یادداشت؛
روایت ایمان، مقاومت و مسئولیت
سردار دلها؛ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرماندهای بود که امنیت را با اخلاق و قدرت را با مهر معنا کرد و نامش فراتر از مرزها در دلها ماندگار شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»، سپیدهدمِ روایت سردار دلها؛ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با واژهها آغاز نمیشود؛ با احساسی عمیق از فقدان و در عین حال حضور شروع میشود. حضوری که در حافظه تاریخی ملت ایران و فراتر از آن در وجدان منطقهای که طعم ناامنی و جنگ را چشیده است، ماندگار شده.
او تنها یک نام در تقویم نبود؛ نشانهای از پیوند ایمان و عمل، عقلانیت و شجاعت و ترکیبی نادر از صلابت فرماندهی و عطوفت انسانی بود، حاج قاسم پیش از آنکه در میدان نبرد شناخته شود در میدان دلها جای گرفت و از همین رو لقب سردار دلها برای او نه یک شعار که توصیفی دقیق از واقعیت بود.
پدر مهربان بودنِ حاج قاسم، صفتی بود که همرزمان خانوادههای شهدا و حتی مردمانی از ملیتها و مذاهب دیگر بارها به آن اشاره کردهاند. او در اوج مسئولیتهای سنگین نظامی از احوال نیروهایش غافل نمیشد و درد خانوادههای داغدار را درد خود میدانست، این پدرانگی محدود به مرزهای ایران نبود؛ در عراق، سوریه و هر سرزمینی که پای دفاع از انسان در میان بود، چهرهای آرامشبخش از او به یاد مانده است، همین ویژگی انسانی او را به فرماندهای متفاوت تبدیل کرد؛ فرماندهای که اطاعت از او نه از سر اجبار که از سر اعتماد بود.
حاج قاسم سلیمانی در معادلات پیچیده منطقه صرفاً یک فرمانده میدانی نبود؛ او استراتژیستی عمیقنگر بود که میدان سیاست و جامعه را همزمان میفهمید؛ در نگاه او امنیت مفهومی جدا از مردم نداشت، امنیت زمانی معنا پیدا میکرد که جان و کرامت انسانها حفظ شود و این نگاه انسانی در بزنگاههای حساس خود را بهروشنی نشان داد؛ از جمله در ماجرای آزادسازی اربیل عراق و کمک به کردهای این منطقه در روزهایی که داعش تا آستانه فاجعهای بزرگ پیش رفته بود.
در سالهایی که اربیل، پایتخت اقلیم کردستان عراق، در معرض سقوط قرار داشت و هزاران خانواده کرد با وحشت آوارگی و قتلعام روبهرو بودند، حضور بهموقع حاج قاسم نقشی تعیینکننده ایفا کرد. او بدون توجه به تفاوتهای قومی و مذهبی، دفاع از مردم بیپناه را یک وظیفه انسانی میدانست، کمکهای مستشاری، ساماندهی نیروهای مدافع و ایجاد هماهنگی در کوتاهترین زمان، باعث شد اربیل از سقوط نجات یابد و این اقدام نهتنها یک پیروزی نظامی، بلکه نمونهای روشن از اخلاق عملی و مسئولیتپذیری منطقهای حاج قاسم بود؛ اخلاقی که فراتر از مرزهای سیاسی میاندیشید.
نقش او در حمایت از کردهای عراق، تصویری ماندگار از همبستگی انسانی بهجا گذاشت، بسیاری از مردم این منطقه، حاج قاسم را نه بهعنوان یک فرمانده خارجی، بلکه بهعنوان ناجی و حامی به یاد میآورند، این سرمایه اجتماعی بهسادگی بهدست نیامده بود؛ حاصل سالها صداقت در عمل و وفاداری به تعهدات اخلاقی بود. او نشان داد که قدرت واقعی، در توانایی ایجاد اعتماد و همدلی نهفته است.
سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در زندگی شخصی نیز همانقدر منظم، متواضع و مسئولیتپذیر بود که در میدان نبرد، سادهزیستی او انتخابی آگاهانه بود؛ انتخابی برای آنکه فاصلهای میان خود و مردم ایجاد نشود. او باور داشت فرماندهای که درد مردم را نشناسد، نمیتواند مدافع واقعی آنان باشد و همین باور او را به چهرهای صادق و قابل اتکا در نگاه افکار عمومی تبدیل کرد.
شهادت حاج قاسم اگرچه ضایعهای بزرگ بود، اما پرده از عظمت میراث او برداشت اما پس از او نامش به نمادی برای وحدت، مقاومت عقلانی و مسئولیتپذیری تبدیل شد. بازخوانی زندگیاش نشان میدهد که او نه اسطورهای دور از دسترس، بلکه الگویی قابل فهم و قابل پیروی بود؛ الگویی که میآموخت میتوان در اوج قدرت، فروتن ماند و در دل بحران، انسانیت را فراموش نکرد.
در نهایت نوشتن از حاج قاسم سلیمانی نوشتن از یک فرد صرف نیست؛ نوشتن از یک راه است. راهی که از ایمان آغاز میشود، از عقلانیت عبور میکند و به خدمت انسان ختم میشود. اگر بخواهیم میراث سردار دلها را در چند واژه خلاصه کنیم، باید گفت: او ثابت کرد که امنیت بدون اخلاق پایدار نیست و قدرت بدون مهر، ماندگار نخواهد بود. این درس، امروز بیش از هر زمان دیگری برای جامعه ما و منطقهای که هنوز تشنه آرامش است، راهگشاست.
نویسنده: طاهره جلوخانی فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!