یادداشت؛
از معرکه پهلوانی تا فروش خرافات
بساط پهلوانی در یکی از خیابانهای بیجار با فروش روغن و مهره مار با ادعای تسکین درد و گشایش بخت همراه بود، بار دیگر ضرورت توجه به مرز میان سنتهای عامیانه، کسب درآمد و ترویج باورهای فاقد پشتوانه علمی را مطرح کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، در یکی از خیابانهای بیجار، سه جوان با برپایی بساط معرکهگیری، رهگذران را به تماشای نمایشی خیابانی دعوت کردند؛ نمایشی که برخلاف انتظار از معرکهگیران قدیمی، خبری از حرکات قدرتی و نمایش مهارتهای پهلوانی در آن نبود و فروش روغن و مهره مار بخش اصلی آن را تشکیل میداد.
در این بساط، روغن مار با ادعای تسکین درد و مهره مار با وعدههایی مانند بختگشایی و افزایش روزی عرضه میشد؛ محصولاتی که ظاهراً با تکیه بر باورهای عامیانه، مخاطبان متفاوتی را جذب کرده بودند. در پایان نیز اعتراض کسبه و نمایش یک مار، به خاتمه این معرکه انجامید.
این رویداد کوتاه خیابانی، فراتر از یک سرگرمی روزمره، پرسشهایی درباره تغییر کارکرد معرکهگیری، شیوه عرضه محصولات با ادعاهای غیرعلمی و دلایل استقبال برخی افراد از وعدههای غیرمتعارف مطرح میکند.
وقتی نمایش پهلوانی جای خود را به تجارت میدهد
معرکهگیری در فرهنگ عامه ایران، سابقهای طولانی دارد و در شکل سنتی خود بر مهارتهای نمایشی، قدرت بدنی، تردستی و سرگرمکردن مخاطبان استوار بوده است، این اجراها علاوه بر ایجاد سرگرمی، برای برخی اجراکنندگان راهی برای کسب درآمد محسوب میشد.
با این حال، آنچه در معرکه اخیر بیجار جلب توجه میکرد، غلبه وجه تجاری بر جنبه نمایشی بود؛ بهگونهای که جذب مخاطب و فروش محصول، بیش از نمایش مهارتهای پهلوانی در کانون اجرا قرار داشت.
البته نمیتوان همه شکلهای معرکهگیری در گذشته را عاری از خرافات دانست؛ اما تغییر محتوای این نمایشها و برجستهشدن فروش محصولاتی با ادعاهای اثباتنشده، موضوعی است که میتواند از منظر فرهنگی و اجتماعی بررسی شود.
روغن مار و مهره مار؛ ادعاها زیر ذرهبین
عرضه روغن مار با ادعای تسکین درد و مهره مار با وعده بختگشایی، دو وجه متفاوت از این معرکه را نشان میدهد؛ یکی با ادعایی مرتبط با سلامت و دیگری با وعدهای درباره سرنوشت و زندگی شخصی است.
درباره محصولات موسوم به روغن مار، اثربخشی و ایمنی هر فرآورده باید بر اساس ترکیبات، کیفیت و شواهد معتبر ارزیابی شود، صرف عرضه یک محصول یا نقل تجربه مصرفکنندگان، دلیل کافی برای تأیید خواص درمانی آن نیست.
در مقابل، برای ادعاهایی مانند بختگشایی و افزایش روزی از طریق مهره مار نیز شواهد علمی معتبر و قابل اتکایی در دست نیست، ازاینرو آگاهیبخشی درباره تفاوت باورهای عامیانه با واقعیتهای قابل اثبات، میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر مردم کمک کند.
البته مشاهده این بساط بهتنهایی برای اثبات تخلف یا فریبکاری فروشندگان کافی نیست و هرگونه داوری درباره قانونیبودن فعالیت یا ماهیت محصولات، به بررسی مستندات نیاز دارد.
چرا وعدههای غیرمتعارف همچنان مشتری دارند؟
جذابیت چنین محصولاتی را نمیتوان صرفاً به ناآگاهی خریداران نسبت داد. مشکلات اقتصادی، نگرانی درباره آینده، دشواریهای زندگی و تمایل به یافتن راهحلهای سریع، از جمله عواملی هستند که ممکن است زمینه توجه برخی افراد به وعدههای اثباتنشده را فراهم کنند.
با این حال، از مشاهده یک معرکه خیابانی نمیتوان درباره میزان رواج این باورها در جامعه یا انگیزه همه خریداران نتیجهگیری کرد، آنچه اهمیت دارد، ضرورت تقویت سواد عمومی و توانایی تشخیص ادعاهای مستند از وعدههای فاقد پشتوانه است.
پرسش سادهای که در این میان مطرح میشود، همچنان قابل تأمل است، اگر مهره مار واقعاً تضمینکننده بخت و روزی بود، چه ضرورتی داشت فروشندگان برای کسب درآمد، بساط خود را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند؟
این پرسش بهتنهایی معیار علمی سنجش یک ادعا نیست، اما میتواند مخاطب را به بررسی بیشتر و پرهیز از پذیرش بیچونوچرای وعدههای جذاب ترغیب کند، چرا کسانی که در حرفه بختگشایی و افزایش درآمد اینچنینی اشتغال دارند، در بخت و روزی خود مشکل دارند.
ضرورت نظارت بدون نادیدهگرفتن معیشت
فعالیتهای خیابانی را نمیتوان یکسره تخلف یا مصداق فریبکاری دانست, معرکهگیری ممکن است برای برخی افراد شیوهای برای کسب درآمد باشد؛ با این حال، فعالیت اقتصادی نیز نمیتواند عرضه هر محصول یا طرح هر ادعایی را از نظارت و بررسی بینیاز کند.
در مواردی که محصولی با ادعای درمانی عرضه میشود، بررسی ضوابط مربوط به سلامت و کیفیت آن اهمیت دارد, همچنین، رعایت حقوق کسبه، رهگذران و الزامات استفاده از فضای عمومی باید مورد توجه قرار گیرد.
در رویداد اخیر بیجار، اعتراض کسبه به پایان معرکه انجامید؛ هرچند جزئیات کافی برای داوری درباره علت دقیق اعتراض یا وجود تخلف مشخص در دست نیست, با این حال، ساماندهی فعالیتهای خیابانی و اطلاعرسانی درباره ضوابط عرضه کالاها میتواند از بروز اختلافهای مشابه جلوگیری کند.
معرکهگیری بخشی از خاطرات فرهنگی جامعه است، اما حفظ این سنت به معنای چشمپوشی از محتوای آن نیست, آنچه امروز اهمیت دارد، پاسداشت جنبههای فرهنگی و سرگرمکننده این اجراها، در کنار مقابله آگاهانه با ادعاهای فاقد پشتوانه علمی است.
بساط این سه جوان در بیجار تازگی ندارد و در وضعیت گرانی امروز بازار، فروش روغن اصل مار به قیمت یک میلیون ریال و حتی مهره مار که خیلی کمیاب است به ۲ میلیون ریال عرضه شد، حکایت از جهل مردمی دارد که دوستدارند دورغهای ارزان قیمت را زودتر خریداری کنند.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است، آیا میتوان هنرنمایشی معرکهگیری را با تکیه بر مهارت و سرگرمی زنده نگه داشت، بیآنکه امید مردم به ابزاری برای فروش وعدههای اثباتنشده تبدیل شود؟
نویسنده: یاسر خداوردی کارگردان هنری
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!