای من فقط وسیلهای برای دیدهشدن نیستند؛ هر کدامشان یک یادآوری هستند، یادآوری نام و فرهنگ اهلبیت(ع) و حال و هوای محرم و عزاداری است..

کردامروز: امروز که تعداد تجمعات به ۲۱۵ شب رسیده، وقتی به شبهای اول نگاه میکنید، چه حسی دارید؟
خسروپناه: برای خودم جالب است، چون اگر همان شب اول کسی میگفت قرار است چند ماه بعد پنج پرچم تهیه کنی و چنین اتفاقی بیفتد، باور نمیکردم.
آن شبها من فقط یک شهروند بودم که از سر کار برمیگشت و چند دقیقه کنار مردم میایستاد، اما کمکم احساس کردم میتوانم نقش کوچکی داشته باشم.
کردامروز: در این مسیر هیچوقت پشیمان نشدید که چنین هزینهای کردهاید؟
خسروپناه: ممکن است از نظر مالی برای خانواده سخت باشد، اما وقتی کاری را با اعتقاد انجام میدهید، نگاهتان فقط به مبلغی که خرج کردهاید نیست.
من نگفتم این پول را میدهم که چیزی به دست بیاورم. گفتم این کاری است که خودم میتوانم انجام بدهم.
کردامروز: اگر قرار باشد هزینه ۱۵ میلیون تومانی را در یک جمله توضیح بدهید، چه میگویید؟
خسروپناه: میگویم ۱۵ میلیون تومان برای پنج پرچم، اما برای من پنج خاطره و پنج قدم کوچک بود.
کردامروز: خانوادهتان درباره این هزینهها چه نظری دارند؟
خسروپناه: طبیعی است که وقتی یک خانواده زندگی معمولی دارد، هر هزینهای باید با حساب و کتاب باشد. ولی خانواده من میدانند که این موضوع برایم اهمیت دارد و این کار را از روی علاقه و اعتقاد انجام دادهام.
کردامروز: شما راننده وانت هستید. سختی کار و هزینههای زندگی باعث نشد این مسیر را رها کنید؟
خسروپناه: زندگی همه آدمها سختی خودش را دارد، من هم صبح تا شب کار میکنم، شاید خیلی وقتها خسته باشم، اما اگر کاری را قبول کنم، سعی میکنم تا جایی که بتوانم انجامش بدهم.
اتفاقاً شاید همین موضوع باعث شد این کار برایم ارزش بیشتری داشته باشد؛ چون این هزینه از درآمدی آمده که برایش زحمت کشیدهام.

کردامروز: امشب که پنجمین پرچم رونمایی شد، چه حسی داشتید؟
خسروپناه: حس خوبی بود. بیشتر از اینکه به خود پرچم نگاه کنم، به مسیری فکر میکردم که طی شد.
از یک آدم معمولی که چند دقیقهای بعد از کار کنار مردم میایستاد، رسیدیم به جایی که پنجمین پرچم را آماده کردهایم.
کردامروز: اگر به عباس خسروپناهِ شب اول تجمعات برگردید، چه حرفی به او میزنید؟
خسروپناه: میگویم اگر کاری از دستت برمیآید، انجامش بده؛ حتی اگر کوچک باشد.
شاید آن شب فکر میکردم فقط چند دقیقه حضور من اهمیتی ندارد، اما همان چند دقیقه باعث شد با یک خلأ روبهرو شوم و بعد تصمیم بگیرم کاری انجام بدهم.
کردامروز: سؤال آخر؛ پرچم ششم در راه است؟
خسروپناه: با استقبال خوب مردم و حمایت خییرین، پرچم ششم به مناسبت ایام فاطمیه(س) تهیه می شود و پس از این ایام نیز، پرچم هفتم نیز به نیت امام زمان(عج) تهیه خواهد شد.
من دنبال اسم و عنوان نیستم؛ فقط میخواهم اگر کاری از دستم برمیآید، انجام داده باشم.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!