کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

یادداشت؛

شهید شیخ الاسلام؛ ترازوی اعمال جامعه/ امربه معروف نشانه دینی ماموستای شهید بود

مظلومیت،تکفیری، روح دینی

نزدیک به یک دهه از شهادت دکتر محمد شیخ الاسلام کردستانی مشهور به ماموستا شیخ الاسلام می گذرد ولی همچنان نام و یاد ایشان در ذهن بسیاری از مردم و جامعه دانشگاهی زنده است.

به گزارش کُردتودی، بسیاری از مدیران و افراد در جامعه متاسفانه طبق نرخ روز نان می خورند و فقط دنبال کسب منافع شخصی بوسیله یاد این افراد هستند.


اما چرا هنوز جامعه از ایشان به نام نیک یاد می کند؟ چرا هنوز جامعه دکتر شیخ الاسلام را فراموش نکرده؟جواب به این سوالات در منش و رفتار دکتر شیخ الاسلام بوده که جامعه همچنان آن رفتار و منش را فراموش نمی کنند و هر وقت رفتاری از مدیران جامعه را مشاهده می کنند با رفتار و منش دکتر شیخ الاسلام مقایسه می کنند


در واقع دکتر شیخ الاسلام برای جامعه ما یک معیار و ملاک محسوب میشود و این اوج بزرگی هر فردی در طول زندگی خودش است.

 

ایشان برای جامعه حکم معیار و ترازوی اعمال دیگران هستند.

 

اینجاست که خداوند بزرگ می فرماید که شهیدان همچنان زنده و نزد خداوند رزق و روزی دریافت می کنند. منظور خداوند دقیقا اینست که شهیدان در جامعه تبدیل به ترازو و معیاری میشوند که دیگران خودشان را براساس او ارزیابی می کنند و خداوند بخاطر اینکار به شهیدان رزق و روزی می دهند.

 

انصافا م یتوان گفت که دکتر شیخ الاسلام بخاطر اینکه ترازو و سنجش اعمال جامعه است همچنان در نزد خداوند رزق و روزی دریافت می کنند و این چه سعادت بزرگی است که نصیب هر کسی نمیشود و دکتر شیخ الاسلام چون لیاقت و شایستگی این مقام را داشت خداوند به ایشان عنایت فرمود.

 

اما دکتر شیخ الاسلام به دلیل داشتن چند ویژگی به این مقام بزرگ دست پیدا کرد که امیدوارم مابقیه مدیران جامعه رفتار و منش خودشان را براساس دکتر شیخ الاسلام مورد ارزیابی قرار دهند.

 

اولین ویژگی ایشان این بود که از مسند قدرت با جامعه سخن نمی گفت،بلکه از سطح همنشینی و خدمتگزاری با جامعه سخن و حرف میزد،این ویژگی چیز ساده ای نبود و امثال دکتر شیخ الاسلام به دلیل داشتن شخصیت معنوی به درجه دست پیدا کرده اند.

 

امروز وقتی به جامعه نگاه می کنیم که همه افراد براساس مقام و جایگاهی که دارند با مردم سخن می گویند،حتی آبدارچی یک اداره از مسند قدرت با ارباب رجوع سخن می گویند،در حالی که دکتر شیخ الاسلام با وجود اینکه نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبر بودند ولی هیچ وقت از مسند قدرت و جایگاه با ما سخنی نمی گفت.

 

انصافا ایشان نمونه سخن شهید بهشتی است که می فرمود که ما شیفتگان خدمت هستیم نه تشنه قدرت. دکتر شیخ الاسلام به معنای واقعی کلمه از خدمت کردن به مردم و با مردم بودن را همچون آبی می دانست تشنگی را رفع می کند.

 


اما امروز مدیران جامعه متاسفانه تنها چیزی که انجام نمی دهند خدمت کردن به مردم است، ویژگی دوم ایشان داشتن علم و معرفت بود.


ایشان انصافا چراغ علم و دانش در استان بودند و بسیاری از دانشجویان و تشنگان علم و معرفت از دامن دکتر شیخ الاسلام سیراب میشدند و روح حقیقت جویی و حق طلبی را از دکتر شیخ الاسلام طلب می کردند.

 

ولی امروز متاسفانه بسیاری از مدیران ما با وجود داشتن مدارک دانشگاهی و ژست گرفتن هنگام مطالعه با کتاب های نیچه،هگل و کانت ولی هنوز منبع معرفت و دانش نیستند و همه چیز را برعکس یاد گرفتند،حتی جامعه دانشگاهی ما متاسفانه از این قاعده جدا نیستند و فقط با داشتن مدرک تصور می کنند که به علم و معرفت دست پیدا کرده اند.


اما کسب علم و دانش صرفا روش تجربی ندارد،بلکه انسان باید از روش های دیگر از جمله دینی و فلسفی هم به دنبال دانش و معرفت باشند و دکتر شیخ الاسلام برای کسب علم و دانش از همه روش استفاده کرد و به همین دلیل ایشان منبع معرفت و دانش بودند و با شهادت ایشان متاسفانه چراغ معرفت و دانش در استان خاموش شد.


ویژگی سوم ایشان این بود که از میدان عمل دنبال کسب انسانیت و دین نبود،بلکه اعتقاد داشت که از میدان عمل اصول اخلاقی و دینی استخراج نمیشود و انسان برای کسب این اصول باید بیرون از میدان عمل توجه کنند.


این حرف ایشان انصاف درست و منطقی است،زیرا میدان عمل هر روز تغییر می کنند و انسان نمیتواند که اصول اخلاقی از جمله راستگویی،وفا به عهد،درستکاری و صداقت را براساس میدان عمل قبول کنند.


میدان عمل در اختیار همه افراد جامعه است و هر کسی براساس شرایط درونی خودش اصول اخلاقی را تدوین می کنند و انسان نمی داند که تکلیف او در جامعه چیست. امروز راستگویی متاسفانه تبدیل به ضد اخلاق شده و دروغ و چاپلوسی سکه روز شده و اگر ما طبق میدان عمل اقدام کنیم باید به یکدیگر دروغ بگوییم و این بر ضد اصول دینی و انسانی است.

 

اگر ما امروز دروغ بگوییم پس چرا دین اسلام را قبول کرده ایم؟دین برای اصلاح رفتارهای فردی از جمله اصول اخلاقی آمده است،پس نقش دین چه میشود؟

یا دین اسلام اشتباه است و یا میدان عمل اشتباه است؟ دکتر شیخ الاسلام هیچ وقت در میدان عمل دنبال اصول اخلاقی نبود و این منش و عقیده بخاطر داشتن معرفت و دانش ایشان بود که نمیتوانست روح حقیقت جویی خودش را فریب دهد.

 

اما امروز متاسفانه مدیران و حتی جامعه دانشگاهی همه آنها در میدان عمل دنبال کسب انسانیت و دینداری هستند،ما منکر فعال بودن در میدان عمل نیستیم،ولی عقیده ما اینست که از میدان عمل انسانیت و دینداری بیرون نمی آیند و افرادی که در میدان عمل دنبال کسب انسانیت هستند باید از آنها سوال کرد که ملاک شما در میدان عمل چیست؟میدان عمل هر روز تغییر می کنند،پس معیار شما در این تغییرات پی در پی چیست؟هر روز با تغییر میدان عمل مسلما معیار هم تغییر می کند،پس شما بر اساس چه معیاری دنبال انسانیت هستید؟ در واقع میدان عمل نمیتواند ملاک درستی برای تصمیم گیری های جامعه باشد،بلکه باید به دنبال کسب شناخت باشیم و کسب شناخت هم از طریق میدان عمل به دست نخواهد آمد.

 

اما ویژگی دیگر دکتر شیخ الاسلام در داشتن روح دینی و اسلامی ایشان بود، و یکی از نشانه های دینی ایشان داشتن امر به معروف و نهی از منکر بود.

 

در واقع دکتر شیخ الاسلام این امر را وظیفه ذاتی خودش می دانست و همیشه نسبت به دیگران احساس مسئولیت داشت. این ویژگی ناشی از درک انسان شناسی ایشان بود،امروز بعضی از مکاتب فکری به دنبال ایجاد تضاد در جامعه هستند،زیرا به عقیده آنها وجود تضاد باعث ایجاد حرکت و قیام کردن در جامعه میشود ولی هیچ وقت فکر نمی کنند که ایجاد تضاد کینه ها و نفرت ها را زیاد می کنند و این نکته مهمی بود که از نظر دکتر شیخ الاسلام مخفی نبود و به همین دلیل ایشان نمیتوانست نسبت به دیگران بی تفاوت باشد،زیرا عقیده داشت که بی تفاوتی نسبت به دیگران باعث شکل گیری کینه و نفرت در جامعه میشود و در نتیجه از طریق امر به معروف و نهی از منکر نسبت به دیگران احساس مسئولیت می کرد.

 

اما بعد از بیان این ویژگی ها باید این نکته را تذکر داد که امروز متاسفانه جای ایشان در این وضعیت و مشکلات موجود احساس میشود و حتی میتوان گفت دکتر شیخ الاسلام یک نعمت الهی بود که متاسفانه فرقه باطل تکفیری از ایشان کینه و نفرت داشتند و ایشان را در اوج مظلومیت متاسفانه شهید کردند،اگرچه از فرقه باطل و ارتجاعی نمیتوان زیاد انتظار داشت،زیرا همین که خداوند بزرگ آنها را جز فرقه باطل قرار داده است به نظر بنده بزرگترین عذاب و رسوایی برای این فرقه باید دانست.

 

یادداشت: مختار سلیمانی 

 

انتهای پیام/q.p

پنجشنبه 27 شهریور 1399 | 06:05

کد خبر : 37522

منتشر کننده : گ.ظ

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید