مسئله فقط تحریم نیست؛
تولید، نقدینگی و اقتصاد مقاوم
اقتصاد را نمیتوان با چند شاخص پراکنده یا با یک عامل واحد توضیح داد، وقتی از تورم، کاهش قدرت خرید، دشواری معیشت، رکود تولید یا کاهش سرمایهگذاری سخن میگوییم، در واقع مجموعهای بههمپیوسته که اقتصاد را شکل میدهند.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، بحث درباره «اقتصاد مقاومتی» نیز نباید صرفاً به مجموعهای از شعارها درباره حمایت از تولید محدود شود؛ بلکه باید به سازوکارهایی پرداخت که اقتصاد را در برابر شوکهای داخلی و خارجی تابآور میکنند.
نکته مهم این است که اقتصاد مقاوم، اقتصادی منزوی نیست؛ اقتصادی است که بتواند در برابر شوکها، اختلالها و فشارهای بیرونی، ضمن حفظ ارتباطات اقتصادی خود، ظرفیت بازتولید، سرمایهگذاری و اشتغال را حفظ کند؛ چنین اقتصادی بیش از آنکه به واکنشهای مقطعی وابسته باشد، به بنیانهای تولید، ثبات سیاستگذاری، بهرهوری، سرمایه انسانی و اعتماد عمومی متکی است.
تولید؛ نقطه آغاز تابآوری اقتصادی
در سادهترین تعریف، تولید فرآیندی است که در آن منابعی مانند نیروی انسانی، سرمایه، فناوری و مواد اولیه به کالا و خدمات تبدیل میشوند، اما در سطح کلان، تولید فقط به معنای ساخت یک کالا یا ارائه یک خدمت نیست؛ تولید، منبع ایجاد درآمد، اشتغال، ارزش افزوده و بخش مهمی از ظرفیت واقعی اقتصاد است.
اگر اقتصاد را به یک سیستم تشبیه کنیم، تولید را میتوان یکی از اصلیترین موتورهای آن دانست، هرچه ظرفیت تولید رقابتیتر و بهرهورتر باشد، امکان پاسخگویی اقتصاد به تقاضای داخلی و حضور در بازارهای خارجی افزایش مییابد.
مسئله اصلی این است که آیا سیاستهای اقتصادی واقعاً به افزایش ظرفیت تولید منجر میشوند یا خیر، حمایت از تولید نیز نباید صرفاً به پرداخت تسهیلات، بخشنامه یا اعطای امتیاز خلاصه شود، تولیدکننده زمانی میتواند فعالیت پایدار داشته باشد که بتواند مواد اولیه را تأمین کند، به انرژی و زیرساخت دسترسی داشته باشد، بازار خود را بشناسد، از ثبات نسبی قوانین برخوردار باشد و بتواند برای آینده تصمیم بگیرد.
عرضه و تقاضا؛ حلقهای که نباید نادیده گرفته شود
اقتصاد بر تعامل عرضه و تقاضا استوار است، افزایش تولید زمانی به رونق اقتصادی منجر میشود که برای محصول یا خدمت تولیدشده تقاضای مؤثر وجود داشته باشد؛ از سوی دیگر افزایش تقاضا نیز اگر با افزایش متناسب تولید همراه نباشد، میتواند فشار قیمتی ایجاد کند.
این رابطه، یکی از نکات مهمی است که در سیاستگذاری اقتصادی باید مورد توجه قرار گیرد، نمیتوان بدون توجه به ظرفیت تولید، صرفاً بر تحریک تقاضا تکیه کرد و انتظار داشت افزایش مصرف بهتنهایی رشد پایدار ایجاد کند.
در اقتصاد ایران، مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که محدودیتهای سمت عرضه، افزایش هزینههای تولید، نوسانات ارزی و انتظارات تورمی همزمان بر بازار اثر بگذارند، در چنین شرایطی، سیاستگذار باید میان حمایت از قدرت خرید مردم و جلوگیری از تشدید فشارهای تورمی تعادل برقرار کند، بنابراین نسخه اقتصادی را نمیتوان تنها با افزایش منابع مالی یا افزایش مصرف خانوار نوشت. سمت عرضه اقتصاد نیز باید تقویت شود.
خلق پول؛ همه پول جدید الزاماً تورم نیست
یکی از محورهای مطرحشده در این نشست، موضوع خلق پول و ارتباط آن با تورم بود، این موضوع از مهمترین مباحث اقتصاد کلان است، اما برای تحلیل دقیق آن باید از یک سادهسازی رایج پرهیز کرد، هر افزایش حجم پول الزاماً و بهتنهایی به معنای افزایش همان نسبت در تورم نیست.
رابطه میان پول و تورم به شرایط اقتصادی، سرعت گردش پول، ظرفیت تولید، انتظارات، سیاست مالی و پولی و میزان استفاده از ظرفیتهای موجود بستگی دارد.
با این حال، اگر رشد نقدینگی و قدرت خرید اسمی در اقتصادی افزایش یابد، اما تولید کالا و خدمات با همان سرعت رشد نکند، فشار تقاضا میتواند به افزایش سطح عمومی قیمتها منجر شود، در این حالت، مسئله فقط «چاپ پول» نیست؛ بلکه شکاف میان رشد تقاضای اسمی و ظرفیت واقعی اقتصاد اهمیت پیدا میکند.
به همین دلیل، بحث خلق پول باید همزمان با بحث تولید مطرح شود، پول بدون پشتوانه ظرفیت تولیدی، نمیتواند بهتنهایی ثروت واقعی ایجاد کند، ثروت واقعی زمانی شکل میگیرد که منابع اقتصادی به کالا و خدمات، سرمایه مولد، فناوری و بهرهوری تبدیل شوند.
تورم؛ مسئلهای فراتر از افزایش قیمت چند کالا
تورم صرفاً گران شدن یک یا چند کالا نیست؛ افزایش مستمر سطح عمومی قیمتهاست، این تفاوت از نظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد.
ممکن است قیمت یک محصول به دلیل کاهش عرضه، خشکسالی، اختلال در واردات یا افزایش هزینه حملونقل افزایش یابد، اما وقتی افزایش قیمت به طیف گستردهای از کالاها و خدمات سرایت میکند و استمرار مییابد، با مسئلهای کلانتر مواجه هستیم.
تورم از این جهت برای خانوارها اهمیت ویژهای دارد که قدرت خرید درآمدهای ثابت را کاهش میدهد، در نتیجه اقشاری که امکان افزایش سریع درآمد خود را ندارند، معمولاً فشار بیشتری را احساس میکنند.
بنابراین، مبارزه با تورم صرفاً به معنای کنترل قیمتها نیست. کنترل پایدار تورم نیازمند اصلاح عواملی است که به ایجاد فشارهای قیمتی منجر میشوند؛ از سیاستهای پولی و مالی گرفته تا ناترازیهای ساختاری، هزینه تولید، انتظارات تورمی و بهرهوری است.
نویسنده: علی جعفری کارشناس ارشد اقتصاد مقاومتی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!