Go Up
kurdtoday
گروه : سیاسی

غافلگیری نیروهای ضد انقلاب و افتادن در دام رزمندگان سپاه اسلام

غافلگیری، ضد انقلاب، دام، رزمندگان سپاه اسلام، دیواندره، تخته سنگ، پشت سر، متواری شدن

چند قدمی از دوستانم دور نشده بودم که متوجه شدم یک نفر از نیروهای ضد انقلاب کنار تخته سنگی بزرگ کمین کرده است. وقتی خوب دقت کردم فهمیدم که او متوجه حضور ما نشده است. بلافاصله در جهت مخالف او حرکت کردم و قبل از اینکه بتواند عکس العملی نشان دهد، از پشت او را گرفتم.

به گزارش کُردتودی، یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دیواندره خاطره ای از غافل گیر شدن نیروهای ضد انقلاب توسط رزمندگان سپاه اسلام در یکی از روستاهای اطراف این شهر را اینگونه بازگو می کند:

 

سال 1359 منطقه دیواندره به تازگی پاکسازی شده بود، اما عناصر ضدانقلاب در منطقه تردد داشتند و گاهی به دور از چشم رزمندگان سپاه اسلام و با استفاده از تاریکی شب در روستاهای اطراف شهرستان دیواندره حاضر می شدند و به اذیت و آزار مردم می پرداختند.

 

من به همراه تعدادی از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد برای گشت و جوله به یکی از روستاهای اطراف شهر اعزام شده بودیم. البته هدف اصلی ما جمع آوری اطلاعات از ساعت و زمان دقیق حضور نیروهای ضد انقلاب و هم چنین عِده و عُده آن ها در زمان ورود به روستا بود.

 

من به اتفاق دو تن از همرزمانم به قله یکی از کوه های مجاور روستا صعود کردیم و چند دقیقه ای آنجا نشستیم. مسئول تیم اعزامی نیز به همراه تعدادی از نیروهای سازمان در دامه کوه حضور داشتند و مدام از ما می خواستند که از کوه پایین برویم و به آن ها ملحق شویم.

 

حس غریبی به من می گفت که در پیرامون کوه خبرهایی هست و ما نباید قله را ترک کنیم! آن قدر روی کوه ماندیم تا اینکه دوستانمان مجبور شدند به ما ملحق شوند. وقتی دوستانمان که در پایین قله بودند به ما ملحق شدند، خیلی ناراحت بودند و گمان می کردند ما با آن ها شوخی می کنیم و قصد داریم آن ها را به قله کوه بکشانیم.

 

یکی از نفراتی که بعداً به ما ملحق شده بود با ناراحتی گفت: چرا پایین نمی آمدید؟

 

ـ احساس می کنم در اطراف کوه خبرهایی هست، اگر اجازه دهید ما از این مسیر پایین می رویم و مسیر را بررسی می کنیم. اگر خبری بود به شما هم اطلاع می دهیم و شما هم به ملحق شوید و اگر هم خبری نبود و منطقه کاملاً امن و امان بود، از ضلع دیگر کوه به شما ملحق می شویم.

 

دوستان پذیرفتند و ما به طرف دامنه کوه به راه افتادیم. هنوز چند قدمی از دوستانم دور نشده بودم که متوجه شدم یک نفر از نیروهای ضد انقلاب کنار تخته سنگی بزرگ کمین کرده است. وقتی خوب دقت کردم فهمیدم که او متوجه حضور ما نشده است. بلافاصله در جهت مخالف او حرکت کردم و قبل از اینکه بتواند عکس العملی نشان دهد، از پشت او را گرفتم.

 

نگهبان که خیلی ترسیده بود، قبل از اینکه من بخواهم اقدامی بکنم گفت: من را نکش! هر اطلاعاتی بخواهی در اختیارت قرار می دهم.

 

ـ تو در امانی. به شرط اینکه همکاری کنی و هر چه می دانی کامل و مفصل به من بگویی.

 

ـ تعداد 17 تن از دوستانم در پایین دست قله در انتظار شما هستند.

 

با اطلاعاتی که از نگهبان دست گیر شده به دست آورده بودیم، یک نقشه منظم و با برنامه طرح ریزی کردیم و توانستیم ضربه مهلکی به نیروهای ضد انقلاب وارد کنیم. نیروهای ضد انقلاب که در پایین دست قله در انتظار ما بودند به یک باره در کمین ما گرفتار شدند.

 

نیروهای ضد انقلاب که اصلاً انتظار نداشتند ما آن ها را غافلگیر کنیم، با دادن تلفات سنگین مجبور به فرار شدند.

منبع: پیشمرگ روح الله

انتهای پیام/M.I

دوشنبه 16 مرداد 1396 | 09:58

کد خبر : 26234

منتشر کننده : الف ر/p

نظرات :

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

مقـالـه / یادداشت

بیشتر ...

ADS

ADS

کانال رسمی کردتودی در تلگرام

سنه بازار

ADS

ADS

ADS