کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

روایتی از زندگی خواهر و برادر نابینا؛

نگاه پر از غم پدر و مادر امید و ندا دو دانش آموز نابینای دهگلانی

دانش اموزان نابینای دهگلانی,کمک خیرین, حس مادری,نگاه غمگین پدر ومادر امید وند,معالجه ,

حکایتی غمگین از دو دانش آموز خواهر و برادر نابینا که آرزوی آنان دیدن پدر و مادر و دوستانشان است.

به گزارش کُردتودی، تصور دنیایی تاریک و بدون رنگ برای هر انسان بینایی دور از تصور است؛ چشم بستن به روی دنیایی که هر روز در گذر تاریخ و زمان بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و هزاران در هزار رنگ، در آن جای گرفته است.


 
 روستایی دور افتاده چاغربلاغ به فاصله 50 کیلومتری از شهردهگلان آرمیده در کنار کوه پنجعلی با مردمانی سخت کوش کشاورز ودامدار وجود صفا وصمیمت در آنجا موج می زند اما حکایت از وجود 2 دو خواهر و برادر دانش آموز نابینا امید و ندا بسیار غمگین است.


 
در این روستا خانواده ای با هزاران امید تشکیل می شود هر چند امید پدر و مادر به فرزندان اما در این خانواده حکایتی غمگین از وجود دو فرزند نابینا دارد شاید نگرانی از مشکلات مالی برای آنان قابل تحمل باشد اما مشکل بینایی دو فرزندشان دردی بزرگ در سینه رضا و شیدا پدر و مادر این دو دانش آموز نابینا بود که برای اطرافیان هم این حس غمگینی قابل حس و لمس بود.


 
 به خانه رضا و شیدا پدر و مادر امید وندا وقتی وارد شوی در آن هرچند نشاط  و شادی فرزندان به آنان روحیه می داد اما سکوتی عجیب توام با غم و نگرانی در چهره پدر ومادر خانواده به عینه حس می شد اما فرزندان نگرانی عمیق پدر و مادر را با چشم نمی توانستندنظاره گر باشند هر چند احساس خوشحالی پدر و مادر را با گوش می شنیدند اما شاید نگرانی چهره پدر و مادر را هیچو قت نظار گر نبودند.


 
رضا زارعی پدر امید و ندا می گوید امید زندگی من همین دو فرزند است هرچند شاید امیدم به زندگی روحیه شاد بچه هایم است اما آرزوی من معالجه چشم فرزندانم و دیدن من، مادر و همکلاسیهایشان است.

 

رضا از نظر مادی بسیار ضعیف می باشد و از خیرین و مسئولین می خواهد برای معالجه فرزندانش روشنایی را به دنیای تاریک فرزندان و خانواده اش باز گردانند.

 

 رضا از شغلش که کار گری است می گوید کشاورزی و دامداری هم ندارد و در اینجا کارگری فصلی است و در سال شاید 3 ماه بتواند کار کند و به خاطر بچه هایش هم نمی تواند به تهران برای کار برود.


 
 شیدا مراد پور مادر امید و ندا با نگرانی شدید از وضعیت آینده دو فرزندش با حس مادری که با ناله هم همراه است دردی سوزناک و چهره غمگین مادرانه اش انسان را مات و مبهوت می کرد.


 
 شیدا می گوید: ما به علت مشکلات مالی نتوانستیم امید و ندا را برای معالجه پیش پزشک ببریم  و در 4 ماهگی امید را نزد پزشک بردیم که قرار بود نزد پزشک متخصص برویم که به علت عدم توانایی مالی نتوانستیم.

 

 اما لحظات غمگین شیدا مادر امید وندا و نگاه پر ازغم مادرانه به فرزندانش براستی انسان را در غم وماتم فرو می برد لحظات بسیار سنگین وغمگینی بود.


 
 در خواست این پدر و مادر جوان از خیرین و مسئولان و پزشکان کمک برای معالجه فرزندانشان بود براستی خیرین شهرستان دهگلان و استان کردستان امروز امید وندا چشم انتظارهمت شما هستند و به امید دیدن و نظاره همکلاسیها و پدر و مادرشان نشسته اند.


 
امروز دیگر وقت همت است نزارید آروزی امید و ندا به فراموشی سپرده شود و نگذارید دنیای تاریک امید و ندا برای همشیه تاریک بماند زیرا پدر و مادر امید و ندا  آرزوی روشن شدن دنیای فرزندانشان را دارند.


 
امید زراعی دانش آموز نابینا پایه اول دبستان در جواب خبرنگار کردتودی می گوید: خواسته ای از مسئولان دارم که برای معالجه من و خواهرم به پدرم کمک کنند.

 

 امید می گوید: به دوچرخه سواری علاقه دارم اما به علت نابینای قادر به اینکار نیست، دوچرخه ندارم اخر نمیتوانم ببینم ، آیا روزی می شود که من بتوانم مثل دوستانم ببینم ودوچرخه سواری کنم.
 

 

ندا زارعی دانش آموز نابینا پایه اول ابتدایی دختر نابینای خانواده می گوید :علاقه خاصی به دروس فارسی و ریاضی دارد هر چند ندا هم آرزویش دوچرخه سواری در کنار دوستانش بود.


 
اگر چه به ظاهر پدر و مادر امید و ندا شاید سرحال و با نشاط باشند اما دردی بزرگ در چهره غمگین آنان و در صدایشان و دلحن کلامشان حس می شد که معالجه فرزندانشان شاید بزرگترین آرزوی این پدر مادر بود.
 
 

اینجا سرزمینی است که در آن ارزش چشم و نگاه و منظر افول می کند تا محبت و همدردیها اوج بگیرد اینجا بریل و عینک دودی و عصاهای راه، راه بهانه‌اند تا خدا نهایت ایثار یک انسان را بیازماید تا آدمها فرصتی برای بی نهایت خود گذشتگی از خود داشته باشند.
 
 
 آرزوی این خانواده معالجه چشم فرزندان نابینایشان است اما متاسفانه به علت مشکلات مادی نتوانستند نزد پزشک متخصص برای معالجه فرزندانشان بروند.


 
تصور دنیای رنگی برای کودکی که از بدو تولد دنیا را تاریک و تار دیده تنها یک آرزو است، کودکی که از کودکی تنها توانسته دنیایش را لمس کند و بو بکشد و تنها با تصوراتش زندگی کند، بسیار سخت است اما امروز که در دنیایی از تکنولوژی قرارگرفته‌ایم باید بتوانیم تصورات و لمسِ نگاه کودکان نابینا را نسبت به جامعه تغییر دهیم و آن‌ها را عضوی توانمند و با استعداد در جامعه بپذیریم.

 

نخستین تلاش‌ها در زمینه آموزش نابینایان در ایران به سال ۱۲۹۹ شمسی مربوط می‌شود. در این سال کار تعلیم و تربیت دانش‌آموزان نابینا با جذب ۵ دانش‌آموز نابینا در مدرسه‌ای در تبریز آغاز شد و امروز پس از گذشت نزدیک به یکصد سال شاهد رشد انسان‌های روشن‌دلی هستیم که توانسته‌اند نه‌تنها رو به انزوا نگرفتند بلکه خود را موفق‌تر از سایر افراد جامعه نشان دهد.


 
این دانش آموزان که از نعمت دیدن محروم هستند در کنار دیگر دانش آموزان در مدارس تحصیل می کنند اما کمی نوع آموزششان متفاوت تر بادیگران است آموزشی  که اگر روند آن تسهیل شود مطمعنا این دانش آموزان بیشتر از گذشته خواهند درخشید.

 
مردم باید به این دانش‌آموزان نگاه از نوع دیگر نداشته باشند؛ چرا که این نوع نگاه برای پدران و مادران سخت است و از معلمان و مسئولان می‌خواهم رسیدگی بهتری به این دانش‌آموزان داشته باشند و در صورتی که باید امکانات مدارس استثنایی از عادی بیشتر باشد، اما متأسفانه این‌طور نیست.


 
خیرین و کسانی که قصد کمک برای معالجه امید و ندا را دارند باشماره کارت های امید و ندا زارعی می توانند کمکهای خود را وارریز نمایند.

 

شماره کارت بانک رفاه ندا زارعی

5894631545118465

شماره کارت بان رفاه امید زارعی
5894631545120412

 

انتهای پیام/m.r

شنبه 15 تیر 1398 | 07:57

کد خبر : 33328

منتشر کننده : الف ق/d

خادم قران کریم پاسخ شنبه 15 تیر 1398 | 12:20

0
1

سلام علیکم و عرض ادب
چنین کاری و مشکلی برای هر کسی ممکن است پیش اید و هیچ کسی مصون نیست اینجانب 2 پسرم را در همین 3-4 سالگی و در غربت و با بیماری که جشمان هر دو فرزندم عمل جراحی نیز شدند از دست دادم . بیماری فرزند را به همین دلیل خوب درک می کنم و عذابهایی را که کشیده ایم را بخاطر می اورم . این دو جگر گوشه هیچ فرقی با 2 فرزند دیگر که دارم ندارند . بر اینجانب اسم خیر نمی توان گذاشت خیر بودن شرایط و امکانات زیادی نیاز دارد که ندارم و شامل ان نیستم و از مطرح شدن خیر بودن نیز فراری هستم . یک مبلغ اندکی که توان مالی ام همین اندازه است به حساب ان بزرگواران پدر و مادر واریز خواهم کرد . از سایت وزین کرد تودی نیز قدردانی می نمایم که این مورد را پخش می کنند تا اگر خیری باشد خیرات خودش را به حساب نیاز مند واقعی واریز نماید و گول تکدی گر را نخورد که اینجانب و خانواده ام چندین بار گول تکدی گر را خورده ایم . در موارد قبل که دیده ام چنین مشکلاتی پیش امده است و حل شده است سالها قبل با یک نماینده سنندج که رفیق بودم در دفترش بودم که یک نفر از اهالی دهگلان با بچه بیمار در بغل امد و مشکلاتش را گفت که مفصل است بلاخره نتیجه این شد که نماینده گفت روز 3 شنبه بیا تهران به دفترم با خود نماینده قروه و دهگلان مشکل ترا حل می کنیم . و حل کردند مورد دیگری نیز پیش امد که بعدا سوال کردم چکار برای فلاان بیمار کردی گفت بچه بیمار را بغل کرده و به صحن علنی مجلس بردم و از هر نماینده ای 200 - 300 هزار تومان کمک از جیب خودشان جمع کردم و تصادفا وزیر بهداشت نیز همان روز در مجلس بود به ایشان هم معرفی کردم با دادن جا و مکان اقامت و بستری شدن در یکی از بیمارستانهای مجهز تهران عمل جراحی شد و بعد از مدتها که این نماینده به روستایی در حوزه انتخابیه رفته بود همان بچه را که نمی شناخت ولی ان بچه امده بود جلویش شعر خوانده بود و گفته بود همان بچه بیمار هستم. اکنون دیگر ان شخص نماینده نیست ولی نمایندگان فلای وجود دارند و می توانند چنین اقدامی بکنند و وظیفه اشان هم هست . افرادی مثل اینجانب که پول قابل توجهی نداریم ولی در حد توان خود چشم و اطاعت / از سایت وزین کرد تودی 2 خواهش دارم
1- این خبر را بخاطر رضای خدا چند روزی و یا هفته ای در صفحه اول قرار دهند
2-- به افرادی که مسئولیت دارند و یا امکاناتی دارند که زیاد هم هستند بنوعی اطلاع رسانی فرمایند
اینجانب نیز لینک این صفحه را برای نمایندگان فعلی مجلس که ایمیل یعضی هایشان را دارم و یا در صفحه ارتباط با ما سایت نمایندگان دیگر قرار خواهم داد با اجازه شما
اجرکم علی الله

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید