کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

گزارش؛

دادگاه خانواده؛ سکانس پایانی زندگی مشترک/ میانگین سنی مطلقه ها در کردستان چقدر است؟

راهروی خانواده، زندگی مشترک ، طلاق، سکانس پایان زندگی، دادگاه خانواده در سنندج

این روزها دادگاه‌های خانواده میزبان زوج‌های جوانی است که گه‌گاه با جنجال و اکثراً به صورت توافقی خواستار طلاق هستند، کافی است یک ساعت در راهروی دادگستری سنندج قدم بزنید تا مردان و زنانی را ببینید که آمده‌اند تا هرچه زودتر اجازه حک شدن مهر «باطل شد زندگی مشترک» را روی عقدنامه‌هایشان بگیرند، مهری که به قول خودشان حکم رهایی از یک زندگی تلخ و سراسر کشمکش است.

به گزارش کُردتودی، سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندند؛ ازدواج من کار اشتباهی بود. ۴ ساله که دارم تقاص اشتباهم رو پس می دم و نمی تونم از این مهلکه ای که خودم رو توش انداختم، نجات پیدا کنم. مرد با صدایی کمی بلندتر: آره خب، یادش رفته چقدر به این در و آن در زد تا بالاخره خانواده اش رو راضی کرد.همهمه ای به پا می شود و در آخر هم این مردم هستند که با پادرمیانی آخرین ساعت این زندگی مشترک را ختم به صلح و آرامشی هرچند کوتاه می کنند. این گفت وگوها برگرفته از یک فیلم خانوادگی، نمایشنامه و رمان نیست، بلکه دیالوگ های زوج جوانی است که در دادگاه سنندج آخرین حرف هایشان را با هم رد و بدل می کنند.

 


راهرو های دادگاه مملو از جمعیت است و نزد هر کدام از آدم ها که بروی، بی هیچ ملاحظه ای از سیر تا پیاز زندگی شان را برایت تعریف می کنند. از اعتیاد شوهر و بیکاری اش تا خیانت همسر بعد از ۲۳سال زندگی مشترک و داشتن دو پسر دم بخت.

 


این روزها دادگاه‌های خانواده میزبان زوج‌های جوانی است که گه‌گاه با جنجال و اکثراً به صورت توافقی خواستار طلاق هستند، کافی است یک ساعت در راهروی دادگستری سنندج قدم بزنید تا مردان و زنانی را ببینید که آمده‌اند تا هرچه زودتر اجازه حک شدن مهر «باطل شد زندگی مشترک» را روی عقدنامه‌هایشان بگیرند، مهری که به قول خودشان حکم رهایی از یک زندگی تلخ و سراسر کشمکش است.

 


متأسفانه امروزه بیشتر زندگی‌های مشترک خیابانی، کور کورانه، بدون شناخت و درک درست از زندگی مشترک و بر اساس تعبیر غلط از دوست داشتن تشکیل می‌شود و همین موضوع آرمان‌ها و ارزش‌های بنیان خانوده را به چالش کشیده و زمینه را برای بروز اختلافات اساسی در زندگی فراهم می‌کند، شاید از دوندگی در این راهروها خسته و کلافه شده اند اما می گویند جدایی بهتر از زندگی با ... است .

 


روزگاری همه و همه دست به دست هم داده بودند تا امکان ازدواج برایش را در پیش بگیرند اما اکنون خود ماه ها وسال ها در راهروهای دادگستری سرگردان است تا حکم طلاق را بگیرد .

 

 

میانگین سن طلاق بار اول مردان ۳۴ سال و زنان هم ۲۹ سال بوده است

 

به گفته ی حسن صومی مدیر کل ثبت احوال استان کردستان چهار هزار و ۴۱۷ واقعه طلاق سال گذشته در این استان به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن چهار دهم درصد افزایش داشته است.

 

وی اضافه کرد: بر این اساس نرخ خام حاصل از ثبت طلاق در استان ۲.۷ درهزار بوده که مریوان با ۳.۴ در هزار بیشترین و سروآباد ۱.۵ در هزار کمترین ثبت طلاق را داشتند.

 

مدیرکل ثبت احوال کردستان با اشاره به اینکه میانگین سن طلاق بار اول مردان ۳۴ سال و زنان هم ۲۹ سال بوده است، افزود: بیشترین طلاق ثبت شده در مردان مربوط به گروه سنی ۳۰ تا ۳۴ و در زنان ۲۵ تا ۲۹ سال بوده است.

 

صومی به میزان دوام ازدواج در زوج های استان اشاره کرد و گفت: ۱۷.۱ درصد طول مدت ازدواج زوجین که طلاق گرفتند در استان کمتراز یک سال و در مجموع ۵۲.۶ درصد طلاق ها مربوط به پنج سال اول زندگی مشترک بوده است.

 

 

تجربه ی تلخ اما حقیقی


ش. ر یکی از خانم های مراجعه کننده به دادگستری جهت جدایی از همسرش است کنارش دختری مظلوم و گویا فراموش شده نشسته است و غمگین به چهره اش نگاه می کنم از علت حضورش در این دادگاه می پرسم و می گوید: حدود 10 سال است که با همسرم زندگی می کنم ، متاسفانه وی چند سالی است که گرفتار اعتیاد شده است و چندین بار هم ترک کرد اما دوباره به سمت مواد کشیده شده و دیگر نمی توانم با او زندگی کنم .

 

 

وی گفت: من در ابتدا که امین به خواستگاریم آمد پدرم چون او به ظاهر مردی سالم بود و دستش هم به دهانش می رسید با ازدواج ما موافقت کرد، چند سالی را خوب زندگی کردیم اما بعد از مدتی متوجه رفتارهای غیرعادی از او شدم تا اینکه متوجه شدم که حشیش و تریاک مصرف می کند وقتی موضوع را فهمیدم سعی کرد چندین بار ترک کند اما هر بار به بهانه های مختلف دوباره شروع به کشیدن مواد می کرد و حالا به خاطر تنها دخترمم که شده می خواهم از وی جدا شوم .

 

زن با صدایی بغض آلود می گوید: از دوندگی در راهروهای دادگستری خسته و کلافه شده ام اما به خاطر زندگی دخترم چاره ای ندارم .

 

بی صبرانه منتظر است که از سوی منشی دادگاه به داخل خوانده شود ، نیم نگاهی به دخترش می کند و بغض گلویش را می فشارد و می گوید : بدون دخترم نمی توانم حتی یک لحظه ادامه دهم .

 

 

وابستگی شوهرم به خانواده‌اش من را کلافه کرده  است

 

یکی دیگر از زنانی که به دادگاه خانواده آمده بود می گوید:مدت زیادی نیست که زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌ایم اما وابستگی شوهرم به خانواده‌اش من را کلافه کرده و ادامه زندگی مشترک را برایم غیرممکن کرده است.

 

وی ادامه داد: این وضع به گونه‌ای است که در مدت یک‌سالی که با شوهرم زندگی می‌کنم همیشه او به خانواده پدری‌اش بیشتر از من توجه داشته است و حتی از محل کار به خانه مادرش می‌رود، برخی مواقع نیز بدون آن که به من اطلاع بدهد، شب را نیز در خانه مادرش می ماند.

 

این زن افزود: علاوه بر اینها شوهرم در طول روز نیز هر موقع بیکار باشد، نزد مادرش می‌رود و کمتر زمانی را با من که همسرش هستم، می‌گذراند.

 


انتهای پیام/m.r

یکشنبه 9 تیر 1398 | 07:27

کد خبر : 33281

منتشر کننده : م ر/a

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید