کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

کُردتودی گزارش می‌دهد؛

وقتی «پهلوان عزیز کردستانی» از «رضا قُلدر» باج می‌خواهد!

فرهنگ پهلوانی، فرهنگ زورخانه ای، 17 شوال، پهلوانی حضرت علی

هفدهم شوال به مناسبت روز جنگ دلاورانه مولا علی(ع) با عمروبن عبدود در تقویم رسمی کشور به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و آیین زورخانه‌ای گنجانده شده است.

به گزارش خبرنگار کُردتودی، هفده شوال روزی است که حضرت علی با عمروبن عبدود پهلوان معروف عرب مبارزه کرد و او را شکست داد و پرچم اسلام را سر بلند و پرچم کفر را واژگون ساخت، به همین دلیل این روز را به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای نامیده اند.

 

در این جنگ حضرت علی(ع) پس از شکست دادن عمروبن عبدود به طرف او رفت تا سرش را از بدنش جدا کند که عمرو آب دهان خود را به صورت مبارک مولی الموحدین انداخت؛ حضرت از جای خود برخاست و مقداری در میدان جنگ قدم زد سپس به سمت او رفت.

 

عمرو علت این کار را جویا شد، حضرت گفت: آن لحظه که آب دهانت را به صورت من انداختی من را غضب گرفت نمی خواستم تو را به این حالت بکشم؛ مقداری قدم زدم تا آرام شوم و تو را به خاطر خداوند لا شریک له بکشم.

 

به دلیل این پهلوانی، ایثار، شجاعت و از خود گذشتگی این روز را به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای نامیده‌اند.

 

 

شاید از هرکجای این کشور پهناور عبور کنیم و از مردم آن دیار نامی از کردستان به زبان بیاوریم اولین چیزی که در پاسخ خواهیم شنید پهلوان بودن مردم این استان است، این داستان تنها به چندین سال باز نمی گردد بلکه به قرنها قبل که کسانی همچون پهلوان نادر و پهلوانان دیگر نامی در این دیار داشتند باز می گردد .

 

از دوران پهلوان نادر به بعد نام قهرمانان و دلاورمردان زیادی از خطه  کردستان که در راستای جوانمردان و رادمردان قرار می گیرند به گوش می رسد و این است که ردای پهلوانی بر پهنای کردستان جولان داده شده است.

 

در چایخانه ها، زورخانه های شهر و کوچه بازارهای شهر اگر چرخی بزنیم همیشه پهلوانان و کشتی گیران زیادی را در قالب عکس و پوستر می بینیم ولی، هیچگاه بجز یک یا دو نفر، ما بقی توجهی جلب نمی کنند، شاید این بخاطر آن باشد که پهلوانان کردستان هنوز بین نسل های جدید غریبه مانده اند.

 

شاید غریبه ماندن این بزرگمردان به دلیل مشکلات زیاد امروزی جوانان و دغدغه های ذهنی آنان است، پس می طلبد که گه گاهی یادی از پهلوانانی کنیم که تمام زندگی خود را صرف امور خدمت به مردم و ورزش در گودهای زورخانه کرده اند.

 

اما این داستان زیباست، داستان مردی از کوچه پس کوچه های قطارچیان که هنوز هم داستانهای که برای بچه های آن زمان برای سر گرم کردن آنها می گفت، در بین مردم به عنوان خاطره باقی مانده است، یا همان پیر مرد خوش سیما که تا روز وفاتش هیچگاه پشت قوز نکرد و مغازه اش ملجأ بی پناهان و بی بضاعتان شهر بود.

 

سال 1287 در شهر سنندج در محله پیر قطار‌چیان در خانه "کاک خدا کرم" چوب تراش پسری به دنیا آمد که پدر به خاطر اعتقادات مذهبی او را محمد نام نهاد، محمد در همان دوران کودکی به واسطه شغل پدرش که نجار بود از 6 سالگی وارد جرگه چوبتراشان شد و شاگردی دکان پدر را لبیگ گفت.

 

گاهی با پدر به زورخانه می رفت و عاشقانه به تماشای ورزشکاران می نشست و از شنیدن افسانه پهلوانان قدیم می شکفت و دلش در طب و تاب پهلوان شدن پرپر می زد.

 

عشقش به ورزش چنان شد که در شش سالگی در دکان نجاری پدر با اره، کباده، تخته شنا آشنا و با چکش و میل گرفتن عشق می ورزید که همانا شد عشق به ورزش وی را در ایام نوجوانی به گود زورخانه کشید و در پناه پهلوان احمد لاهورپور، خلیفه ابوالمحمد زهرایی مقدم و دیگر نامدران مراحل کمال را پیمود.

 

سال ها گذشت کاک محمد هنوز در گود زورخانه های "گیو" و دیگر زورخانه ها به میل گرفتن و چرخ تیز و چمنی و کباده کشی می پرداخت تا بدن خود را در راه آن چیزی که آرزو داشت بسازد و به عشقش که پهلوانی بود دست یابد.

 

سر انجام با کشتی های که با "احمد تاج همدانی"، "فتح اله معمار نظام کرمانشاهی"، " سید احمد بوجار همدانی" و "اسماعیل کریمی" گرفت نامش بر سر زبانها افتاد و لقب"پهلوان محمد" را گرفت و هما نا شد که او به آرزوی دوران کودکیش رسید.

 

پهلوان محمد چوب تراش در جلو دکانهای معروف قطارچیان  قهوه خانه ای دایر کرد که جایگاه و مأوای مستمندان و فقیران بود که برای اثبات این موضوع هنوز افرادی بیاد دارند که پهلوان از مستمندان یا کشاورزان آن زمان در فصل زمستان که درآمدی نداشتند به آنها خدمات رایگان ارائه می داد و پول آن را در تابستان از آنها می گرفت، امری که در این برحه زمانه غریبانه مانده است.

 

او در طول فعالیت ورزشی خود مؤسس چندین زورخانه کم عمر در محلات سنندج بوده است و او تا آخر عمر و در سن 85 سالگی با قامتی پهلوان گونه و باتنی قوی و سالم در گود زورخانه در کنار جوانان ورزش می کرد و انسانی پاک و با تقوا و صالح بود که هیچگاه دل کسی را نیازرد و مهربان بود.

 

از پهلوان محمد چوب تراش خاطرات زیادی هست که هنوز سینه به سینه میان مردم رواج دارد و هنوز بازگو می شود.

 

پهلوان محمد از دوستان و یاران نزدیک پهلوان عزیز رحمانی بود که بارها در گود زورخانه در قالب ورزش سرشاخ شده بودند اما با توجه به سن بالاتر کاک محمد چوبتراش، عزیز پهلوان همیشه او را پیشکسوت خود می دانست و به گفته یکی از قدیمی های آن دوره زمانی که می خواستند برای کسی در گود ظربی بگیرند برای کسب اجازه به پیش عزیز می رفتند تا او اجازه صادر کند و او همیشه در جواب این سئوال پاسخ می داد، درست است که امروز من پهلوان شهر هستم ولی پهلوان محمد چوب تراش از من بزرگتر و پیشکسوت در این رشته است باید اول او رخصت دهد که این احترام ها و حرمت ها بود که هنوز نام پهلوانان این دیار را زنده نگه داشته است.

 

 

و اما از دیگر نام‌آوران عرصه ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای می‌توان به عزیز نامی اشاره کرد که روزگاری عزیز همه مردم کردستان بود و امروز نیز شهره بزرگی او همواره در اذهان مردم کردستان تداعی می‌شود.

 

 در روزگار محرومیت ورزش کردستان در سال 1300 در محله پهلوان خیز سرتپوله در یک خانواده ورزشی کودکی متولد شد که او را عزیز نام نهادند آنگونه از قدما شنیده ام روزهای نونهالی و نوجوانی را مثل سایر کودکان محله اش با بازیهای سنتی رایج آن زمان گذشت. از همان دوران نوجوانی عزیز یک سر و گردن از همسالانش بلندتر بود و دلاورتر. روزها گذشت و عزیز رشد کرد، سرانجام به تأسی از برادران بزرگ خود محمود خان و احمد خان در نوجوانی با عشق پای در گود گذاشت و بر خاک مقدس گود بوسه زد. عشقی سرکش و مهارنشدنی بعد از مدتی به تشویق برادران رهنمون زورخانه صحافی شد و پا در گودی گذاشت که بزرگان زیادی بر خاک آن گود بوسه زده بودند.

 

بزرگانی چون سید ظهیر، محی الدین محمد زاده، حاج علی دباغچی، پهلوان احمد لاهورپور و... عزیز با سلام و صلوات پای در گود نهاد اندام ورزیده این نوجوان مورد تحسین همگان قرار گرفت. حاج علی طوفانی کهنه سواری از شبستان بزرگ باستانی کاران لنگ را بر کمر عزیز بست و عزیز رسماً در جرگه باستانی کاان قرار گرفت.

 

مرحوم پهلوان عزیز رحمانی در آغاز راه مورد توجه پهلوان احمد لاهورپور قرار گرفت. مرحوم پهلوان احمد لاهورپور اسوه جوانمردی و تقوی بود هر آنچه می دانست در طبق اخلاص به عزیز آموخت. آشنایی با پهلوان یدالله خان محبی و حاج مصطفی طوسی انگیزه عزیز را دو چندان نمود. آوازه و شهرت عزیز از دروازه های سنندج گذشت و زنگ و ضرب همه زورخانه ها به احترامش به صدا درآمد. مرحوم عزیز رحمانی در ورزش باستانی به چنان مهارتی دست یافت که در گود زورخانه یک استثنا بود.

 

جمله معروف عزیزخان خطاب به رضا پهلوی: "اینجا آبیدر است غرب کشور، اگر عقابی بخواهد برفراز آن پرواز کند، باید پرهایش را باج دهد..."

 

مرحوم عزیز خان با وزن 90 کیلو در گود دو بار وارو میزد که چنین عملی را فقط مرحوم محمود نامجو انجام میداد. مرحوم پهلوان عزیز درک کرده بود که کشتی گل ورزش باستانی است و باید برای رسیدن به گل باید زحمت کشید. احساس میکرد گود زورخانه برای او کوچک است و ماندن در گود زورخانه و گمنامی را قبول نداشت او هدفی را دنبال میکرد که بزرگانی چون پهلوان ابوالقاسم سخدری، پهلوان مصطفی طوسی، احمد وفادار، احمد طاهری، حسن کوره پز و دیگران به آن هدف رسیده بودند یعنی کشتی گرفتن.

 

مرحوم عزیز خان میدانست کشتی مقوله ای دیگریست و فاکتورهای مخصوص به خود دارد قدرت بدنی به تنهایی کافی نیست: فن و بند، میدان دیدن، در آن روزگار و حتی بعدها کشتی گرفتن در زورخانه های سنندج مرسوم نبود مگر در حد یک سر شاخ شدن، متاسفانه زمین خوردن را در گود زورخانه ننگ می‌دانستند.

 

عزیز خان در زورخانه های سنندج یک حریف جدی نداشت و سر شاخ شدن هم جدی نبود. مرحوم عزیز خان در سنندج و در داخل گود دو بار کشتی گرفته بود. سرانجام مرحوم عزیز رحمانی به منظور رسیدن به آرزویش به اتکا به قدرت بدنی و آمادگی و شهامت بی نظیرش بدون مربی، بدون تمرین لازم برای مسابقه بزرگ در سال 1324 عازم تهران شد تا در چهار وزن پهلوانی خود را محک بزند، آنان که کشتی گرفته اند خوب میدانند که رویارویی با حریف امری دشوار است و دلهره می آورد.

 

مرحوم جهان پهلوان تختی آن بزرگ مرد کشتی میگفت حتی پوست خربزه حریف است چون ممکن است پا روی آن بلغزد و زمین بخورید. این گفته یک واقعیت است بارها اتفاق افتاده یک کشتی گیر قوی از حریفی گمنام شکست خورده است. مرحوم رحمانی در سال 1324 در چهار وزن باستانی در دسته چهل وزن در تهران کشتی گرفت، در اولین مسابقه سوم شد، مرحوم عزیز خان از تمام فنون کشتی فقط به یک لنگ پیش انداز و دست زیر بغل در مایه تند، آشنایی داشت. در سال 1325 مجدداً عازم تهران شد در آن سال بعد از احمد طاهری قهرمان معروف خراسانی به مقام دوم رسید مرحوم عزیز خان در این مسابقه به پیروزی بزرگی نایل آمد و بر سید عبدالله مجتبوی قهرمان جهان و المپیک پیروز شد. در سال 1326 عزیز رحمانی در وزن 79 کیلو کشتی آزاد در وزن ششم در کشتی کلاسیک بعد از ناصر جاوید به مقام دوم رسید. مرحوم رحمانی بعدها در ژاندارمری در تهران استخدام شد، تشکیلات ژاندارمری از امکانات خوبی برخوردار بود. مرحوم رحمانی توانست با پیگیری تمرینات کشتی لباس تیم ملی را بر تن کند. مرحوم بلور استاد بزرگ می گفت عزیز می توانست قهرمان جهان شود افسوس مرحوم عزیز خان هرگز فعل خواستن را انجام نداد. از حق نباید گذشت با وجود عدم امکانات و نبودن مربی مرحوم عزیز رحمانی در روزگاری برای کردستان افتخار آفرید که ورزش کردستان ندار بود و در فقر می‌سوخت.

 

انتهای پیام/sh.s

یکشنبه 10 تیر 1397 | 10:51

کد خبر : 30301

منتشر کننده : a.p

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

پیشنهاد سردبیر:

آرشیو پیشنهاد سردبیر

گزارش و تحلیل:

آرشیو گزارش و تحلیل
 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید