Go Up
kurdtoday
گروه : اجتماعی

وضعیت اسفبار زندگی یک خانواده کُردستانی+تصاویر

آوار محرومیت بر خانه، سقف آن پر از درد،وضعیت اسفبار زندگی،  یک خانواده کُردستانی؛

راه که می‌روی خاک بلند می‌شود از زمین و با خودت می‌گویی آخر اینجا مگر جای زندگی است، اما خرابه ای با سقفی از تنه درخت و دیواره هایی از سنگ که محل زندگی افرادی از جنس بدبختی هستند ...

به گزارش کُردتودی، ناهمواری مسیر، تاب ادامه حرکت را از ماشین کمک دارِ گیر افتاده در گل و لای گرفته است تا مجبور شویم همچون سایر اهالی روستا ادامه مسیر را پیاده طی کنیم.
 


پس از نزدیک به 5 کیلومتر پیاده روی به روستای دولت آباد رسیدیم که در ورودی آن منزلی  توجه ات را به خود جلب می کند؛ خانه ای با دیوار در حال ریزش، کف ناهموار و گِلی و سقفی سوراخ!!!

 


در گوشه و کنار این مرز و بوم خانواده های محرومی هستند که شاید دعای آنان برخلاف سایر مردم، دعا برای نباریدن باران باشد تا سقف سوراخ خانه محقرشان چکه نکند، شاید دمی بیاسایند.


خانواده ای که فقر از سر و رویشان می بارد و تنها امیدشان دستان سخاوتمند اطرافیانشان برای رهایی از این همه درد و رنج و نداری است.

 


این جا درست روبه‌روی در خانه خانم خدیجه حسینی است؛ بانویی که چند ماه پیش ازهمسرش دچار بیماری است و با دو فرزندش در اتاقی زندگی می کنند که هیچ ندارند، پدر خانواده، هیچ شغلی ندارد و اخیراً به دلیل عارضه ی کمردرد خانه نشین شده است: «جوان تر که بودم؛ زندگی ام را با دستفروشی چرخاندم. الان که پیر شده ام؛ نه شغلی دارم و نه درآمدی. این وضع ماست.»


دستش را به سمت سقف دراز می کند. سقف کاه گلی در اثر بارش باران، آوار شده است.آسمان از داخل سقف پیداست. کاه گل های ریخته شده از سقف در خانه روی هم انباشه شده. فرش کهنه را به کناری زده اند. مادر، لباس خاک گرفته اي به تن دارد.

 


خودش را با دست می تکاند:«کاش خانه روی ما آوار می شد. از این زندگی ای که حتی به نان شب هم محتاج است؛ به تنگ آمده ایم.» زنی در آنجا به دستهای چروکیده و نگاه های پر از غم خواهرش نگاه می کند. سرش را به زیر می اندازد با روسري اي که دور گردنش چند پيچ خورده است می گوید؛ به دلیل نداشتن سقف وسایل منزلشان را گوشه ای جمع کرده و هر شب را در خانه ای به صبح می رسانند.


مادر گِل های ریخته شده از آوار سقف را به دست می گیرد. خاک های تر در دستش ریز ریز می شود. مي پرسم: دوست داريد زندگي تان چطور شود؟ گوشه ای از گِل را محکم به زمین می چسباند:«زندگي مان يک زندگي آبرومندي شود. بچه هایم در رفاه باشند. از سفره ی خالی خجالت می کشم.»

 


اینجا خیلی چیزها ندارد، ولی درد دارد؛ دردی که هر ناآشنایی زود با آن آشنا می‌شود. اینجا آرامش ندارد، ولی زخم دارد؛ زخم‌هایی که تا عمق وجود یک زن فرورفته و کمرپدر خانواده را خم کرده است. ولی اینجا زندگی مفهوم دیگری دارد. اینجا زندگی یعنی ترس از آینده فرزندانی که الان باید به جای کار به کارنامه فکر می‌کردند؛ اینجا زندگی یعنی غم نان و زجرکشیدن زنی که نمی‌داند به بیماری دخترش فکر کند یا سقفی امن و یا پولی برای سیر کردن شکم فرزندانش.


زمین هنوز از باران روز گذشته نم دارد. گل شده است. اين جا نه از حمام خبري هست و نه غذا. مادر لاغر و تکيده است. استخوان هاي صورتش بيرون زده، گوشت به استخوان ندارد. روی زمین سرد خانه ای که آوار شده؛ دو زانو می نشیند.

 


 

پدر خانواده بیکار است و همسرش از دربه دری رنج می برد  که در خانه ای محقر و خرابه ای زندگی می کنند که سقف آنرا با تکه های چوب پوشش داده اند و به گفته پدر خانواده  زمستان ها از سرما و اینک از رسیدن گرما و داغ شدن سقف و نداشتن کولر در هراسند و دعا میکنند هرگز تابستان فرا نرسد!!

 


خبری از روشنایی در داخل خانه سنگی نیست. تنها منبع روشنایی ، چند روزنه و سوراخ در دیوار است. تیرهای چوبی سقف خانه آنچنان دود خورده اند که سیاه سوخته شده اند. بیشتر به سیاهچالی می ماند که معلوم نیست چه بر سر چشمهای زیبای بچه های آن می آورد.

 


دیگر نیازی به گفتن کمبودها از سوی مادر خانواده نیست زیرا وضعیت خانه خود گویای همه چیز است.


غروب می‌شود و اشک‌های این زن روی پهنه صورتش پخش می‌شود. انتظار دارد مسئولی فکری به حالش کنند. می‌گوید: "وقتی بچه‌هایم هیچ چیز ندارند بخورند و در یک خرابه زندگی می‌کنم، چه می‌توانم بگویم. بیایند و وضعیت زندگی مرا ببیند."

 


گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد
وقتی دستی را به یاری می گیری،
بدان که دست دیگرت در دست خداست…

 

گزارش و عکس از مهوش رحیمی
انتهای پیام/M.I

چهارشنبه 15 دی 1395 | 13:05

کد خبر : 21717

منتشر کننده : م ر/a

نظرات :

بی حساب پاسخ پنجشنبه 16 دی 1395 | 14:42

0
0

قابل توجه رییس جمهور: این مورد بیشتر از هز چیز دیگری مای شرمساری است. در کشوری با این همه منابع و معادن خدادادی چرا باید این خانواده محترم در چنین وضعیتی زندگی کند. شرم بر همه ما که نام انسان را یدک می کشیم.

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

به انتخاب سردبیر

بیشتر ...

مقـالـه / یادداشت

بیشتر ...

ADS

کانال رسمی کردتودی در تلگرام

سنه بازار

ADS

ADS

ADS

ADS