Go Up
kurdtoday
فرزند شهید محمد سعید محمدی:گروه : سیاسی

پدرم بر اثر برخورد با مین گروهک های ضدانقلاب به شهادت رسید

شهید محمد سعید محمدی، شهدای ترور، تله انفجاری، گروهک های ضدانقلاب، روستای کول دیواندره، سپاه پاسداران

فرزند شهید محمد سعید محمدی: پدرم برای دریافت خسارت خرابی هایی که در حین پاکسازی روستای کول به منزل ما وارد آمده بود، به شهرستان دیواندره رفته بود، اما در مسیر بازگشت بر اثر برخورد با مین کار گذاشته شده توسط نیروهای ضد انقلاب به شهادت رسید.

به گزارش کُردتودی، عباس محمدی فرزند شهید محمد سعید محمدی از شهدای ترور گفت: پدرم در اولین روز از دیماه سال 1312 در روستای کول از توابع شهرستان دیواندره در یک خانواده کشاورز دیده به جهان گشود.

 

پدرم در ایام جوانی به کار کشاورزی و باغداری مشغول می شود و بعد از مدتی ازدواج می کند و صاحب چهار فرزند پسر و سه فرزند دختر می شود. پدرم به دلیل مشکلاتی که در کودکی سد راهش بود، هیچ گاه نتوانست وارد مدرسه شود، به همین خاطر خیلی دوست داشت که فرزندانش وارد مدرسه شوند.

 

منطقه سارال دیواندره از جمله مناطقی بود که تا مدت ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اشغال گروهک های ضدانقلاب قرار داشت و این گروهک های از خدا بی خبر هر جنایتی که دلشان می خواست در حق مردم کُرد زبان انجام می دادند. مردم مظلوم کردستان هم که دستشان خالی بود مجبور بودند سکوت کنند.

 

بعد از آغاز عملیات پاکسازی مناطق اشغال شده، مردم روستاهای اشغال شده همکاری گسترده ای را با رزمندگان سپاه اسلام آغاز کردند و خانه و کاشانه خود را در اختیار رزمندگان سپاه اسلام قرار دادند تا عملیات های پاکسازی با موفقیت همراه باشد.

 

مردم روستای کول نیز که از دست نیروهای ضدانقلاب به ستوه آمده بودند، با جان و دل با رزمندگان سپاه اسلام همکاری می کردند، همین عاملی شده بود که نیروهای ضدانقلاب کینه مردم روستا کول را به دل بگیرند و با هرچه که در اختیار دارند به مردم، خانه ها، باغ ها و دارایی های مردم حمله و دست به قتل، غارت و تخریب منازل مردم بزنند.

 

بعد از تخریب منازل روستاییان و وارد آمدن خسارات سنگین به اهالی روستاهای پاکسازی شده توسط عوامل ضد انقلاب، از طرف حکومت مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام شد؛ هر خانه روستایی که در عملیات پاکسازی متحمل خسارت شده اند، می توانند با مراجعه به مراکز تعیین شده، خسارت های وارده به منازل و دارایی های خود را دریافت کنند.

 

روز هفدهم خردادماه سال 1363 پدرم برای دریافت خسارت به شهر دیواندره می رود و هنگام بازگشت به خانه سوار ماشینی که از طرف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، برای اهالی روستاهای محروم ارزاق و سهمیه می آورد، می شود. در حد فاصل بین روستاهای درویشان و قلعه ولیانه ـ از توابع دیواندره ـ ماشین حامل ارزاق با یک مین کار گذاشته شده توسط نیروهای ضدانقلاب اصابت می کند و پدرم به همراه یکی از اهالی روستاهای اطراف به شهادت می رسند.

 

شهادت پدرم سرآغاز مشکلاتی بود که دامن گیر ما شد؛ هفت بچه قد و نیم قد که توانایی کار کردن و به دست گرفتن مسئولیت زندگی را نداشتیم و یک مادر تنها که تأمین هزینه های زندگی هفت فرزند برایش سخت و طاقت فرسا بود. مادرم همانند یک شیرزن کار می کرد و مخارج زندگی ما را تأمین می کرد.

 

گروهک های ضد انقلاب آن قدر از خانواده هایی که در راه انقلاب اسلامی شهید تقدیم کرده بودند کینه به دل داشتند که برادرم را به اسارت گرفتند. علی رغم اینکه برادرم سن و سالی نداشت و نمی توانست مزاحمتی برای آن ها ایجاد کند، اما آن به بهانه های واهی ایشان را تا مدت ها در اسارت خود نگاه داشتند تا اینکه در نهایت با مداخله ریش سفیدان روستا مجبور به آزادی برادرم شدند.

 

منبع: پیشمرگ روح الله

 

انتهای پیام/h.e

 

پنجشنبه 30 آذر 1396 | 09:14

کد خبر : 28069

منتشر کننده : الف ر/p

نظرات :

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
گردشگری استان کردستان

به انتخاب سردبیر

بیشتر ...

مقـالـه / یادداشت

بیشتر ...

ADS

ADS

کانال رسمی کردتودی در تلگرام

سنه بازار

ADS

ADS