کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

فرزند شهید حسین کهریزی:

پدرم با یاران نزدیک امام(ره) در ارتباط بود/ گروهک کومله پیکر پدرم را به ما تحویل نداد

شهید حسین کهریزی، یاران نزدیک امام(ره)، ارتباط تلگرامی، کومله، پیکر بی جان پدرم،شهدای کامیاران، روستای ورمهنگ کامیاران

زمانی که پدرم به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمد( پانزدهم بهمن ماه سال 1358) نیروهای کومله پیام تلگرامی که پدرم از یاران امام خمینی(ره) دریافت کرده بود را نزد ایشان یافتند و همین تلگرام شد سند وابستگی پدرم به امام خمینی(ره) که از نظر نیروهای کومله گناهی نابخشودنی بود.

به گزارش کُردتودی، فرزند شهید حسین کهریزی از شهدای ترور شهرستان کامیاران گفت: پدرم در سومین روز از مهرماه سال 1319 در روستای ورمهنگ از توابع شهرستان کامیاران دیده به جهان گشود.

 

پدرم انسان با سوادی بود و از راه پارچه فروشی روزی خود، همسر و فرزندانش را تأمین می کرد. پدرم مورد اعتماد مردم منطقه بود و به خاطر خصلت ها و ویژگی هایی که داشت مردم منطقه ایشان را اکرام می کردند.

 

پدرم ماشین تایپ داشت و به کمک ماشین تایپی که در اختیار داشت، اعلامیه های حضرت امام خمینی(ره) را چاپ و در سطح شهر کامیاران و روستاهای اطراف توزیع می کرد. همین کارهای پدرم از ایشان یک چهره انقلابی در میان مردم ساخته بود و مردم در انتظار روزهای خوشی بودند که پدرم نوید می داد.

 

در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، افراد زیادی بودند که علیه حکومت پهلوی فعالیت می کردند و یکی از همین افراد که با پدرم نیز رفاقت داشت، صدیق کمانگر (رییس حزب کومله) بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پدرم امام خمینی (ره) را به عنوان مقتدای خود برگزید و با تمام وجود در خدمت اوامر و دستورات ایشان بود، اما صدیق کمانگر ضدیت با امام خمینی(ره) و آرمان های امام(ره) در سرلوحه برنامه های خود قرار داد.

 

پدرم در روزهایی که امام خمینی(ره) در تبعید بود، به یاران امام(ره) تلگرام می زند و از ارادت قلبی خود و اطرافیانش به حضرت امام (ره) و آرمان های ایشان صحبت به میان می آورد و قول مساعد همکاری و همراهی مردم منطقه را برای حمایت از انقلاب اسلامی به اطرافیان امام(ره) می دهد. یاران امام نیز پاسخ تلگرام پدرم را می دهند و از ایشان تقدیر و تشکر می کنند. پدرم این تلگرام را همواره نزد خود نگه می داشت و هرگاه در جمعی حضور می یافت از این تلگرام و متن آن برای مردم صحبت می کرد.

 

زمانی که پدرم به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمد( پانزدهم بهمن ماه سال 1358) نیروهای کومله این پیام تلگرامی را نزد پدرم یافتند و همین تلگرام شد سند وابستگی پدرم به امام خمینی(ره) که از نظر نیروهای کومله گناهی نابخشودنی بود.

 

نیروهای کومله پدرم را آبادی به آبادی می چرخاندند و متن نامه تلگرامی پدرم به یاران امام خمینی(ره) در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب را برای مردم می خواندند و با «خمینی خواه» خواندن پدرم، ایشان را مستحق اعدام می دانستند.

 

علی رغم اینکه مردم منطقه پدرم را می شناختند و بارها نزد سران کومله رفته و برای آزادی ایشان پا در میانی کرده بودند، اما مرغ نیروهای ضد انقلاب یک پا داشت و از نظر آنان کسی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از هوادان امام خمینی(ره) بوده و بعد از پیروزی انقلاب به همکاریش با نیروهای انقلابی ادامه داده است، مستحق اعدام است.

 

بعد از اینکه پدرم به اسارت نیروهای ضدانقلاب درآمد، مادرم برای اینکه خبری از ایشان به دست بیاورد، روانه کوه و بیابان شد. من چهار و یا پنج سال داشتم و همراه مادرم روستاهای اطراف را یکی یکی زیر پا می گذاشتیم تا شاید خبری از پدرم به دست بیاوریم، اما نیروهای ضدانقلاب هیچ خبری از زنده بودن و یا شهادت پدرم به ما نمی دادند و ما در بی خبری کامل در جستجوی پدرم بودیم.

 

یک بار در یکی از زندان های گروهک کومله با یک زندانی مواجه شدیم که بر اثر شکنجه، استخوان کف پایش بیرون زده بود و چرک و خون تمام پایش را در بر گرفته بود. مادرم با دیدن این صحنه حالش دگرگون شد و شروع کرد به اعتراض به نیروهای ضدانقلاب. اما آن ها می گفتند: این شخص در حال فرار از روی صخره زمین خورده و به این حال و روز افتاده است. ما می دانستیم نیروهای ضد انقلاب آن قدر آن بیچاره را شکنجه کرده اند که به آن حال و روز افتاده است، اما کاری از ما ساخته نبود.

 

نیروهای ضدانقلاب وقتی با سماجت و سرسختی ما در پیگیری وضعیت پدرم مواجه شدند، پالتو و ساعت پدرم را به ما دادند و گفتند: این هم وسایل پدرتان که نزد ما جا مانده بود، ما دیگر هیچ خبری از ایشان نداریم.

 

اکنون نزدیک به 38 سال از اسارت پدرم به دست نیروهای ضدانقلاب می گذرد و ما هیچ خبری از ایشان نداریم. نیروهای ضد انقلاب هیچ اطلاعاتی از محل شهادت، نحوه شهادت، زمان شهادت و محل دفن پدرم به ما ندادند.

 

عوامل گروهک کومله تعداد زیادی از مردم کردستان را به اسارت گرفتند و بدون اینکه کسی متوجه شود، آن ها را زنده به گور کردند. آن ها قصد داشتند تا به این شیوه از مردم انقلابی کردستان انتقام بگیرند. اما 1870 شهید ترور کردستان در قلب و جان مردم جای دارند و هرگز فراموش نخواهند شد.

منبع: پیشمرگ روح الله

 

دوشنبه 11 دی 1396 | 12:03

کد خبر : 28213

منتشر کننده : الف ر/p

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید