Go Up
kurdtoday
مین همچنان قربانی می گیرد:گروه : اجتماعی

جنگی که قطع‌نامه‌ی پایان ندارد

انفجار مین، مین در کردستان، جنگ، مناطق جنگی، مین گذاری، شایان

باز هم مین، باز هم مرز. اين جنگ انگار تمام شدني نيست! بر روي خاک کردستان تبعات جنگ باقي است و در زير خاکش، خود جنگ!

به گزارش کُردتودی، «برای چیدن گیاهان بهاری به بالاي تپه رفته بود كه ناگهان صداي مهيبي آمد و پسرم مجروح شد». اين را پدر شايان مي‌گويد؛ پسر 11‌ساله‌اي كه جمعه گذشته پس از انفجار مين‌هاي به‌جامانده از زمان جنگ، در نزديكي شهر سنندج دو دست و يك چشمش را از دست داد. منطقه‌اي كه سال‌ها پيش پايان عمليات پاكسازي در آن جشن گرفته شده بود اما همچنان قرباني مي‌گيرد.پدر شايان در‌حالي‌كه لرزش صدايش از پشت تلفن به‌خوبي حس مي‌شد، به «شرق» مي‌گويد: «براي تفريح به مريوان رفته و در راه برگشت به سنندج بوديم كه اين اتفاق افتاد. ساعت حدود پنج، شش عصر بود و يك ساعت مانده بود به سنندج برسيم كه بچه‌ها گرسنه بودند و از من خواستند ماشين را كنار جاده نگه‌ دارم تا عصرانه بخوريم. تازه باران تمام شده بود و هوا خيلي خوب بود. براي همين وسط سبزه‌زار‌ها رفتيم و همانجا عصرانه را خورديم. بعد از اينكه كمي آنجا استراحت كرديم، بچه‌ها به بالاي تپه رفتند تا گل و قارچ بچينند. ناگهان صداي مهيبي آمد؛ به بالاي تپه نگاه كردم، ديدم شايان با دست و صورت خوني 20 متر به طرف پايين آمد و در ميان راه افتاد. مادرش با داد و فرياد سعي داشت از تپه بالا برود، پاهاي من سست شده بود و توان راه‌رفتن نداشتم. تا نصف تپه را بالا رفتم اما نتوانستم خودم را به شايان برسانم. مرد كشاورزي كه آن‌ نزديكي‌ها بود، وقتي متوجه انفجار شد، خودش را به شايان رساند و او را به پايين تپه‌ها آورد. چند دقيقه بعد آمبولانس آمد و شايان را به بيمارستان سنندج انتقال دادند». چند ثانيه سكوت مي‌كند؛ از آن طرف خط صدا از داخل بيمارستان سنندج مي‌آيد كه يكي را پيج مي‌كنند. صداي پدر شايان از ته‌ گلويش بيرون مي‌آيد و مي‌گويد: «شما اگر خبرش را در روزنامه‌ها كار كنين، مشكلي براي پسرم پيش نمي‌آيد؟ لطفا چيزي ننويسيد كه كسي ناراحت شود و كار پسرم به مشكل بربخورد». از صحبت‌‌كردن با رسانه‌ها مي‌ترسد. بعد از كمي گفت‌وگو راضي مي‌شود صحبتش را با من ادامه دهد و مي‌گويد: «وقتي آمبولانس آمد، شايان هوشيار بود و با ما صحبت مي‌كرد. پزشك گفت كه نبايد خوابش ببرد، براي همين آن 50 دقيقه تا وقتي كه به بيمارستان كوثر سنندج رسيديم، با او صحبت مي‌كردم و مدام صدايش مي‌زدم و مي‌گفتم شايان‌جان نخواب پسرم؛ ولي پسرم درد داشت و ناله مي‌كرد و مي‌گفت دستم درد مي‌كند». اينها را كه مي‌گويد، گريه‌اش مي‌گيرد و گوشم از صداي گريه‌اش پر مي‌شود. بعد از اينكه كمي آرام مي‌شود، ادامه مي‌دهد: «وقتي در آي‌سي‌يو به ملاقاتش رفتم، از من خواست گريه نكنم و ناراحت نباشم؛ اما چطور مي‌توان آرام بود؟ پسر 11ساله‌ام در اين سن معلول شد. دو دستش را از مچ قطع كردند و يكي از چشم‌‌هایش تخليه شده. هرچند وقتي به ديدنش مي‌روم، سعي مي‌كنم به او روحيه بدهم اما چه فايده‌اي دارد؟ مگر مي‌توانم دوباره دست‌هايش را برگردانم؟» 

 

نفس عميقي مي‌كشد و ادامه مي‌دهد: «فرداي آن روز به ما گفتند منطقه‌اي كه شما به آنجا رفته بوديد، يك پايگاه متروكه بوده است و گروه پاكسازي دو مين عمل‌نشده ديگر در آنجا پيدا و خنثي كردند. اما آنجا نه سيم خارداري بود و نه تابلويي كه متوجه شويم احتمال خطر مين در آن منطقه وجود دارد. تازه بعد از اينكه اين بلا به سر پسرم آمد، متوجه شديم آنجا محل خطرناكي است. منطقه‌اي سرسبز و خوش‌آب و هوا كه صد كيلومتر با مرز فاصله دارد و نزديك مناطق مسكوني است». پدر شايان كه كارگر ساختمان است در ادامه مي‌گويد: «از مسئولان خواهش مي‌كنم به دادمان برسند. البته خوشبختانه بيمارستان با ما همكاري كرد و خيلي به پسرم رسيدگي كردند».


انفجار در مناطق پاكسازي‌شده


حدود ٣٠ سال از پايان جنگ هشت‌ساله عراق با ايران مي‌گذرد؛ اما بقاياي آن جنگ خونبار هنوز هم کشته و مجروح مي‌دهد و شايان 11ساله تنها يکي از ١٠ هزارنفري است که در سال‌هاي پس از جنگ قرباني مين شده‌اند. دراین‌باره بهنام صادقي، فعال مين‌زدايي که سال‌هاست در استان‌هاي مرزي مشغول به کار در همين زمينه است، به «شرق» مي‌گويد: «نزديک به چهارميليون‌و ٢٠٠ هزار هکتار زمين آلوده به مين در پنج استان آذربايجان‌غربي، کرمانشاه، کردستان، ايلام و خوزستان داريم که به تفکيک ايلام يک‌ميليون‌و ٧٠٠ هزار هکتار، خوزستان يک‌ميليون‌و ٥٠٠ هزار هکتار، کرمانشاه ٧٠٠ هزار هکتار، کردستان ١٥٠ هزار هکتار و آذربايجان نيز ١٥٠ هزار هکتار زمين آلوده به مين دارد».
او در ادامه با بيان اينكه براساس اعلام مرکز مين‌زدايي کشور از زمان اتمام جنگ ايران و عراق حدود ١٠ هزار نفر بر اثر مين‌هاي به‌جامانده از زمان جنگ کشته و زخمي شده‌‌اند، مي‌گويد «سال 88  پاكسازي استان كردستان و آذربايجان غربي اعلام شده بود؛ اما حوادثي كه بعد از آن اتفاق افتاد، نشان مي‌دهد اين مناطق همچنان به طور كامل پاكسازي نشده‌اند؛ به‌همين‌خاطر از سال 90 مجددا گروه‌هاي پاكسازي را در قالب چند تيم به استان كردستان اعزام كردند و ما عملا مي‌بينيم اين حوادث در مناطقي رخ مي‌دهد كه قبلا پا‌ك‌سازي شده‌‌اند؛ مثل اتفاقي كه چند روز پيش در 45‌كيلومتري جاده مريوان به سنندج رخ داد. اگر روي نقشه نگاه كنيد، مي‌بينيد محل انفجار كنار جاده است و احتمالا مين به‌جامانده در اين مناطق به مرور زمان بر اثر باد، باران، فرسايش خاک و جابه‌جايي توسط افراد از ارتفاع به سمت جاده جابه‌جا شده است». 


از او درباره علت وجود اين مين‌‌ها در مناطق پاك‌سازي‌شده و تجربه ديگر كشور‌ها در اين زمينه مي‌پرسم؛ صادقي در پاسخ مي‌گويد «جغرافياي استان كردستان و آذربايجان غربي با اقليم كردستان عراق يكسان است؛ هم از نظر جغرافيايي و هم از نظر آب و هوايي؛ اما در اقليم كردستان كمتر شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. به‌اين‌دليل كه در آنجا از مين‌روب‌ها مي‌خواهند تا دامنه ارتفاعات را نيز پاكسازي كنند و فقط منطقه محدوده مين‌هاي سابق را در نظر نمي‌گيرند و دامنه‌هايي را كه احتمال مي‌رود مين تا آنجا جابه‌جا شده باشد، نيز در قرارداد ذكر مي‌كنند و تحت پاك‌سازي قرار مي‌دهند. قاعدتا اين عمل هم به زمان و هم هزينه بيشتري نياز دارد؛ اما احتمال اينكه‌ ميني در منطقه باقي بماند، به حداقل مي‌رسد؛ اما در كشور ما براي پاكسازي فقط ميدان مين در نظر گرفته مي‌شود. اين در حالي است كه امكان جابه‌جايي مين بر اثر عوامل مختلف وجود دارد. اي‌ كاش دولت هزينه‌هاي بيشتري در اختيار مركز مين‌زدايي قرار بدهد تا بتوانند تا پايين‌ترين دامنه‌ها را نيز پاك‌سازي كنند و شاهد اين‌گونه اتفاقات نباشيم.


انفجارهاي بي‌پايان


اخبار مربوط به قربانيان و حادثه‌ديدگان ناشي از انفجار مين، در حالي منتشر مي‌شود که پيش‌از‌اين براي برخي استان‌ها پايان عمليات پاکسازي جشن گرفته شد. به‌عنوان مثال کرمانشاه، نخستين استاني بود که بهمن ٩١ پايان عمليات پاکسازي در آن جشن گرفته شد. اين در حالي است که بنا بر آخرين گزارشي که از قربانيان مين در سال ٩٥ در سايت «مين و زندگي» منتشر شده، از مجموع ٥٥ کشته و مجروح انفجار مين و مهمات بازمانده از دوران جنگ، پنج نفر (دو کشته و سه مجروح) ساکن استان کرمانشاه بوده‌اند. استان‌هاي ايلام، کردستان و خوزستان هم وضعي مشابه کرمانشاه دارند. جشن پاکسازي ايلام، پايان سال ٩١ و جشن پاکسازي کردستان، پايان سال ٩٠ و جشن پاکسازي خوزستان، سال ٩٤ برگزار شد؛ اما جمعه، 21 ارديبهشت ١٣٩7، خبري جديد در رسانه‌ها منتشر شد؛ خبري به اين شرح: «در پي انفجار مين به‌جا‌مانده از دوران جنگ در منطقه پيچون «روستايي از توابع بخش کلاترزان شهرستان سنندج يک کودک 11ساله از ناحيه دو دست قطع عضو شد و يکي از چشم‌هاي او نيز تخليه شد و گوش و بدن کودک نيز به‌شدت زخمي شده است».

 

یک مرکز آماری مربوط به مین می‌گوید طی فقط شش ماه گذشته در مناطق کردنشین بیش از 33 نفر به دلیل انفجار مین کشته یا زخمی شده‌اند و این یعنی جنگ تحمیلی هنوز هم هر دو هفته سه قربانی در کردستان می گیرد. این جنگ اگر کارمند يک اداره بود،‌ حالا بعد از 25 بازنشسته مي‌شد و دست از سر مردم کردستان برمي‌داشت. اما جنگ کارمند نيست و مين‌ها نمي‌دانند قطع‌نامه پايان جنگ چه معني دارد؛ اين ماجرا تمام شدني نيست! بر روي خاک کردستان تبعات جنگ باقي  است و در زیر خاکش خود جنگ.

 

آمارهایی کە کم و زیاد می‌شود

 

در حالی که وزیر دفاع دولت دهم از پاکسازی تمام اراضی آلوده به مین تا سال 91 خبر داده بود، فروردین امسال در آستانه فرا رسیدن «روز جهانی افزایش آگاهی درباره مین های زمینی» رییس مرکز مین‌زدایی کشور گفت: «در حال حاضر 28 هکتار از زمین‌های آلوده به مین در مناطق مرزی پاکسازی نشده‌اند و تراکم مین در این زمین‌ها بسیار بالا است.« اين يعني جنگ حالا حالاها ادامه دارد و به احتمال زياد نام‌های ديگري نيز به فهرست بلندبالای کشته‌ها و مصدومان مين اضافه خواهد شد.

 

بر اساس آمار‌ها، شش ميليون هکتار از خاک ايران به مين آلوده است و بيش از 20 ميليون مين در سراسر ايران وجود دارد. استان‌هاى ایلام، کرمانشاه، آذربایجان‌غربى و کردستان با مساحتى به‌ وسعت یک هزار و۴۸۰ هکتار، به ترتیب آلودەترین نقاط ایران از این منظر به‌حساب مى‌آیند. این آمارها با آمد و شد مسئولان کم و زیاد می‌شوند اما مین‌ها همچنان قربانی می‌گیرند. قربانیانی که با گذر سه دهه از پایان جنگ تحمیلی آمارشان تمام و کمال رسانه‌ای نمی‌شود.

 

دشواريهاي پاکسازی

 

همه استان‌هاي آلوده به مين به ويژه کردستان کوهستاني هستند و به چند دليل نمي‌توان به جرأت از پاک بودن هيچ منطقه‌ آلوده‌اي خبر داد. مين‌ها به دليل بارندگي به دامنه کوه‌ها که مناطق مسکوني است حرکت مي‌کنند و يا ميني که داخل پايگاهي در قله کوه کاشته شده، رانش مي‌کند، به همين خاطر بيشتر مين‌هايي که منفجر مي‌شود معمولا دورتر از منطقه کاشت (ميدان مين) است. شايد به همين خاطر دو‌سال پيش 6 نفر از کساني که در مناطق آلوده مشغول پاکسازي بودند، شهيد شدند. دردناک‌تر آنکه موضوع فقط به خطر مين ختم نمي‌شود؛ بمب‌هايي که ارتش بعث ريخته ولي منفجر نشده، گلوله توپ، راکت و... در مناطق وجود داشته و آماده انفجار باشد.

 

آیا نااميد باشيم؟

 

نه! ما در کردستان هستیم و هنوز زنده‌ايم. مردم زيادي هر روز در کردستان راه مي‌روند، ‌در شهر، در روستا، در کوه و دشت و کرانه‌هاي رودخانه‌ها. اما راهشان امن و امان است. براي باقي قضايا يعني پاکسازي مناطق آلوده به مين،‌ که از قضا مهمترين بخش است، گروه‌هاي بسياري از گروه‌هاي داوطلب مردمي گرفته تا اعضاي افتخاري نهادهاي نظامي و دولتي،‌ بارها براي پاکسازي اقدام کرده و مناطق بسياري از خطر وجود مين پاک کرده‌اند.

 

رئيس سابق جمعيت هلال‌احمر مریوان در اين‌باره گفته بود: تا جايي که من مي‌دانم در منطقه ما کسي مانع انجمن‌هاي فعال براي فعاليت در اين حوزه نمي‌شود.

 

 ایوب غلامی ادامه داد: البته اين طور نيست که براي قربانيان مين و کساني که در معرض خطر هستند، هيچ کاري نشود ولي به هرحال آنها مشکلاتي هم دارند. به قول يکي از بزرگان بحث بحران، بحثي است که طرف کشته يا زخمي مي‌شود و بحث رواني‌اش بحث ديگري است.

 

چيزي که ما مي‌بينيم صدمه عادي و زخمي‌شدن و برگشتن به داخل منزل است ولي سه چهارم اين کوه يخ زير زمين است و ما آن را نمي‌بينيم. وقتي پدري که با ‌هزار بدبختي در روستا براي امرار معاش خانواده‌اش تلاش مي‌کند، برود روي مين چه مي‌شود؟ او سال‌ها درگير اين قضيه است و زندگي‌اش هيچ وقت مثل قبل نمي‌شود. بُعد رواني اين اتفاق واقعا تأسف‌آور است. ما فکر مي‌کنيم اگر او زخمي شد و برگشت خانه، مشکلش حل است. در حالي‌که مشکل روحي و رواني آنها خيلي بيشتر از اين حرف‌هاست. اما با همه اينها گروه‌هاي روان درماني براي اين افراد و به‌ويژه کودکاني که قرباني مين مي‌شوند، وجود ندارد.

 

غلامي مي‌گويد: من معتقدم علاوه ‌بر آموزش خطرات مواد منفجره، تيم‌هاي پشتيبان رواني لازم است. درحال حاضر تيم رواني هلال‌احمر در اين حوزه کار مي‌کند ولي گسترده نيست و تعدادشان کم است. از نظر من کسي که دست و پايش قطع شده و رفته خانه و پا برايش درست کرده‌اند، تا سال‌ها نياز به جلسات متعدد رواني دارد. ما متخصص و روانشناس داريم ولي ممکن است هر روز نتوانند بيايند درحالي‌که اين جزو اولويت‌هايي است براي کساني که صدمه ديده‌اند، که بايد باشد. من اين را تا به حال چندين‌بار گفته‌ام.

 

با اين وجود تلاش‌هاي اين چنيني کفاف کل منطقه را نمي‌دهد و بايد تصميم جدي در ميان دولت‌هاي ايران و عراق براي پاکسازي اتخاذ شود و پيمان نامه‌هايي براي همياري در پاکسازي به امضا برسد.

 

ایران خارج از اتاوا

 

 آسیب‌هایی که مین‌های ضدنفر پس از پایان مخاصمات نظامی بر افراد غیر نظامی؛ بویژه کودکان وارد می‌نمود باعث شد که جمعی از کشورها در فکر محدود کردن و منع استفاده از مین‌های زمینی ضدنفر بیافتند و سرانجام در ماه دسامبر ۱۹۹۷ میلادی در شهر اتاوای کانادا گردهم آمدند و مواردی را به تصویب رساندند که به پیمان اتاوا معروف شد.


طبق پیمان اتاوا دولت‌ها پس از گذشت ۱۰ سال از پایان جنگ موظفند کشتزار‌ها و مزارع را از مواد منفجره و مین پاک‌سازی کنند. تاکنون ۱۵۷ کشور جهان به این پیمان پیوسته‌اند. اما ۳۷ کشور جهان که ایران هم یکی از آنهاست در کنار روسیە، ایالات متحده آمریکا، چین، امارات متحده عربی، عربستان صعودی، فنلاند، هند و .. هنوز عضو پیمان اتاوا نیستند. هرچند با اتاوا یا بی اتاوا، مسئولان باید مین‌های خفتە در کردستان را برچینند و صدای نامهربان و بی‌رحم این قاتل خفته را بزدایند.

 

سمیرا حسینی، روزنامەشرق؛

 

انتهای پیام/sh.s

سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 | 07:50

کد خبر : 29798

منتشر کننده : a.p

نظرات :

سلام پاسخ چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 | 18:00

0
0

http://ziryan.ir/NewsDetail.aspx?itemid=21227

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
گردشگری استان کردستان

به انتخاب سردبیر

بیشتر ...

مقـالـه / یادداشت

بیشتر ...

ADS

ADS

کانال رسمی کردتودی در تلگرام

سنه بازار

ADS

ADS