Go Up
kurdtoday
گفتگوی تفصیلی کردتودی با یک دانشجوی نخبه سنندجی؛گروه : اجتماعی

معلولیت محکوم به محدودیت است؟!

سوران کرمی, دانشگاه تهران, دانشگاه کردستان, معلولیت و محدودیت

 یکی از دانشجویان نخبه استان کردستان می گوید پس از قبولی در کنکور و وقتی دانشگاه تهران به دلیل داشتن معلولیت از پذیرشم خودداری کرد, تمام آرزوهایم یکجا دفن شد.

به گزارش خبرنگار کُردتودی، با یکی از نفرات برتر کنکور سراسری گفتگویی خواندنی داشته ایم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.

 

خبرنگار: لطفا در چند جمله خودتان را معرفی کنید:

 

 سوران کرمی هستم فرزند حسین که در ۱۳ خرداد ۹۶ در خانواده 4 نفره در روستای حسین آباد شهر سنندج متولد شده ام؛ دوران ابتدایی و راهنماییم  را در روستای محل زادگاهم تحصیل کرده و دوران متوسطه را در دبیرستان نمونه دولتی شیخ شلتوت که در سنندج واقع است تحصیل نموده وبا معدل 09/19با اخذ مدرک دیپلم در رشته ریاضی فارغ التحصیل شده ام.

 

 از سال 92در مقطع اول متوسطه بیماری عصبی اتاکسی که مادرزادیی داشتم در من قوت گرفت و توانایی نوشتن را از دست دادم و پنجاه درصد از یادگیری درسهایم را فقط به صورت ذهنی در کلاس درس می آموختم و مابقی درسهایم را که نیاز به جزوه نویسی داشت دوستانم من را یاری میکردند ولی در سالی که خود را برای کنکور سراسری 96آماده میکردم چون از فضای مدرسه و دوستانم دور بودم تمامی درسهای مربوط به کنکور سراسری را به صورت ذهنی مطالعه میکردم.

 

 

سوران از روز آزمون سراسری سال96 برایمان گفت: طبق آیین نامه سازمان سنجش برای داوطلبین شرایط خاص یک منشی و یک سوم وقت دروس اختصاصی به عنوان وقت اضافه در نظر گرفته می شود, منشی که سازمان سنجش برای هرچه بهتر آزمون دادن من در نظر گرفته  بود محاسبات دروس اختصاصی رشته ریاضی فیزیک را برایم انجام نداد و من خودم به صورت ذهنی محاسبات را انجام میدادم و وقت اضافه که در نظر گرفته شده بود به صورت کامل به من تعلق نگرفت.


خبرنگار: در مورد نتایج آزمون و نحوه انتخاب رشته از سوران سوال کردم؟

 

در اعلام نتایج کنکور سراسری سال96 رتبه 177منطقه ای را کسب نمودم و پس از انتخاب رشته در رشته مهندسی شیمی دانشگاه تهران قبول شدم.

 

خبرنگار: دلیل اینکه شما را از ادامه تحصیل در رشته مهندسی شیمی منع کردند چه بود؟

 

پس از عزیمت به دانشگاه تهران و صحبت کردن با اساتید رشته مهندسی شیمی به من گفتند که شما به دلیل معلولیت جسمی توانایی تحصیل در این رشته را ندارید چون  در این رشته اکثر دروس آزمایشگاهی بوده و با مواد شیمیایی و سمی سروکار دارند و این برای خودم هم خطر سازبوده و اینکه در آینده شغلی نیز قدرت مانور و کمی خواهم داشت چون رشته مهندسی شیمی علاوه بر توانایی ذهنی و مهارت در دروس مربوطه به توانایی جسمی نیز نیازمند می باشد.

 

خبرنگار: شما در این اوضاع چه تصمیمی اتخاذ کردید؟ 

 

به دلیل معلولیت جسمی مجبور به دفن کردن آرزوهایم شدم وبه رشته مهندسی عمران دانشگاه کردستان تغییر رشته دادم و به این رشته و دانشگاه قناعت کردم و چه قناعت اجباری تلخی بود.


خبرنگار: آیا در مورد اینکه در دانشگاه تهران  در رشته دیگری ادامه تحصیل بدهید اقدامی نکردید یا اگر کرده اید به چه نتیجه ای رسیدید؟

 

چراکه نه, پیگیرهای لازمه را از دانشگاه تهران انجام دادم و در پاسخ شرایط و ضوابط خاصی را جلوی راهم گذاشتند که یکی از این شرایط دو ترم تحصیل کردن در رشته مهندسی شیمی و کسب معدل الف در این رشته و شرایط دیگر موافقت دانشکده مبدا و دانشکده مقصد.

 

خبرنگار: چرا این کار را انجام ندادید؟

 

به دلیل اینکه تضمینی برای پذیرفتن وجود نداشت و برای از دست ندادن شرایط ادامه تحصیل در همان سال دانشگاه آرزوهایم را وداع گفتم به ادامه تحصیل در دانشگاه استان کردستان بسنده کردم.

 


خبرنگار: آیا مشکلات دیگری هم گریبان گیر شما بود در دانشگاه تهران؟


بله مشکلات متعددی از جمله انجام بعضی کارهای شخصیم به دلیل شرایط جسمیم برایم امکان پذیر نبود و دانشگاه هم هیچ تدبیری برایم نمی کرد.

 

خبرنگار: آیا در حال حاضر در دانشگاه فعلیتان مشکلی دارید؟

 

بله باوجود مشکلات مالی که پدرم توانایی تامین مخارج من را ندارد و تمام وجود عزیزش برایم مایه گذاشته و می گذارد من روزانه متحمل هزینه ایاب و ذهاب از دانشگاه به محل سکونتم در یکی از رو ستاهای سنندج  به نام حسین آباد می باشم  چون همان مشکلی که در خصوص خوابگاه در دانشگاه تهران را داشتم در همین دانشگاه فعلی هم نیز به قوت خود باقی است.

 

خب نگار: دوست داشتید که دنیا سازش را چگونه کوک میکرد؟

 

دوست داشتم که سلامتیم را به دست آورم و به ازای آن نیمی از توانای ذهنیم را میدادم و دنیایم مثل مابقی همسن و سالانم رنگی رنگی رنگی می بود.


خبرنگار: برای درمان این بیماری چه اقداماتی انجام داده اید؟ 

 

به دلیل محدودیت قدرت مالیمان مجبور به درمان در استان محل تولدم شدم که دست آخر به گفتند که درمانی ندارد و به دنبال ناامیدی از عدم حضور در دانشگاه تهران پیگیر کار درمانم شدم که بازهم به من گفتند که جز بیماری های ژنتیکی می باشد و درمانی ندارد.

 

خبرنگار: چه درخواستی دارید؟

 

 مهم ترین درخواستم این است که پدر و مادرکه در روستا زندگی میکنن به شهر سنندج بیایند و در این جا سکونت بکنن که هم انها کمتر اذیت بشوند بخاطر من که با این وضعیت هر روزه مجبور به آمد ورفت در جاده هستم و همین اینکه مشکل خوابگاهی من حل شود.

 

 

کلام آخر؟

 

افرادی که توانایی ذهنی بالایی دارند و توانایی جسمی کمتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند درست نیست که اینگونه مورد کم لطفی مسوولین قرار بگیرند من دوست دارم که ما را هم مورد توجه قرار دهند که من و دوستان من که چنین شرایطی داریم استعدادهای خودمان را برای کشورمان شکوفا بکنیم.

 

به امید روزی که دیگر سوران کرمی های کشورمان اینگونه داستانی برای زندگیشان نداشته باشند.

 

انتهای پیام/a.p

دوشنبه 13 آذر 1396 | 07:44

کد خبر : 27840

منتشر کننده : a.p

نظرات :

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

به انتخاب سردبیر

بیشتر ...

مقـالـه / یادداشت

بیشتر ...

ADS

ADS

کانال رسمی کردتودی در تلگرام

سنه بازار

ADS

ADS

ADS