کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی قسم به خدمت خورده ام؛

میکروب‌های جنگی؛ زخمی کهنه بر تن جانباز شیمیایی/ تا زنده ام رزمنده ام + فیلم

رزمنده کردستانی، جانباز شیمیایی، سنندج

جانبازان شیمیایی دوران دفاع مقدس و قربانیان سلاح های شیمیایی و میکروبی جزء مظلوم‌ترین رزمندگان این دوران هستند که سال‌ها پس از جنگ با زخمی کهنه برجان دست و پنجه نرم می‌کنند.

به گزارش کُردتودی، جانبازان شیمیایی دوران دفاع مقدس و قربانیان سلاح های شیمیایی و میکروبی جزء مظلوم‌ترین رزمندگان این دوران هستند که سال‌ها پس از جنگ با زخمی کهنه برجان دست و پنجه نرم می‌کنند.


رزمنده ای که چند سال پس از جنگ آثاری از این موادهای آلوده را در دست و پا و جانشان دیدند که شد زخمی چرکین بر بی‌خوابی‌ها و جراحت‌ها و تاول هایی که پوست جانشان را بلعید و روز به روز جان بی رمق شان آب شد.


به طوری تمام بدنش را تقدیم اسلام و خاک اسلامی‌اش کرده است، اما ثانیه‌ای از رفتن به جبهه پشیمان نشده و هیچ‌گاه از اینکه اعضای بدنش را در راه ارزش‌هایش داده، ناراحت نشده است. دردهایش روزبه‌روز زیاد می‌شود اما این دردهای طاقت‌فرسا برای او سخت نیست، و هنوز خود را به اسلام بدهکار می‌داند.


جمال محمدی یکی از جانبازان شیمیایی 50 درصد از استان کردستان است که با وجود اینکه می گوید 8 سال است که دکتر وی را جواب کرده است اما همچنان سر حال و سر زنده به این انقلاب خدمت می کند.

 

 

وی ضمن معرفی خود می گوید: جمال محمدی، متولد سال 1339 در سنندج و جانباز شیمیایی 50 درصد دوران دفاع مقدس جمعیت لشکر 28 پیاده کردستان هستم و سه دختر و دو تا نوه دارم و در سال 1357 با اعلام امام خمینی (ره) وارد ارتش شدیم  وارد جبهه شدم و در زیر پرچم جمهوری اسلامی قسم خوردم که تا جان در بدن دارم به اهداف نظام اسلامی خدمت کنم.


وی گفت: در سال 1358 کردستان به منطقه عملیاتی توسط گروهک ها تبدیل شده بود و با درگیری داشتیم، صدا و سما، فرودگاه و خیابان امام سنندج در محاصره ی گروهک ها بود و در جنگ 23 روزه ای که با انها داشتیم، 


توسط لشکر 28 به پادگان بانه رفتیم و شیخ جلال حسینی کومله روبرو بودیم و در محاصره قرار داشتیم، جانباز مسعود خضری همراه هم در پادگان بانه با هم بودیم و مدتها 5 ماه نمی توانستیم رفت و آمد کنیم و توسط هوانیروز می توانستیم بعد از مدتها به شهر بازگردیم.


 

حماسه سرلشکر شهید ایرج نصرت زاد در محاصره ضد انقلاب

وی به بیان خاطراتی از رزمنده و دوست شهیدش اشاره کرد و گفت: بعد از برگشت به سنندج که جنگ 23 روزه با گروهک ها آغاز شد، توسط شهید ایرج نصرت زاد در جنگ کردستان بودیم و فرمانده ای بسیار شجاع بود که خود من شاهد شهیدشدنش بودم و هیچگاه این خاطره اش از یادم نخواهد رفت.

 

وی ادامه داد: شهید نصرت زاد افراد گردانش را با یک آرایش نظامی ـ ورزشی خاصی به داخل شهر می برد و با انجام دادن تمرینات صحرایی شهر را دور می زد و گاهی سنگرهای ضد انقلاب را ویران می ساخت و آنها جرات هیچ اقدامی نداشتند. سرهنگ نصرت زاد پس از جلب نظر اعضای کمیسیون دفاعی در شمال سنندج پاسگاه فرماندهی برقرار کرد و پرسنل را به بیرون از پادگان برد. فرمانده پادگان سرهنگ صدری بود، اما میدان عمل در دست نصرت زاد بود که روحیه بالای نظامی و انقلابی داشت.


عناصر ضد انقلاب که مدتها کینه آن سرباز فداکار و شجاع ایرانی را در دل داشتند، پس از شکنجه های فراوان از او می خواهند که وصیت خود را در پشت بی سیم برای همرزمانش بگوید. او چند کلامی در وصف ایمان، اسلام و وطن می گوید و سپس به دست ضدانقلاب در تاریخ اول اردیبهشت ماه سال 59 به شهادت می رسد.


 

جنگ 23 روزه ی سنندج و محاصره ی گروهک ها


بعد از جنگ 23 روزه ی سنندج، جنگ هشت سال دفاع مقدس نیز شروع شد و با این رقم، کردستان دو جنگ داخلی و خارجی را با چشمان خود دید چرا که از یک طرف شاهد حضور گروهک ها در داخل شهر بیود و از طرفی هم باید رزمندگان به جنگ در جنوب می رفتند چرا که همه ی ما قسم خورده بودیم در زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی انجام وظیفه کنیم.

 

 

در عملیات بدر در جزیره ی مجنون همراه با سپاه و بسیج در سال 63 حضور داشتیم، سرهنگ صیاد شیرازی در اسلام آباد به ما گفتند که پادگان سلمان فارسی اسلام آباد در گردنه ی قلاجی توسط منافقین محاصره شد و ما هم سریع به آنجا رفتیم و پاکسازی کردیم سپس در سال 1364 به طرف نقده و پیرانشهر برگشته و در عملیات قدر با موفقیت گذرانیم، سپس به منطقه ی مریوان برگشتیم و چندین عملیات را نیز پشت سر گذراندیم و خاطره ای که برای همیشه در ذهنم تداعی شده است این بود که پرسنل هایی وجود داشتند که با وجود اینکه سن کمی داشتند اما با جان و دل از سرزمین و خاکشان دفاع می کردند.


این رزمنده کردستانی می گوید: 5 اردیبهشت سال 1366 از طرف سالجی مریوان عملیات بود، و تک شیمیایی وجود داشت و در آن موقع به درجه ی جانبازی نائل آمدم اما تا دو سال بعد از قطعنامه در تمام مناطق عملیاتی حضور داشتم و انجام وظیفه کردم.

 

 

وی ادامه داد: تا زنده ایم رزمنده ایم برای ما جان دادن سخت نیست چرا که حاضرم جانم را برای دفاع از خاک و پرچم بدهم، در صورت شهادت هم محل دفن را گلزار شهدای بهشت محمدی سنندج تعیین کرده ام و امیدوارم به درجه ی رفیع شهادت نائل بیایم چرا که 8 سال پیش دکتر من را جواب کرد و گفت که با مرگ مغزی از دنیا می روی، و به خانواده ام وصیت کرده ام که اعضای بدنم را اهدا کنند.


نگذاریم رشادت‌های جانبازان فراموش شوند


این رزمنده شیمیایی دفاع مقدس گفت: صدام با حمایت آمریکا و اروپایی‌ها، سلاح‌های شیمیایی را به جان مردمی ریخت که بی‌گناه بودند و حتی در میدان جنگ هم سلاحی به دست نداشتند اما قربانی میکروبی‌ترین سلاح‌های شیمیایی صدامی‌ها شدند.


وی افزود: صدام بعد از هرعملیاتی که ایرانی‌ها در آن پیروز می‌شدند برای انتقام از سلاح‌های شیمیایی بر ضد رزمندگان ما بکار می‌گرفت.


این رزمنده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه پیگیری مساله ایثار و شهادت کمتر از خود شهادت نیست، تاکید کرد: فراموش نکردن جنگ و شهدا و جانبازان حرف شوخی نیست، زیرا در جنگ هر سال، هر روز و هر ثانیه و در هر بخشی از آن اگر تاریخ را ورق بزنید خاطرات ناخوشایندی اتفاق افتاده که برای ما باید درس مردانگی و عزت آفرینی برای این کشور باشد.

 

 

محمدی ادامه داد: سختی‌های که در این دوران رزمندگان، مردم و مسوولان تحمل کردند قابل درک نیست مگر رزمندگان و انسان‌هایی که خود در دل این جنگ بوده و شهید و جانباز دارند.


این رزمنده شیمیایی گفت: همه این پایداری‌ها و استقامت‌های جانبازان حتی بعد از جنگ برای حفظ انقلاب اسلامی و این سرزمین دوست داشتنی است که حاصل خون شهدا پابرجاست.


وی همچنین توصیه کرد: شهدا برای ماندگاری این انقلاب از جان و مال و هستی خود گذشتند، نگذاریم رشادت های این رزمندگان و جانبازان فراموش شوند.


اما هنوز از این دست جانبازان گمنام هستند که سالها بعد از جنگ به دلیل عارضه شیمیایی با دردهای آن روزگار می‌گذرانند و حتی برخی از این جانبازان هستند که کسی یکبار هم نامشان را به عنوان جانباز شیمیایی از رسانه‌ها نشنیده است و حتی حاضر به مصاحبه هم نمی‌شوند، برخی می‌گویند ما برای رضای خدا رفتیم .

 

 

 

 

انتهای پیام/m.r


 

پنجشنبه 3 مهر 1399 | 09:52

کد خبر : 37617

منتشر کننده : م ر/a

خادم قران کریم پاسخ پنجشنبه 3 مهر 1399 | 12:17

0
1

سلام علیکم و عرض ادب
اینجانب نیز در جنگ به جبهه رفته ام و اکنون نیز بیماری همان جبهه رفتن خود دارم ولی خودم دنبال پرونده جانبازی هم نرفتم این عرایض برای ادای احترام به جانبازان است و خاطراتی از این بزرگواران را عرض می کنم و منظور از نوشتن مشکلات خودم نیست اینجانب 2 بار در سالهای اخیر در بیمارستان توحید سنندج بخاطر بیماری بستری شده ام . اولین بار که حدود 10 روز بستری بودم و بعد از 2- 3 سال یکبار چند ساعت در اورژانس بیمارستان توحید بستری بودم .در بستری چند ساعته دوم در اورژانس بیمارستان توحید پیرمردی جانباز با نفس تنگی شدید در تخت کناری اینجانب بستری شد چون قیافه را بیاد نمی اورم تا با تصویر مقایسه نمایم شاید هم جانباز محترم جناب اقای جمال محمدی بود نمی شناختم و اکنون نیز اسم و قیافه را بیاد ندارم و مهم اصل قضیه است که خود دیدم ان بنده خدا جانباز محترم توان تنفس نداشت و گویا در منزل از اسپری اکسیژن و باز کننده مجرای تنفسی استفاده می کرد چون حالش برای تنفس اصلا خوب نبود به پرستاران می خواست بنوعی بفهماند که قبل از اقدامات دیگر اسپری به من بدهید که بتوانم نفس بکشم . بالاخره پرستاران متوجه شده و بجای اسپری اکسیزن در بیمارستان توحید فکر کنم لوله کشی است و یا کپسول بزرگ وجود دارد که ماسک اکسیژن را به بینی ان جانباز وصل نمودند و حالش بهبود یافت تا اقدامات بعدی صورت گیرد بعد از یک ساعت اینجانب مرخص شده و خداحافظی و ارزوی سلامتی برا ان جانباز محترم نمودم .
هر نفسی که می کشیم ممد حیات است و شکرش واجب است
منظور از این عرایض استفاده از سلاح شیمیایی و ایجاد بیماری تنفسی برای افراد خلاف همه اخلاق و رفتار و حتی مقررات جنگ بوده و محکوم است
موضوع دیگری که اعتقاد و عقیده ماست با احترام و ادب به جناب اقای جمال محمدی گرامی عرض می کنم که فرموده اند 8 سال پیش دکتر مرا جواب کرده بود دکترها محترمند و احترام اکمل پزشکان را نموده ام ولی ایمان و اعتقاد ما این است که المحیی یعنی زنده کننده و الممیت یعنی میراننده از اسمائ الله الحسنی است و مرگ و زندگی همه ما و از جمله دکترها نیز فقط در دست الله جل جلاله است و اخر و عاقبت همه ما نیز مرگ است ولی مرگ پایان زندگی نیست بلکه رهایی از این دنیای فانی و رفتن به دنیای ابدی با بهشت الهی است مطمئن باشید خداوند به پاس ایمان قلبی به او و حسن ظن به او که ما را به بهشت رهنمون خواهد فرمود ما را نا امید نیز نخواهد فرمود التماس دعا

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید