به مناسبت هشتم مهر، روز بزرگداشت مولوی؛
مولانا، صدای جان انسان
مولوی، شاعری که قرنها پس از روزگار خویش، همچنان با زبان عشق، خرد، معنویت و انساندوستی با جهانیان سخن میگوید، شاعری که ترجمه آثارش، اندیشه او را از مرز زبان فارسی فراتر برده و به مخاطبان فرهنگهای گوناگون رسانده است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی کرد امروز، هشتم مهرماه یک مناسبت و فرصتی دوباره برای ایستادن در برابر میراث یکی از بزرگترین شاعران و اندیشمندان زبان فارسی و بازخوانی پیامهایی است که از دل قرنها گذشته و هنوز برای انسان امروز حرفی تازه دارد.
مولانا، صدای جان انسان
مولانا جلالالدین محمد بلخی، شاعر و عارفی است که نامش با مثنوی معنوی و دیوان شمس تبریزی، گرهخورده است، آثاری که تنها مجموعهای از شعر و حکایت نیستند، بلکه دریچهای بهسوی پرسشهای بنیادین انسان درباره عشق، اخلاق، معرفت، معنویت و معنای زندگیاند.
مولانا، فراتر از یک شاعر
گاهی بزرگان ادبیات را تنها در چارچوب شعر و ادبیات تعریف میکنیم، اما مولانا از این مرز عبور کرده است، او شاعری است که درباره انسان سخن میگوید، انسانی که در جستوجوی معناست، از جدایی رنج میبرد، عشق را تجربه میکند، با نفس خود مبارزه میکند و در نهایت به دنبال شناخت خویشتن است.
همین ویژگی باعث شده است آثار مولانا در دورههای مختلف و در میان ملتهای گوناگون موردتوجه قرار گیرد، مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه ما فیه و دیگر آثار او همچنان موضوع پژوهش، ترجمه، تفسیر و گفتوگو هستند، منابع ادبی نیز بر گستردگی ترجمه و استقبال جهانی از آثار مولانا تأکید کردهاند.
زبان عشق، مرز ندارد
شاید یکی از مهمترین دلایل ماندگاری مولانا، زبانی باشد که از مرزهای جغرافیایی و تاریخی عبور میکند، زبان عشق، انسانیت و جستوجوی حقیقت، انسان امروز، باوجود پیشرفت شگفتانگیز فناوری، همچنان با پرسشهایی مواجه است که مولانا قرنها پیش درباره آنها اندیشیده بود.
تنهایی، اضطراب، فاصله میان انسانها، نیاز به محبت و جستوجوی آرامش، هنوز بخشی از زندگی بشر است، به همین دلیل است که شعر مولانا فقط متعلق به گذشته نیست، هر نسل میتواند بخشی از خود را در آینه کلمات او پیدا کند.
مولانا نمونهای روشن از همین ظرفیت است، شاعری که اندیشهاش در زبان فارسی شکل گرفت، اما مخاطبانش محدود به فارسیزبانان نماندند.
میراثی برای نسل امروز
بزرگداشت مولانا نباید تنها به برگزاری یک مراسم، شعرخوانی یا انتشار چند مطلب مناسبتی محدود شود، بزرگداشت واقعی زمانی اتفاق میافتد که نسل جدید بتواند با اندیشه و آثار این شاعر ارتباط برقرار کند.
اگر قرار است میراث ادبی ایران برای نسل آینده زنده بماند، باید آن را با زبان و ابزارهای امروز معرفی کرد، از مدرسه و دانشگاه گرفته تا کتاب، رسانه، پادکست، سینما، فضای مجازی و ترجمههای دقیق و حرفهای
جوان امروز شاید با قالبهای ادبی چند قرن پیش ارتباط اولیه آسانی نداشته باشد، اما مفاهیمی همچون عشق، امید، هویت، اخلاق، معنویت و جستوجوی معنا همچنان برای او زندهاند، وظیفه اهالی فرهنگ این است که میان این مفاهیم و میراث بزرگان ادبیات پلی تازه بسازند.
از ایران تا جهان
مولانا را میتوان یکی از نمونههای برجسته ظرفیت جهانی فرهنگ و ادبیات فارسی دانست، آثار او نشان میدهد که یک اندیشه زمانی میتواند از مرزها عبور کند که حرفی انسانی برای گفتن داشته باشد.
در جهانی که گاهی اختلاف زبان، فرهنگ و جغرافیا انسانها را از یکدیگر دور میکند، ادبیات میتواند نقش یک پل را ایفا کند، پلی که از یک سو به ریشههای فرهنگی یک ملت متصل است و ازسویدیگر به جهان انسانی گستردهتر میرسد.
مولانا نیز در چنین جایگاهی قرار دارد، شاعری برخاسته از سنت ادبی و عرفانی فارسی که پیامهای آثارش در قرنهای بعد همچنان محل گفتوگو و تفسیر است.
امروز، نوبت ماست
هشتم مهر تنها فرصتی برای یادکردن از یک نام بزرگ در تاریخادبیات نیست، فرصتی است برای پرسیدن اینکه ما با میراثفرهنگی خود چه کردهایم و برای رساندن آن به نسل آینده چه برنامهای داریم، مولانا قرنها پیش شعر گفت، اما مسئولیت امروز ما حفظ، معرفی، پژوهش و انتقال درست این میراث است.
اگر دیروز قلم مولانا توانست از مرزهای زمان عبور کند، امروز باید کتاب، رسانه، ترجمه و فناوری را به خدمت گرفت تا این میراث همچنان شنیده شود، مولانا زنده است، تا زمانی که شعرش خوانده شود، اندیشهاش فهمیده شود و پیام انساندوستیاش به نسلهای بعد برسد.
یادداشتی از محمد خالدیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!