تأثیر شبکههای اجتماعی بر هوش هیجانی؛
فرصت یا تهدیدی پنهان؟
شبکههای اجتماعی، بخشی جداییناپذیر از زندگی امروز هستند؛ فضایی که هم میتواند توانایی همدلی و شناخت هیجانات را تقویت کند و هم با مقایسه مداوم و تعاملات سطحی، هوش هیجانی کاربران را به چالش بکشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، شبکههای اجتماعی سالهاست که از یک ابزار ساده ارتباطی فراتر رفته و به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شدهاند. امروز بسیاری از تعاملات، قضاوتها و حتی واکنشهای احساسی ما در بستری شکل میگیرد که مرز میان دنیای واقعی و فضای مجازی را کمرنگ کرده است.
در چنین شرایطی، بررسی تأثیر این فضا بر «هوش هیجانی» یعنی توانایی شناخت، درک و مدیریت احساسات خود و دیگران اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
واقعیت این است که شبکههای اجتماعی میتوانند در مواردی به افزایش آگاهی هیجانی کمک کنند. مواجهه با روایتهای شخصی کاربران، تجربههای مشترک از اضطراب، شکست، موفقیت یا فقدان و همچنین گسترش گفتگوها درباره سلامت روان، باعث شده بسیاری از افراد برای نخستین بار با مفاهیمی روبهرو شوند که پیشتر کمتر درباره آن صحبت میشد لذا برای بخشی از کاربران، بهویژه نسل جوان، این فضا فرصتی برای یادگیری زبان احساسات و تمرین همدلی با دیگران فراهم کرده است.
با این حال، این تصویر تنها بخشی از واقعیت است، در سوی دیگر، شبکههای اجتماعی به تدریج شکل و عمق تجربههای هیجانی را تغییر دادهاند.
واکنشهای سریع، پیامهای کوتاه و ارتباطات سطحی، جای گفتوگوهای عمیق و ارتباطات انسانی رودررو را گرفتهاند و در چنین فضایی، احساسات پیچیده انسانی اغلب به چند ایموجی یا یک لایک تقلیل پیدا میکند؛ روندی که میتواند توانایی افراد در تشخیص و پردازش دقیق هیجانات را تضعیف کند.
یکی از مهمترین پیامدهای روانی شبکههای اجتماعی، گسترش مقایسههای اجتماعی است چون کاربران هر روز با تصاویری از زندگی دیگران مواجه میشوند که اغلب گزینششده، زیبا و بهدور از واقعیتهای روزمره است.
این مقایسه مداوم میتواند احساس نارضایتی، ناکافی بودن و کاهش عزتنفس را تشدید کند و در چنین شرایطی، مدیریت احساساتی مانند حسادت، خشم یا ناامیدی برای بسیاری از افراد دشوارتر میشود و هوش هیجانی تحت فشار قرار میگیرد.
از سوی دیگر، سرعت بالای گردش محتوا و عادت به دریافت واکنشهای فوری، آستانه تحمل هیجانی را کاهش داده است.
بسیاری از کاربران در مواجهه با نقد یا مخالفت، واکنشهایی هیجانی، تند و گاه پرخاشگرانه نشان میدهند و افزایش خشونت کلامی، قضاوتهای شتابزده و فضای قطبیشده در شبکههای اجتماعی را میتوان نشانهای از ضعف در مهارت تنظیم هیجان دانست؛ مهارتی که یکی از ارکان اصلی هوش هیجانی به شمار میرود.
نباید از نقش الگوریتمها نیز غافل شد چون سازوکار شبکههای اجتماعی معمولاً بهگونهای طراحی شده که محتواهای تحریککنندهتر و هیجانبرانگیزتر بیشتر دیده شوند.
قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی، خشمآلود یا اضطرابآور، میتواند تعادل هیجانی افراد را بر هم بزند و آنها را در وضعیت تنش دائمی نگه دارد.
در مجموع، نمیتوان شبکههای اجتماعی را ذاتاً مفید یا مضر دانست چون تأثیر آنها بر هوش هیجانی تا حد زیادی به نحوه استفاده کاربران و میزان آگاهی آنها بستگی دارد. تقویت سواد رسانهای، مدیریت زمان حضور در فضای مجازی و توجه آگاهانه به احساسات شخصی، میتواند به کاهش آسیبها کمک کند.
شبکههای اجتماعی آمدهاند که بمانند. مسئله اصلی امروز این نیست که چگونه از آنها فاصله بگیریم، بلکه این است که یاد بگیریم چگونه در میان هیاهوی فضای مجازی، تعادل روانی و هوش هیجانی خود را حفظ کنیم؛ مهارتی که در دنیای پرشتاب امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
نویسنده: ئاسو فلاحی مدرس سواد رسانه استان کردستان
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!