کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

گفتگوی اختصاصی با دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان

از عصای سفید شکافی به سیاهی یک تفاوت نسازیم

نابینا, دانشجو, روشندل, دانشگاه کردستان, پویا شمی, عصای سفید, تحصیل, اشتغال, چشم, بینایی, حمایت

به گفته این دانشجوی دانشگاه کردستان مشکل اينجاست که ما فکر مي‌کنيم همه اتفاقات براي مردم است و ما هيچ وقت دچار آنها نخواهيم شد در حالي که تمام داشته‌هاي اين دنيا قراردادي است و تا اطلاع ثانوي در اختيار ماست, تصورش را بکنيد که يکبار چشم‌هايتان را ببنديد و بعد... خدا يادش برود که دوربين را روشن کند, تاريکي مطلق... نابينايي!

به گزارش کُردتودی، گاهي پيش خود مي پنداريم بدون شك، زندگي برایمان غيرقابل تحمل مي شد اگر نمي توانستيم دايره مردمك چشمانمان را در روشني روز و در تيرگي شب، باز و بسته كنيم. با اين حال هستند نابيناياني كه هر روز با مشكلات فراوانشان دست و پنجه نرم می کنند،

 

پویا شمی اهل یکی از روستاهای شهرستان کامیاران, مادرزادی از نعمت بینایی محروم بوده است و امروز دانشجوی ترم اول دانشگاه کردستان است.

 

وقتی که هفت سال سن داشته است مانند تمام هم سن و سالانش دوست داشته است که به مدرسه برود اما مسئولین مدرسه روستا مانع درس خواندنش ان هم به بهانه نابیناییش میشوند از آن زمان به بعد بیخیال درس خواندن میشود, اما چند سال قبل فردی به روستایشان می آیید و به او کمک می کند که درس بخواند, آنقدر به درس خواندن علاقه داشته است که در کمتر از شش سال دیپلم میگیرد, می گوید: تمام دوران ابتدایی را فقط در 2 ماه به پایان رساندم بعد راهنمایی و دبیرستان.

 

گرچه چشم‌هایش زیبایی ظاهری را نمی‌بیند، اما زیبایی باطنی را در تاریکی دنیای بی‌رنگش با ذوق بسیار لمس می‌کند و بی‌اعتنا به همه مشکلات و محدودیت‌ها، زندگی را به امید فردایی روشن در آغوش می گیرد.

 

تمام تلاش خود را برای قبولی در دانشگاه می کند سال اول در رشته ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور مرکز سنندج قبول میشود, دو ترم هم در این دانشگاه درس میخواند اما امسال  باز کنکور شرکت می کند و این بار در رشته زبان انگلیسی دانشگاه کردستان پذیرفته میشود, امروز پویا شمی دانشجوی ترم اول رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه کردستان است.

 

میپرسم سخت نیست همپای سایر همکلاسی هایت درس بخوانی جواب می دهد: حتی آب خوردن ساده اگر برایش زحمت نکشی نمی توانی انجامش بدهی, درس خواندن هم برای یک دانشجو که از سلامت کامل هم برخوردار است سخت است چه برسد به من که قادر به دیدن نیستم.

 

میگوید: هر چند تازه وارد دانشگاه کردستان شدم اما واقعا در همیبن چند جلسه اول همکلاسی هایم کمکم کردن چه در ضبط درس ها و چه در رفت و آمد.

 

 

پویا شمی این دانشجوی دانشگاه کردستان در کنار درس خواندن, ساز نی مینوازد و امروز کار اهنگ سازی را نیز انجا میدهد, البته در کنار کار آهنگ سازی, ورزش هم می کند و مدال قهرمان کشوری در رشته وزنه برداری را نیز دارد.

 

ادامه دهد: انسان های نامرد و نادرست باعث شده اند که این دنیا به سمت نامردی پیش برود, دروغ , کلک و نامردی و رفتارهای نادرست این دنیا را پر کرده است ولی هر چه باشد، دنیا با تمام فصل هایش، با همه فراز و فرودش، در من جریان دارد و نبود رنگ و نور، نمی تواند بین من و کاینات، حصار بکشد.

 

هر چند که چشمانم، بر روی رنگ های دنیا، بسته است/ هر چند که چشمانم، بر لبخند صبح و آسمان تیره شب پلک نمی گشایند/ هر چند که چشمانم در روشنایی رنگین کمان هزار رنگ خداوند، خاموشند/ ولی مگر شرط درک غایت خلقت، فقط چشم سر است؟!/ مگر متنعم شدن از خوان رنگین خداوند، تنها از آن مردمک هایِ رنگ بین چشم هاست؟!

 

می گویم از اینکه نابینا هستنی ناراحت نیستی جواب می دهد: وقتی که بچه بودم و هم سن و سالانم بازی می کردند و من نمیتوانستم خیلی اذیت میشدم خیلی ناراحت میشدم اما امروز از زندگی راضی هستم, هم درس میخوانم, هم ورزش می کنم, هم نی میزنم هم....خداروشکر زندگی خوب میگذر.

 

میگوید: متأسفانه تاکنون در طراحی و ساخت فضاهای سبز و بوستان‌های شهری کمتر نیازهای افراد معلول به ویژه نابینایان در نظر گرفته شده و استانداردهای لازم در ایجاد و بهره‌گیری از این‌گونه اماکن کمتر لحاظ شده است.

 

نابينايان از سر مشكلات جسمي‌شان كسي را نمي‌بينند اما ما هم كه مشكل بينايي نداريم آنها را نمي‌بينيم. البته گاهي اوقات فكر مي‌كنم چه خوب است كه آنها كم‌لطفي‌ها و بي‌تفاوتي‌هاي ما را با چشم نمي‌توانند ببينند.

 

به گفته او مشکل اينجاست که ما فکر مي‌کنيم همه اتفاقات براي مردم است و ما هيچ وقت دچار آنها نخواهيم شد در حالي که تمام داشته‌هاي اين دنيا قراردادي است و تا اطلاع ثانوي در اختيار ماست, تصورش را بکنيد که يکبار چشم‌هايتان را ببنديد و بعد... خدا يادش برود که دوربين را روشن کند, تاريکي مطلق... نابينايي!

 

چه کسي تضمين داده که هميشه روشن و پر فروغ باشد چشمانمان؟ آيا ما واقعا مالک چشم‌هايمان هستيم؟ تا حالا که باز بوده و بينا چه چيزهايي با چشم‌هايمان ديده‌ايم؟ آيا تجليات خداوند را در وجود بندگانش ديده‌ايم يا عيب جويي کرده‌ايم از ديگران با نگاهمان؟ کوتاهي‌ قد و چاقي و عدم تناسب آدم‌ها را ديده‌ايم و به آنها نمره داده‌ايم. قضاوتشان کرده‌ايم با نگاهمان!آدم‌ها را با هم مقايسه کرده‌ايم و از نگاه خودمان آنها را توصيف و تفسير کرده‌ايم, آيا واقعا چشم‌هاي ما براي ديدن ايرادهاي ديگران خلق شده؟

 

آيا ديده‌ايم آنچه را بايد ببينيم؟

 

تمام اينها شايد يک لحظه هم از ذهنمان نگذرد تا اينکه يک نابينا را ببينيم. اين نام را ما براي او انتخاب کرده‌ايم, ما که ادعاي بينايي داريم. نابينا!!!

 

اما آيا او واقعا نمي‌بيند؟ آيا او تجليات خدا را درک نمي‌کند؟ اگر از دنياي رنگ‌ها دور است آيا به دنياي رنگي ادراک نزديک نيست؟

 

دنياي بچه‌هاي نابينا دنياي متفاوتي است, دنيايي پر از تصور اگر زندگي را از يک زاويه جديد نگاه کنيم مي‌بينيم که خيلي از آدم‌ها در داستان زندگي پذيرفته‌اند نقش‌هايي را بر عهده بگيرند که هرکدام از ما از تصورش هم بيم داريم. اينجاست که حافظ مي‌گويد«آسمان بار امانت نتوانست کشيد، قرعه فال به نام من ديوانه زدند». بسياري از آدم‌ها قبول کرده‌اند قصه زندگيشان در تاريکي رقم بخورد و ما نام نابينا را به آنها داده‌ايم. افرادي که از جهاتي مديونشان هستيم. چون ما را با دنيايي خارج از دنياي خودمان آشنا کردند. خارج از دنياي نورها و رنگ‌ها! دنياي تاريکي. دنيايي که فقط و فقط يک نابينا مي‌تواند آن را درک کند و خودش را با آن شرايط وفق دهد. دنيايي که شبيه هيچ رنگي نيست. دنياي مطلق که در نهايت تاريکي‌اش فروغي بر چشم دل مي‌نشيند که فقط يک رنگ در آن جريان دارد... رنگ خدا!

 

منبع: کُرددانش

 

انتهای پیام/a.p

شنبه 1 آبان 1395 | 11:47

کد خبر : 19686

منتشر کننده : الف ک/kd

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید