کُردتودی اخبار کردستان، ایران و جهان

دیشب پدر؛ دوباره بی نان به خانه برگشت !

دیشب پدر،دوباره بی نان به خانه برگشت ، هفته ي کار و کارگر، رفتگران زحمت کش، وعده‌هایی تنها از جنس شعار پیگیری مطالبات کارگران

در هفته ي کار و کارگر كه چندي پيش برگزارشد و رياست شورا با لباس رفتگري عكس يادگاري گرفت، باز هم جامعه مسئولان با دادن وعده‌هایی تنها از جنس شعار پیگیری مطالبات کارگران را خواستار شده اما ...

به گزارش کُردتودی، هر روز صبح که از خانه قدم بیرون می گذاریم کوچه ها و خیابان ها را نظافت شده و تمیز می بینیم و بارها هم شاهد تلاش رفتگران سخت کوش بوده ایم که سرگرم نظافت معابر بوده اند. بسیاری ازما، حتی یک بار هم با رفتگر محله هم صبحت نشده و یک خدا قوت خشک و خالی هم به او نگفته ایم. «نارنجی پوشان» کارگرانی صدیق و زحمت کش هستند که اگر یک روز کارشان را انجام ندهند کثیفی کوچه ها و محله ها و بوی تعفن زباله ها، همه را کلافه می کند.


تلاش رفتگران شرکت های خدماتی و شهرداری، بر هیچ یک از شهروندان پوشیده نیست و این بار برای عرض سلام و خسته نباشید به سراغ این «یاوران شهر» رفته ایم. کارگرانی که در سرما و گرما از خروس خوان صبح تا پاسی از شب کار نظافت، جمع آوری و انتقال زباله های شهری را به عهده دارند اما دردو دل هایشان حکایت بی مهری وعده هایی از جنس شعار است...

 

یکی از رفتگران درد و دلش را اینطور آغاز می کند؛ در هفته ي کار و کارگر كه چندي پيش برگزارشد و رياست شورا با لباس رفتگري عكس يادگاري گرفت، 

 

باز هم جامعه مسئولان شهرستان دیواندره با دادن وعده‌هایی تنها از جنس شعار پیگیری مطالبات کارگران را خواستار شده تا بدون در نظر گرفتن وضعیت بحران مالی موجود در شهرداری این شهرستان تریبون سخنوری خود را چاق کرده و در مداوای این بحران سخنرانی‌ها کنند اما آنچه مشخص است بحران ناکارآمدی و مدیریتی در بدنه شهرداری  است که یا به اعتراف مسئولان فعلی میراث شهرداران گذشته و یا وام‌دار بی‌کفایتی برخی است که اقدام به استخدام و به‌کارگیری بیش‌ از حد نیروی کار (فاميلي)در این نهاد خدماتی كرده اند.


يكي از کارگران  شهرداری که در خصوص معوقات خود گفت بیش از ٤ ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌ایم و هنگامی‌که اعتراض می‌کنیم مدیران شهرداری ما را تهدید به اخراج می‌کنند با این شرایط چگونه می‌توانیم خرجی زندگی خود را تأمین کنیم.


براستي چرا.....


یکی از کارگران می گوید؛ خواستم براي كارگري شعر بنويسم...
شعري از برخورد با آهن .
به جاي گل....
تمام صبح وشب هايت...
شعري از نابودي ايمانت...
شعري از شرمت به پيش خرده فرزندت..
به پيش بي گنه همسر..
تمناشان لباسي نو....!

انتهای پیام/s.a

سه شنبه 8 تیر 1395 | 09:09

کد خبر : 16971

منتشر کننده : م ر/a

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردتودی نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
 

کد امنیتی Captcha image
 
   

ADS

ADS

ADS

ADS

ADS

 

کُردتودی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید