کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

گفت‌وگو با خانواده سرباز شهیدی که تنها یک ماه به پایان خدمتش باقی مانده بود

هشت روز از شهادت آرش زارعی می‌گذرد. سرباز وظیفه‌ای که همراه با ١٠ نفر دیگر در پاسگاه مرزی دری در حوالی مریوان، به دنبال حمله مسلحانه گروه تروریستی پژاک شهید شد. جوان ٢٤ ساله‌ای که کمتر از یک ماه دیگر سربازی‌اش به پایان می‌رسید. او مهندس معمار بود...

به گزارش کُردتودی،  هشت روز از شهادت آرش زارعی می‌گذرد. سرباز وظیفه‌ای که همراه با ١٠ نفر دیگر در پاسگاه مرزی دری در حوالی مریوان، به دنبال حمله مسلحانه گروه تروریستی پژاک شهید شد. جوان ٢٤ ساله‌ای که کمتر از یک ماه دیگر سربازی‌اش به پایان می‌رسید. او مهندس معمار بود. مدتی هم در یک شرکت ساختمانی در تهران مشغول به کار شد.  حالا چند روز است که این سرباز وطن در آرامستان شهدای قروه آرام گرفته است. اما خانواده داغدار آرش از نبودش بی‌قرارند و هنوز رفتنش را باور نکرده‌اند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی «شهروند» با پدر این سرباز شهید است:

 


  چطور از ماجرای حمله به پاسگاه مرزی و شهادت آرش مطلع شدید؟

 


چند روزی بود از آرش بی‌خبر بودیم. او معمولا هفته‌ای دو بار با ما تماس می‌گرفت. جمعه‌ها هم زنگ می‌زد و با همه خانواده صحبت می‌کرد. اما آن هفته اصلا تماس نگرفت. چندبار سعی کردم با پاسگاه تماس بگیرم، اما موفق نشدم. مادرش حسابی نگران شده بود. جمعه همان هفته هم منتظر شدیم، اما خبری از آرش نشد. قرار شد فردای آن روز به مریوان برویم تا آرش را ببینیم. شنبه صبح داشتیم آماده می‌شدیم به مریوان و پاسگاه مرزی دری برویم که موبایلم زنگ خورد. مرد ناشناسی از پشت تلفن به ما گفت:«شما پدر آرش رضایی هستید، او شهید شده.» من اولش باورم نشد، چون فامیلی را اشتباه گفته بود، بعد چندتا نشانی داد، همش درست بود. یعنی همه آنها مشخصات آرش بود. ساعت ١٠:٣٠ بود که این خبر را شنیدم. همه دنیا روی سرم خراب شد. آنها فقط فامیلی آرش را اشتباه کرده بودند.

 

آنها به ما گفتند که ساعت ٣ صبح شنبه به پاسگاه حمله شده و ١١ نفر شهید شده‌اند و سه نفر از آنها قروه‌ای بودند. البته شهید حضرتی و عبدی اهل روستاهای اطراف قروه هستند. ما ساکن خود قروه هستیم.


  آرش چند سال داشت؟


متولد ٧٣ بود. آرش بچه اول من بود. داغ فرزند خیلی سخت است. من و مادرش او را خیلی دوست داشتیم.

 


  تنها پسر شما بود؟


نه، من دو پسر دیگر دارم که از آرش کوچکتر هستند. یک دختر هم دارم.


  چقدر به پایان سربازی‌اش مانده بود؟


کمتر از یک ماه دیگر خدمتش تمام می‌شد. ١٢ ماه خدمت کرده بود، ٦ ماه هم کسری خدمت داشت. سختی محل خدمت هم داشت. به همین خاطر قرار بود اواخر این ماه سربازی‌اش تمام شود. همین موضوع من و همسرم را بیشتر آزار می‌دهد، فقط به خاطر چند هفته آرش شهید شد.

 


  آرش از همان ابتدا در پاسگاه مرزی مشغول خدمت شد؟


نه. چند ماه پیش به آنجا منتقل شد. ما هم خیلی نگران بودیم. پاسگاه‌های مرزی در این منطقه خیلی خطرناک هستند. هرلحظه احتمال دارد، یک حادثه ای رخ بدهد. چندبار با او صحبت کردم. اما او به ما دلداری می‌داد. چند وقت پیش به مرخصی آمده بود، به او گفتم که من و مادرت نگرانت هستیم، اما او در جواب گفت، بابا نگران نباش هرچه خدا بخواهد همان می‌شود.

 


  آخرین بار کی او را دیدید؟


٥ تیرماه بود که به خانه آمد. دو هفته خانه بود. روز سه‌شنبه دوباره به محل خدمتش رفت. البته من خانه نبودم. برای کاری چند روزی به تهران رفته بودم. او پیش مادرش و بچه‌ها بود. وقتی من برگشتم او رفته بود. حتی نتوانستم برای آخرین بار با پسرم خداحافظی کنم.

 


  شغل شما چیست؟


من کارگر ساختمانی هستم. برای کارم به تهران رفته بودم.

 


  آرش هم در این کار به شما کمک می‌کرد؟


نه. او خودش شغل خوبی داشت. او مهندس بود. چندماه در تهران مشغول کار بود. اما به او گفته بودند که باید خدمتش را تمام کند. او  دوست داشت در همان رشته‌ای  که درس خوانده کار کند.


  او در چه رشته ای تحصیل کرده بود؟


معماری. مهندس معمار بود. در تهران در یک شرکت به طور موقت مشغول به کار شده بود که برای خدمت مجبور شد موقتا کارش را رها کند.


  کی او را دفن کردید؟


شنبه شب پیکر آرش و دو شهید دیگر این حادثه را به قروه آوردند. یکشنبه او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم. از آن روز تا الان مادرش مدام گریه می‌کند. خواهر و برادرانش مدام بهانه آرش را می‌گیرند. به خصوص دخترم. خانه ما شده ماتمکده. واقعا نمی‌دانم چه کار کنم.

 

نمی‌خواهم جلوی بچه‌ها خودم را ببازم، سعی می‌کنم همسرم را تسلی بدهم و بچه‌ها را آرام کنم. اما خودم هم واقعا تحمل این درد و داغ را ندارم. من همه بچه‌هایم را دوست دارم، اما  آرش برای من چیز دیگری بود/ شهروند

 

انتهای پیام/m.r

    یکشنبه 7 مرداد 1397 | 10:18

    کد خبر : 30480

    منتشر کننده : م ر/a

    بنده خدا پاسخ یکشنبه 7 مرداد 1397 | 10:51

    0
    0

    از خواندن این مصاحبه بشدت متاثر شدم. خداوند این جوان شهید را غریق رحمت فرماید و به پدر و مادر و برادران و خواهرش صبر عنایت فرماید.

    باقر پاسخ دوشنبه 8 مرداد 1397 | 21:17

    0
    0

    خدا رحمتش کنه خیلی پسر خوبی بود من بهاش تهران کار کردم خیلی خوش اخلاق بود روحش شاد
    از طرف خودم وبقیه بچه های بلوچ که در این کارگاه با او مشغول کار بودن به خانواده محترمش تسلیت میگیم خدا محترمشون صبر بده الهی آمین

    کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
    لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

    نام *
     

    کد امنیتی Captcha image
     
       

    ADS

    ADS

    ADS

     

     

    کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید