کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

سین جیم کردتودی:

شعر فریاد وجدان شاعر است/ شاعری در محضر رهبر انقلاب برایم ماندگارترین خاطره شد

شاعر، غزل سرا، کردستان

امجد ویسی شاعر کُرد که عاشقانه شعر می سراید، آن را فریاد وجدان شاعر میداند و می گوید: شعری که در محضر رهبر انقلاب سرودم تا ابد ماندگارترین خاطره برایم رقم خورد.

به گزارش کُردتودی، گروه سین جیم قصد دارد هر هفته سراغ یکی از افراد موفق استانی رفته و با آنها گفتگویی داشته باشد، که اولین سین جیم این رسانه به سراغ شاعر کردی رفته است که شعر را فریاد وجدان و  دوستی برای تنهایی ها میداند.

 

سین: لطفا خودتان را معرفی کنید؟

جیم: امجد ویسی هستم  متولد 1355 در یکی از روستاهای استان کردستان به دنیا آمدم ، از چهار سالگی  به بعد در سنندج زندگی کرده ام و تمام دوران تحصیلاتم را در مدارس استان کردستان به تحصیل پرداختم، کارشناسی ادبیات عرب را نیز در دانشگاه کردستان به اتمام رساندم.

 

سین:چی شده که به شعر و شاعری روی آوردید؟

جیم: سال اول دبیرستان با یکی از معلمین ادبیاتم به نام استاد حسام الدین امین  که تحصیل کرده اروپا بودند آشنا شدم ایشان بعد از سالها اقامت در کشورهای اروپایی به ایران برگشتند و تدریس  و خدمت در دبیرستانهای استان کردستان را انتخاب کردند که در کتاب برهان الدین ایاضی به نام شارکم سنه  از استاد امین به عنوان بزرگترین  دانشمند کرد یاد شده است  این استاد بزرگوار برای اولین بار وقتی در کلاس در حاضر شد از ما خواست که یک بیت شعر را حفظی  قرائت کنیم و همین امر مرا به استاد امین و شعر و شاعری علاقمند کرد و همین امر باعث شد که من بتوانم در سال دوم دبیرستان بالغ بر بیست هزار بیت شعر را حفظ کنم. و در سال سوم برای اولین بار موفق به کسب مقام اول کشوری در حوزه شعر شدم.

 

سین: بیشتر در چه حوزه ای شعر می سرایید؟

جیم:بشتر در حوزه اجتماعی شعر می سرایم  که این نوع شعر خود قالبها و موضوعات مختلفی را مانند شعر حماسی، شعرعاشقانه،شعر عارفانه،را در بر می گیرد و بیشتر در قالب غرل،کلایسک، دوبیتی، و ربائی  کار میکنم.و بعضی مواقع نیز بخاطر حس و حال خودم  اشعاری را در مدح و ثنای اهل بیت  میسرایم.

 

سین:از مهمترین اثر ادبیتان برایمان بگویید؟

جیم:مهمترین اثر ادبی من همان شعر عاشقانه ای بود که در محضر رهبر قرائت کردم که بسیار مورد تشویق حضرت آقا قرار گرفت و در کتاب چهارم به عنوان ام دنگه دنگی روحمه  به چاپ  رسید.

 

سین:گرایش اصلی شما در شعر به چه صورت  است؟

جیم: به شعر کلاسیک  در شعر کردی به سرودهای ماموستا نالی  و درشعر  فارسی به سرود های صائب تبریزی و حافظ گرایش داشته  و این باعث شد که من در سرودن شعر تحت تاثیر یک نفر قرار نگیرم و همین امر باعث می شد که احساس کنم که سبک خاصی برای خود در شعر دارم.

 

سین:نظر شما به عنوان یک شاعر در مورد فضای مجازی و آسیب های مخرب آن چیست؟

 

جیم: در این زمینه باید گفت که متاسفانه  فضای مجازی زنگ خطر پیش‌روی ارتباطات انسانی است و سرگرمی‌های مجازی در این حوزه ، موجب کاهش علاقه جوانان به مشارکت‌های اجتماعی و فعالیت‌های مدنی شده و ممکن است بر  مهارتهای اجتماعی آنان نیز  تاثیر منفی بگذارد .

 

سین:نظر شما در مورد شعر عاشورایی چیست؟


جیم:شعر عاشورای یکی از شعرهای است که در ایران بسیاری از شعرا در این زمینه به سرودن شعر می پردازند در این شعر بیشتر اشعار راجع به اهل بیت و امام حسین (ع) است


سین: بفرمایید که چرا شعر را انتخاب کردید؟


جیم:من شاعر هستم و فکر میکنم که  شعر مرا انتخاب کرده است و به نظر من شعر دوستی برای  تمام تنهایی هاست وبه قول بحجت یحیا یکی از ترانه سراهای معروف شعر،  فریاد وجدان هر شاعر است و باید بگویم که من با شعر نفس میکشم.

سین:بفرمایید که شما بیشتر چه کتابهای را مورد مطالعه قرار می دهید؟


جیم: بیشترین مطالعه من در زمینه شعرهای  نو و شعرایی مانند شیر کوه به کس،عبدالله پشو،لطیف هلمت؛رفیق صابر،عثمان شیدا و در شعرهای فارسی به شعرایی مانند نیما یوشیج مهدی اخوان ثالث و شعرهای که به سبک هندی  سروده شده اند و چون رشته تحصیلیم ادبیات عرب است به شعرای عرب نیز که در این حوزه بسیار توانمند هستند علاقمندم.
 


سین: تا کنون توانسته اید چند درصد از کتابهای شعر را حفظ کنید؟


جیم:از سال دوم دبیرستان حفظ اشعار از کتابهای مختلف را شروع کردم  که در همان سال توانستم  بیست هزار بیت شعر را حفظ کنم و فکرمیکنم در زمینه علاقه بسیاری دارم .


سین: زیباترین هدیه ای که تا حالا گرفتید ؟


جیم: فکر میکنم شما اولین کسی هستید که این سوال را میپرسید و بسیارمشتاق پرسیدن این سوال بودم چرا که اولین و زیبا ترین هدیه مربوط به سالها قبل یعنی سال دوم دبیرستان زمانی که برای اولین بار شعر می سرودم است که اولین هدیه را ازدست استاد و مشوق اصلیم در این حوزه که یک خود نویس بود را جایزه گرفتم که همین الان نیز آن هدیه را دارم.زیرا آن هدیه مرا به یاد اولین شعری که سرودم می اندازد.


سین: دیدار با رهبری چه حسی برای شما داشت و چه احساسی داشتید که در محضر ایشان شعر میخوانید؟


جیم: با توجه به اینکه آن روز برای من روز پر استرسی بود اما دیدار با رهبری که در نهایت سادگی وصمیمیت و در اوج افتخار و با اسقبال بسیار خوب ایشان بود زیباترین احساس را تجربه کردم و همین امر باعث شد که من نیز زیباترین غزل عاشقانه ام را عاشقانه تقدیم ایشان کنم و هنوز هم جمله رهبر عزیزمان را که فرمودند: خدا شما را برای نگهداری از شعر و ادبیات کردستان حفظ کند را فراموش نکرده و نخواهم کرد.


سین:اولین شعری که سرودید چه شعری بود؟
جیم:شعر عاشقانه ی حماسی که در مورد کردستان بود.

 

سین:از شیرین ترین و تلخترین خاطره زندگیتان برایمان بگویید؟


جیم؟از آنجا که زندگی لحظه های تلخ و شیرین بسیار دارد تصمیم گرفتم که تمام تلخی های آن را به دست فراموشی بسپارم و لحظه های شیرین را در ذهن به یادگار بگذارم که زیباترین و شیرین ترین آن دیدار با رهبری و گرفتن اولین هدیه در حوزه سرودن شعر بوده است.


سین:نظر شما در مورد برگزاری جشنواره چیست؟


جیم: برگزاری جشنواره ها هم خاصیت دارد هم جای نقد خاصیت آن این است که شعرا را به هم نزدیک و سبک های مختلف را معرفی میکند و نقد آن این است که شعرا را یک بعدی تربیت میکند چون شاعر فقط به این فکر میکند که باید موضوعی شعر بسراید در حالی که شاعر باید جوششی شعر بسوراید یعنی از دل براید و بر دل نشیند.


سین:آیا از شاعری در آمدی هم کسب میکنید؟


جیم:بله باید گفت در این عصر از هنر به عنوان صنعت یاد می کنند و این میتواند در زمینه اقتصادی نیز موثر باشد.


سین: از مشکلاتتان در حوزه شعر و شاعری بفرماییدو خواسته شما از مسوولین چیست؟


جیم:این حوزه مانند همه حوزه های دیگر مشکلات خاص خود را دارد خواسته بسیاری از شعرا و هر هنرمندی این است که مسوولین به این  قشر توجه کنند و در جهت ارتقا آنان کوتاهی نکنند.


سین: توصیه شما به شعرای جوان چیست؟


جیم:توصیه ای که من در انجمنهای شعر به شعرا میکنم این است که شعر بسیار بخوانند و سرودن شعر را با خواندن شعرهای کلاسیک آغاز کنند.

سین:نظرتان را راجع  به این جملات بفرمایید:

اولین استاد:استاد اخلاق

 حافظ:شاعر بدون تکرار

 شعر: نفس

 زندگی: امید

 رهبر :مهربان

فضای مجازی: ویرانگر

 

امجد ویسی از استان کردستان در ابتدای شعرخوانی خود ابیاتی را به زبان کُردی از یک شاعر بزرگ کُرد، ملا مصطفی بهسارانی در محضر رهبر انقلاب قرائت کرد که ترجمه‌ی آن در ذیل آمده است و سپس به قرائت شعر خود پرداخت.

 

ترجمه شعری کردی از ملا مصطفی بهسارانی

عزیز! من در آن وقتی که خوابم خیلی عمیق و رؤیایی می‌شود
دوست دارم که شما را در خواب ببینم
و قدم‌های مبارک شما را بر دیدگان خودم به تصویر بکشم
و اگر این را هم نتوانستم
دوست دارم با مژه‌هایم
خاک رد پای شما را جارو بکنم
اگر لیاقت داشته باشم



http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/home/rect-1-n.gif دو

روزی که نگاهم به دو چشمان تو افتاد
همچون غزلی دست به دامان تو افتاد

ای پر ز اساطیر! تو آیا خبرت هست
بیژن به ته چاه زنخدان تو افتاد؟

سعدی همه عرفان شد و در شعر فرو رفت
روزی که مسیرش به گلستان تو افتاد

میخانه بهانه‌ست، یقیناً دل حافظ
در بند خم زلف پریشان تو افتاد

تاریخ پر از فلسفه شد، عشق درخشید
چون پای ارسطو به دبستان تو افتاد

ای کاش که بر گونه‌ی تو دسترسم بود
چون قطره‌ی اشکی که ز چشمان تو افتاد

مبهوت هوس‌های زلیخایی خویشم
گر یوسف من در کف زندان تو افتاد

گفتی که فراموش کنم نام تو را...‌ خیر!
این درد من از نسخه‌ی درمان تو افتاد

 

انتهای پیام/m.r

چهارشنبه 17 مهر 1398 | 07:04

کد خبر : 34082

منتشر کننده : گ.ظ

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید